مخالفت با دیپلماسی؛ پازل سیاسی انتخاباتی

مرتضی کامل نواب

مرتضی کامل نواب

سیاست

163827
مخالفت با دیپلماسی؛ پازل سیاسی انتخاباتی

جمهوری اسلامی بارها اعلام کرده است که به دنبال جنگ نیست، اما این به معنای آن نیست که برای جنگ آمادگی ندارد. اگر ضرورت ایجاب کند، جمهوری اسلامی منطقاً باید با تمام توان از خود دفاع کند و از همه ظرفیت‌های نظامی و نیز ظرفیت‌های قدرت نرم که پشتیبان نیروهای نظامی هستند، بهره بگیرد. از این رو، آمادگی دفاعی و نظامی کشور همواره حفظ شده است.

مرتضی کامل نواب، دبیرکل جمعیت پیشرفت و عدالت: در مقابل، اگر نگاه ما به گفت‌وگو و دیپلماسی نگاهی افراطی باشد، می‌تواند آسیب‌زا شود؛ به این معنا که تصور کنیم دیپلماسی به خودی خود موضوعیت دارد و همه مسائل صرفاً از مسیر مذاکره و گفت‌وگو قابل حل است. چنین برداشتی نه منطقی است، نه واقع‌بینانه و نه شدنی. هر چند در سوی دیگر نگاه افراطی دیگری وجود دارد که هرگونه مذاکره و گفت‌وگو را مخدوش و زیر سؤال می‌برد، حرکت در مسیر دیپلماسی را اشتباه می‌داند و معتقد است باید صرفاً به نبرد نظامی بازگشت.

حال آنکه تجربه نشان داده است در سطح کلان جمهوری اسلامی، نگاهی منطقی به هر دو ابزار وجود دارد. برای نمونه، زمانی که اخبار مربوط به تفاهمنامه منتشر شد، شکل‌گیری اجماع میان اعضای شورای عالی امنیت ملی، از جمله فرماندهان نظامی، نشان داد که هم دیپلماسی و هم قدرت نظامی، دو ابزار مکمل برای دفاع از منافع ملی تلقی می‌شوند. بر همین اساس، نه دیپلماسی اصالت ذاتی دارد که تصور کنیم به هر قیمتی باید وارد گفت‌وگو شد و همه مشکلات از این مسیر حل خواهد شد و نه باید دیپلماسی را به طور کامل کنار گذاشت و ظرفیت‌های آن را در تأمین منافع ملی نادیده گرفت. رویکرد صحیح آن است که از ابزار نبرد نظامی و ابزار دیپلماسی، هر یک در جایگاه خود و متناسب با شرایط، برای تأمین منافع ملی استفاده شود.

به نظر می‌رسد این همان منطقی است که در مدیریت کلان جمهوری اسلامی دنبال می‌شود. با این حال متأسفانه شاهد تلاش‌هایی برای دوقطبی‌سازی، ایجاد شکاف و اختلاف در فضای سیاسی کشور هستیم. برخی در این مدت کوشیده‌اند این‌گونه القا کنند که دیپلماسی، حتی اگر بتواند منافع کشور را تأمین کند، اساساً فاقد موضوعیت است و باید صرفاً به نبرد نظامی تکیه کرد.

واقعیت آن است که این دوقطبی نه در چارچوب سیاست خارجی و نه بر مبنای منافع ملی تعریف می‌شود. به نظر می‌رسد افرادی که چنین فضایی را دنبال می‌کنند، بیش از آنکه در حال طراحی راهبردی برای سیاست خارجی باشند، در حال پیش بردن یک پازل سیاسی در عرصه سیاست داخلی هستند؛ به گونه‌ای که گاه این تحرکات، شائبه آماده‌سازی فضای انتخابات زودهنگام را به ذهن متبادر می‌کند.

این در حالی است که جمهوری اسلامی در شرایط کنونی، وضعیتی مدیریت‌شده را دنبال می‌کند؛ به این معنا که نه مسیر دیپلماسی را به طور کامل مسدود اعلام کرده و نه از موضع اقتدار خود عقب‌نشینی کرده است. هرگاه ضرورت ایجاب کند و منافع مردم تأمین شود، آمادگی تعامل و دیپلماسی از موضع اقتدار همچنان وجود خواهد داشت.

از سوی دیگر، در موضوع تفاهمنامه نیز همان‌گونه که دشمن بسیاری از تعهدات خود را نقض کرده است، جمهوری اسلامی نیز متناسب با اقدامات طرف مقابل، واکنش متقابل خود را نشان داده است. جمهوری اسلامی اعلام نکرد که تفاهمنامه را کنار گذاشته است، اما در برابر اقدامات دشمن، با مسدود کردن تنگه هرمز، اقدام متناسب خود را انجام داد و از موضع مقتدرانه خود عقب‌نشینی نکرد. 
بنابراین، جمهوری اسلامی همچنان موضوع تفاهمنامه و نقض تعهدات دشمن را پیگیری می‌کند و اقدامات متناسب خود را نیز ادامه داده است. با این حال، از آنجا که نمی‌خواهد دیپلماسی را به طور کامل زیر سؤال ببرد و خود آغازگر اعلام پایان رسمی تفاهمنامه باشد، تاکنون چنین اعلامی صورت نگرفته است تا اگر طرف مقابل از اقدامات خود دست کشید و به تعهداتش بازگشت، امکان احیای تفاهم و بهره‌گیری از دستاوردهای آن همچنان وجود داشته باشد.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست