حفظ دستاوردهای مقاومت نیازمند استفاده از ظرفیت دیپلماسی است
در هر مناقشهای، مقاومت زمانی میتواند به یک دستاورد راهبردی تبدیل شود که در نهایت قدرت ملی کشور را افزایش دهد، نه اینکه بخشی از این قدرت را در فرآیند یک جنگ فرسایشی کاهش دهد. ممکن است تصور کنیم با ادامه مقاومت و افزایش هزینههای طرف مقابل، سرانجام به نقطهای از بازدارندگی مطلوب خواهیم رسید؛ اما در این میان یک سؤال اساسی وجود دارد: هزینه رسیدن به این نقطه برای ایران چقدر خواهد بود؟
محسن هاشمیرفسنجانی، رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی: این پرسش را نمیتوان نادیده گرفت. باید ببینیم کشور در مسیر استمرار یک جنگ فرسایشی چه میزان از ظرفیتهای اقتصادی، اجتماعی و توسعهای خود را از دست میدهد. اگر ادامه این وضعیت به گسترش فقر، عقبافتادن توسعه، آسیبدیدن زیرساختها و تضعیف ظرفیت اقتصادی کشور منجر شود، دیگر نمیتوان صرفاً با استناد به افزایش هزینههای طرف مقابل، از یک موفقیت راهبردی سخن گفت.
مسأله این است که قدرت ملی فقط در توانایی مقاومت در یک میدان خاص خلاصه نمیشود. اقتصاد، زیرساخت، سرمایه اجتماعی و توان توسعه کشور نیز بخشی از قدرت ملی هستند. بنابراین ممکن است در یک میدان مشخص احساس کنیم مقاومت کردهایم و حتی هزینه قابل توجهی نیز به طرف مقابل تحمیل کرده باشیم، اما همزمان، بخشی از توان و ظرفیت ملی خود را از دست داده باشیم.
از این منظر، بازگشت به مسیر تفاهم را نباید الزاماً در تقابل با مقاومت تعریف کرد. گاهی حفظ دستاوردهای مقاومت، نیازمند آن است که از ظرفیت دیپلماسی برای کاهش هزینههای فرسایشی استفاده کنیم. تفاهم، اگر بر مبنای حفظ منافع ملی و تأمین امنیت کشور شکل بگیرد، میتواند به جای آنکه به معنای کنار گذاشتن مقاومت تلقی شود، ابزاری برای حفظ قدرت ملی و جلوگیری از فرسایش آن باشد.
در نهایت، آنچه باید مورد محاسبه قرار گیرد صرفاً هزینهای نیست که به طرف مقابل تحمیل میکنیم؛ باید دید در مقابل آن چه چیزی از دست میدهیم. اگر برای رسیدن به یک نقطه مطلوب از بازدارندگی، اقتصاد، توسعه، زیرساخت و سرمایه اجتماعی کشور را فرسوده کنیم، ممکن است در یک میدان خاص پیروز شده باشیم، اما در محاسبه کلان قدرت ملی، هزینهای سنگینتر پرداخته باشیم. راهبرد درست، راهبردی است که هم بازدارندگی را حفظ کند و هم اجازه ندهد هزینه مقاومت، خود به عامل تضعیف قدرت ملی تبدیل شود.
اگر به سمت اجرای تفاهمنامهای که آقای پزشکیان امضا کردهاند حرکت کنیم، میتوان با کاهش بخشی از فشارهای موجود، زمینه اصلاحات اقتصادی را نیز با هزینه کمتری برای مردم فراهم کرد. به نظر میرسد دولت و بخشی از عقلای مجلس و دیگر دستاندرکاران نظام، با وجود فشارهای سیاسی و رسانهای جریانهای تندرو، در حال حرکت بر مبنای واقعیتها و ملاحظات راهبردی هستند. با این حال، ما در یک وضعیت تاریخی قرار داریم و نمیتوانیم درباره آینده کشور صرفاً بر اساس فشارهای روزمره و هیجانات سیاسی تصمیم بگیریم؛ آنچه اهمیت دارد، انتخاب مسیری واقعبینانه برای حفظ منافع ملی و ساختن افقی روشنتر برای آینده کشور است.
انتهای پیام/