سند قابل دفاع و تأمین کننده منافع ایران
جامعه ایران در یک سال گذشته دو جنگ بزرگ را با ایستادگی پشت سر گذاشته است. جنگ فی نفسه پدیده میمونی نیست ولی وقتی پای تجاوز به خاک کشور در میان باشد، گریزی از دفاع نیست. نیروهای مسلح کشور به پشتوانه حضور مردمی و پشتیبانی دولت کاری کردند کارستان و در دفاع از سرزمین تاریخی ایران کوتاهی نکردند و دشمن متجاوز را به استیصال کشیدند. از طرفی جنگ همراه با پیروزیها و برانگیختن غرور ملی، قاعدتاً خساراتی هم به همراه دارد.
محمد رضا باهنر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام: چنانکه رهبر عزیز آیتالله خامنهای به همراه تعدادی از فرماندهان نظامی و شخصیتهای سیاسی در کنار تعداد زیادی از مردم بیگناه ایران شهید شدند. مضاف بر این حملات دشمن به برخی زیر ساختها و محدودیتهایی که زیر سایه جنگ بر اعمال فشارهای خارجی سابق یعنی تحریمها، افزوده شد، تبعات اقتصادی را به دنبال آورد که تأثیرات آن را در زندگیهای مردم میتوان مشاهده کرد. بر همین اساس حالا بازسازی به عنوان یک اولویت اصلی خود را به دولت و دیگر نهادهای کشور تحمیل کرده است.
همزمان با مقاومت مردم و دفاع جانانه نیروهای مسلح، ضلع سومی به نام دیپلماسی هم عهدهدار بخشی از این دفاع ملی بود. در حقیقت تجلی همکاری و هماهنگی میدان و دیپلماسی در نهایت منجربه امضای تفاهمنامه پایان جنگ میان ایران و آمریکا شد. تفاهمنامهای که در شورایعالی امنیت ملی و با رأی قاطع اکثریت قریب به اتفاق به جمعبندی رسید.
همانگونه که آقای قالیباف، رئیس مجلس و رئیس تیم مذاکره کننده کشورمان گفته است، روایتسازی دقیق و مناسبی از این تفاهمنامه در داخل ایران انجام نشد. تفاهمنامه به اذعان بسیاری از کارشناسان خبره، مزایای قابل توجهی برای ایران دارد و به نوعی تأمین کننده منافع ملی ما در شرایط فعلی است.
رهبر شهید بعد از جنگ ۱۲ روزه تأکید داشتند که وضعیت نه جنگ و نه صلح باید پایان داده شود. این تأکید رهبر شهید در حال حاضر هم به نظر میرسد به قوت خود باقی است. بازسازی خسارات جنگ، تقویت و ثباتبخشی به اقتصاد کشور، اجرای سیاستهای حمایتی از مردم و تقویت بیشتر توان دفاعی مستلزم عبور از این شرایط است. به هر حال همه جنگها در نهایت به مذاکره و صلح رسیده است. جنگ اخیر میان ایران و آمریکا هم از این قاعده مستثنی نیست. البته اینکه صلح در چه شرایطی بدست آید و اینکه توازنی میان امتیازات طرفین برقرار باشد یا نه، مؤلفه مهمی است. رئیسجمهوری آمریکا در چارچوب ارزیابیهای غلطی که از جامعه و توان دفاعی ما داشت، تسلیم ایران را در سر میپروراند. اما ایستادگی نیروهای مسلح و توانمندی دیپلماتهای ایران، این خواست را تبدیل به سرابی برای دونالد ترامپ کرد.
حالا توضیحاتی که اعضای تیم مذاکره کننده ایران از جمله آقای قالیباف و عراقچی در برنامههای مختلف ارائه میکنند، نشان از آن دارد که اتفاقاً این طرف ایرانی بوده است که در مذاکرات حتی دست برتر را داشته و همزمان با وادار کردن طرف مقابل به کوتاه آمدن از زیاده خواهیهای خود، امتیازات مد نظر ما را نیز پذیرفته است چنانکه موضع آتشبس در لبنان به عنوان یکی از خواستههای ایران مورد موافقت قرار گرفت. بنابراین تفاهمنامه امضا شده میان ایران و آمریکا برخلاف برخی تحلیلهای داخلی از سوی یک جریان سیاسی پر سر و صدا، سند قابل دفاعی است که تأمین کننده منافع ایران و محصول مجاهدتها و هماهنگیهای میان میدان و دیپلماسی است.
انتهای پیام/