«ایران» چالشهای انتقال دربی پایتخت به خارج از تهران را بررسی میکند
کوچ اجباری قرمز و آبی
ورزش
164583
دربیها در فوتبال جهان تنها یک مسابقه میان دو تیم نیستند؛ بخشی از هویت شهرها هستند. در مادرید، تقابل رئال و اتلتیکو فراتر از جدول لیگ و سه امتیاز است.
گروه ورزشی، سینا حسینی: در منچستر، رویارویی یونایتد و سیتی سالهاست که روایت دو قطب بزرگ یک شهر را بازتعریف میکند و در میلان، جدال اینتر و میلان چنان با تاریخ و فرهنگ شهر درهم تنیده شده که تصور این مسابقه در جایی جز خانه همیشگی فوتبال این شهر دشوار است.
دربی، به معنای واقعی کلمه، «مسابقهای در خانه» است؛ مسابقهای که جغرافیا بخشی از داستان آن محسوب میشود. برای همین است که وقتی از دربی مادرید، منچستر یا میلان صحبت میکنیم، نام شهر بلافاصله در کنار نام مسابقه قرار میگیرد. دربی، بدون شهر، بخشی از هویت خود را از دست میدهد.
در فوتبال ایران نیز داستان کم و بیش به همین شکل است. دربی تهران، بزرگترین نمونه این پدیده اجتماعی است؛ مسابقهای که طی دههها، فراتر از فوتبال، به بخشی از زندگی شهری تهران تبدیل شده است. ولی در فصلهای اخیر، مسابقات دربی تهران به دلیل نبود ورزشگاه استاندارد، از پایتخت خارج شده و در شهرهای دیگر برگزار میشود؛ اتفاقی که طبیعتاً از جذابیت و حال و هوای خاص این مسابقه میکاهد.
ماجرای برگزاری دربی خارج از تهران البته اتفاق جدیدی نیست. بازسازی ورزشگاه آزادی و نبود ورزشگاه جایگزین مناسب، پیش از این نیز دربی را از تهران خارج کرده است. دیدار برگشت دو تیم در سال ۱۳۸۱ در تبریز برگزار شد. در سال ۱۴۰۳ نیز هر دو مسابقه رفت و برگشت به اراک منتقل شد و در دیدار رفت سال ۱۴۰۴ هم دو تیم در همین شهر به مصاف هم رفتند. حالا در آستانه دور رفت دربی سال ۱۴۰۵، بار دیگر بحث برگزاری این مسابقه خارج از تهران مطرح است.
در نگاه نخست، شاید این تصمیم صرفاً یک راهحل اجرایی به نظر برسد؛ ورزشگاه آزادی آماده نیست، ورزشگاه مناسب دیگری در تهران وجود ندارد و بنابراین مسابقه باید در شهر دیگری برگزار شود. اما مسأله از همینجا پیچیده میشود؛ چراکه دربی را نمیتوان صرفاً یک «بازی معمولی» تلقی کرد که محل برگزاری آن با چند خط در صورتجلسه تغییر کند. دربی تهران علاوه بر بسیاری از مؤلفههای ورزشی، یک رویداد شهری است و انتقال آن، فقط جابهجایی آدرس ورزشگاه نیست؛ انتقال یک پدیده اجتماعی از محیطی است که طی چند دهه شکل گرفته است.
فرض کنیم مسابقه به اراک یا هر شهر دیگری منتقل شود؛ این تصمیم ممکن است روی کاغذ بسیار ساده باشد و با چند امضا به تصویب برسد، اما در دنیای واقعی، هزاران هوادار باید خود را به شهر دیگری برسانند.
برای هوادار تهرانی یا شهرستانی، تماشای دربی در پایتخت بخشی از یک تجربه ورزشی و شهری است؛ اما سفر به شهری دیگر مستلزم هزینه، زمان و برنامهریزی است. هزینه بلیت سفر، رفتوآمد شهری، احتمال اقامت و سایر مخارج، در نهایت میتواند بخشی از جامعه هواداری را از حضور در ورزشگاه محروم کند.
این مسأله فقط به معنای کاهش تعداد تماشاگر نیست؛ ترکیب جمعیتی حاضر در ورزشگاه نیز تغییر میکند. دربیای که باید نماینده بخش بزرگی از جامعه هواداری دو باشگاه باشد، ممکن است به مسابقهای تبدیل شود که تنها بخشی از هواداران توان حضور در آن را داشته باشند.
در این میان، یک پرسش ساده اما مهم مطرح میشود؛ چرا هوادار باید هزینه ضعف زیرساختی فوتبال باشگاهی ایران را پرداخت کند؟
برگزاری دربی خارج از پایتخت، فقط هواداران دو تیم استقلال و پرسپولیس را از تماشای یک بازی مهیج محروم نمیکند؛ تهران نیز با انتقال دربی، یکی از مهمترین رویدادهای ورزشی خود را از دست میدهد. دربی برای پایتخت، یک رویداد اقتصادی و اجتماعی است. هزاران نفر در اطراف ورزشگاه، مسیرهای حملونقل، رستورانها، فروشگاهها و دیگر بخشهای خدماتی با این رویداد درگیر میشوند. رسانهها، خبرنگاران و کسبوکارهای مختلف نیز از این اتفاق بهره میبرند.
البته شهری که میزبان مسابقه میشود نیز از فرصت اقتصادی و اجتماعی آن برخوردار خواهد شد؛ اما پرسش اساسیتر این است که چرا پایتخت، به دلیل ناتوانی در تأمین زیرساخت، باید از میزبانی مهمترین مسابقه باشگاهی کشور محروم شود؟
انتقال دربی به شهری دیگر، یک پیامد فوتبالی مهم نیز برای کادر فنی دو تیم دارد؛ تغییر شرایط مسابقه. در فوتبال حرفهای، هر ورزشگاه مختصات خاص خود را دارد. ابعاد و کیفیت زمین، امکانات تمرینی، رختکنها، نحوه استقرار تیمها، مسیر دسترسی هواداران، امکانات رسانهای و شرایط امنیتی، همگی بخشی از تجربه برگزاری یک مسابقه بزرگ هستند. وقتی بازی از خانه اصلی خود خارج میشود، مجموعهای از این عوامل نیز تغییر میکند.
شاید مهمترین بخش ماجرا دقیقاً همینجا باشد. مشکل واقعی فقط این نیست که استقلال و پرسپولیس یک روز در اراک، اصفهان یا تبریز به مصاف یکدیگر بروند. مسأله این است که فوتبال ایران برای برگزاری مهمترین مسابقه باشگاهی خود در پایتخت کشور، با کمبود زیرساخت مواجه است.
اگر انتقال دربی یک اتفاق استثنایی باشد، میتوان آن را بهعنوان «راهکاری موقت» پذیرفت. اما اگر این اتفاق تکرار شود، دیگر نمیتوان بهسادگی از «موقت» بودن آن سخن گفت. آن زمان، پرسش جدیتری پیش روی متولیان فوتبال و ورزش کشور قرار میگیرد؛ چرا برای یکی از مهمترین رویدادهای ورزشی کشور، هنوز یک راهحل پایدار و قابل اتکا پیدا نشده است؟
فرزاد آشوبی، کارشناس فوتبال در گفتوگو با «ایران»:
باید قوانین سرمایهگذاری در فوتبال تغییر کند
مهری رنجبر / هواداران پایتختنشین سرخابیها این فصل هم شاهد برگزاری بازی حساس دربی خارج از شهر تهران هستند؛ اتفاقی که در لیگهای معتبر دنیا کمتر رخ میدهد. اما آماده نشدن ورزشگاه آزادی و دیگر ورزشگاههای تهران، سازمان لیگ فدراسیون فوتبال را به جایی رساند تا دربی رفت را هم به نقش جهان اصفهان منتقل کند؛ تصمیمی که با انتقادهای زیادی همراه شده است.
فرزاد آشوبی، بازیکن پیشین تیم فوتبال پرسپولیس معتقد است تا زمانی که مشکل زیرساخت استاندارد در شهر تهران برطرف نشده بعید نیست این اتفاق همچنان تکرار شود. او معتقد است با آماده نبودن ورزشگاه آزادی، راه دیگری وجود نداشت: «با توجه به اینکه ورزشگاه آزادی حداقل تا چند ماه آینده آماده نمیشود، سازمان لیگ فدراسیون چاره دیگری نداشت. چرا که بقیه ورزشگاهها نیز گنجایش و ظرفیت برگزاری دربی تهران را ندارند و انتخاب نقش جهان اصفهان تصمیم معقولی در این شرایط بود.»
به گفته آشوبی، ساخت ورزشگاه اختصاصی توسط باشگاهها نیز شروطی دارد: «باشگاههای فوتبال ایران تا به حال ورزشگاه نساختهاند و بعدها هم نخواهند ساخت. این تصمیم زمانی توجیه اقتصادی پیدا میکند که ساختار از ساخت آن حمایت کند و مسیر حرفهایگری مشخص شود. وقتی باشگاهها هزینههای زیادی دارند و با برگزاری مسابقات، هزینههای زیادی روی دست باشگاه میماند و از طرفی باشگاهها هیچ سهمی از حق پخش تلویزیونی ندارند و بدون اسپانسر هستند، پس ساخت ورزشگاه اختصاصی هم توجیه اقتصادی ندارد. اروپاییها هم به خاطر توجیه اقتصادی و شرایط حرفهای که دارند، ورزشگاه میسازند، اما در ایران وقتی خبری از حمایت قوانین از فوتبال حرفهای وجود ندارد، نباید توقع ساخت ورزشگاه اختصاصی را هم داشت.»
او ساخت ورزشگاه اختصاصی توسط باشگاهها را معقول نمیداند: «مگر هزینه برگزاری دربی خارج از تهران چقدر میشود؟ نهایتاً سرجمع هزینههای رفتوآمد، هتل، غذا و اجاره زمین بازی دو میلیارد است، در حالی که ساخت ورزشگاه اختصاصی بیشتر از چندین هزار میلیارد اعتبار میخواهد. درست است که ورزشگاه میماند، اما به شرط اینکه مستهلک نشود.»
این کارشناس فوتبال، برگزاری دربی خارج از تهران را نیز به معنای ضرر برای سرخابیها نمیداند: «من اینجوری فکر نمیکنم که برگزاری دربی در شهرهای دیگر به سرخابیها لطمه میزند؛ حتی هواداران خود را هم از دست نمیدهند، چرا که تیمها هواداران خاص خود را در شهرهای ایران دارند و بعد هم قرار نیست این اتفاق همیشگی باشد. تا زمانی که ورزشگاه آزادی تکمیل نشده، دربی پایتخت در شهر دیگری برگزار میشود. البته از پنج بار، دو بار با رأی کمیته انضباطی، دربی در خارج از تهران برگزار شده است.»
او تنها شرط عدم تکرار چنین اتفاقی را اصلاح قوانین فوتبال میداند: «قوانین فوتبال باید اصلاح شود. فرقی نمیکند باشگاهها دولتی باشند یا خصوصی؛ مهم این است که قوانین سرمایهگذاری در فوتبال باید اصلاح شود. دقیقاً چیزی که دنیای باشگاهداری فوتبال به آن رسیده و اجرایی شده و فوتبال را از بازی صرف به صنعت درآمدزا و سرگرمی رسانده است. باشگاههای فوتبال ایران هم باید این مسیر را طی کنند. شاید بعضیها معتقد باشند راهکار حل این مسأله، خصوصی شدن باشگاههای فوتبال باشد، اما به نظرم این برای باشگاههای ایران قطعیت ندارد، چرا که خصوصیسازی نیز مسیر، الزامات و قوانین خودش را دارد که باید بینقص در ایران اجرا شود که بعید است این اتفاق بیفتد.
حالا کار به جایی رسیده که هواداران با رأی خود، رئیس باشگاه بارسلونا را انتخاب میکنند. به نظر شما اجرای چنین کاری در فوتبال ایران شدنی است؟ اما میتوان کار را به شکلی پیش برد که مدل فوتبال حرفهای اجرا شود.»
سرمایهای که نباید از فوتبال گرفته شود
سید کاظم اولیایی
مدیرعامل پیشین استقلال
افتخار تیمهای استقلال و پرسپولیس، هواداران آنهاهستند و با توجه به شرایط فعلی ورزش کشور که چندان هم خوب پیش نمیرود، اتفاقاتی رخ داده که باعث شده تماشاگران از فوتبال دور شوند؛ اقدامی که خلاف ماهیت فوتبال حرفهای و تعریف فیفاست. فوتبال حرفهای در دنیا یعنی مشتریمحوری و وقتی دو تیم حرفهای یک شهر روبهروی هم قرار میگیرند، در واقع سرمایههای فوتبال یک شهر، یعنی هواداران، با یکدیگر روبهرو میشوند. اما در ایران، به دلیل خصولتی بودن باشگاهها، ضعف در مدیریت ورزشی و برنامهریزی نامناسب فدراسیون که یک مثلث ناکارآمد را ایجاد کردهاند، شرایط بهگونهای پیش میرود که تمام افتخار دو تیم آبی و قرمز پایتخت؛ افتخاری که فوتبال کشورمان در تمام دنیا به آن میبالد، یعنی حضور ۱۰۰ هزار تماشاگر، در حال از بین رفتن است. خصولتی بودن باشگاهها و در اختیار بودن ورزشگاهها توسط دولت، مدیران را وادار میکند بدون داشتن سختافزار مناسب و درآمد خالص، اقدام به تجهیز استادیوم یا ورزشگاهی نکنند. بنابراین بهتر است ارگانهای صنعتی دست از مجموعهداری بردارند و آن را به بخش خصوصی واگذار کنند تا مسیر جذب هوادار نیز توسط خود باشگاه و با برنامهریزی حرفهای مدیریت شود.
در تمام دنیا، ورزش حرفهای یک صنعت و بستری برای تولید کسبوکار و درآمد است و بر اساس باشگاهمحوری میچرخد. اما در کشورمان، خارج از اصل ۴۴ قانون اساسی عمل میکنند و باشگاه را تنها به یک مصرفکننده تبدیل کردهاند. در حال حاضر نیز سرانه ورزشی تهران حتی نسبت به استان سیستان و بلوچستان کمتر است و پایتخت ایران را از نظر سرانه ورزشی به فقیرترین پایتخت جهان تبدیل کردهاند. باشگاه استقلال امکانات و داراییهای زیادی داشته است و اگر بخشی از آن را نیز به این باشگاه بازگردانند، میتواند با شراکت بخش خصوصی، مجموعههایی مانند ورزشگاههای نقش جهان، تختی و دستگردی را تجهیز کند. حتی در مجموعه ورزشی آزادی، برای ساخت یک استادیوم ۴۰ هزار نفری بانوان خاکبرداری شده، اما چون حمایتی از آن نمیشود، این پروژه رها شده است و حتی تیمهای تهرانی نیز حاضر به صرف هزینه برای آن نیستند.
در چنین شرایطی است که اعتبار فوتبال کشور زیر سؤال میرود و میزبانیها از تیمهای مطرح، با هزاران هوادار و سرمایه اجتماعی، گرفته میشود. بهتر است پیش از آنکه فوتبال و هوادار را از دست بدهیم، دولت فکری به حال خصولتی بودن ورزش کند؛ وگرنه روزی خواهد رسید که دربی ۱۰۰ هزار نفری ما به یک دربی بیهیجان با اندک تماشاگر تبدیل شود و تنها در خواب، رویای برگزاری دوباره آن را در تهران ببینیم.
انتهای پیام/