«ایران» از نشست علمی در دانشگاه تهران گزارش می‌دهد

مهاجران و تجاوز خارجی به ایران؛ مسأله‌ای روی میز دانشگاه

سیاست

165144

دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه میزان «مهاجران و تجاوز خارجی به ایران» بود که در آن پیامدهای جنگ تحمیلی علیه ایران از ابعاد و در موضوعات مختلفی، بحث و بررسی شد.

در نشست «مهاجران و تجاوز خارجی به ایران»، نخست محمدصالح عطا، دانشجوی عراقی دانشگاه تهران، گزارشی از برهه‌های تاریخی طرد و اخراج شیعیان ایرانی‌الاصل از عراق ارائه کرد و گفت: «فرآیند اخراج شیعیان ایرانی‌الاصل از سال ۱۹۷۰ میلادی، یعنی ۹ سال پیش از پیروزی انقلاب و پس از قدرت گرفتن حزب بعث در عراق آغاز شد و پس از به قدرت رسیدن فرعون عراق، صدام، این روند تکرار شد، به طوری که فردی را صدا می‌‌زدند و بدون هیچ اعلام و اخطاری، او را به طرف مرز می‌‌بردند.»

به گفته وی، بعد از سقوط صدام در سال ۲۰۰۳، نهادی در عراق تأسیس شد تا علاوه بر بازگشت مدارک هویتی عراقی این افراد، اموال و دارایی‌های مصادره شده را به آنان بازگرداند.

عطا، اضافه کرد: «این مهاجران در تهران، قم، اصفهان و دیگر شهرها ساکن شدند و بخش بزرگی از مهاجران عراقی در جنگ هشت ساله، پا به پای رزمندگان ایرانی مقابل رژیم بعث ایستادند.»

این دانشجوی عراقی دانشگاه تهران اظهار کرد: «در این جنگ، دفاع مهاجران عراقی از ایران در مقابل آمریکا، برخاسته از علقه‌های مذهبی آنان بود، زیرا آنان هم در این جنگ و هم در وقایع پیش از آن، نسبت به درخطر بودن دین‌شان احساس خطر کردند.» به گفته عطا، مهاجران عراقی حمله نظامی آمریکا به ایران را حمله به نظامی می‌‌دانند که پرچم‌دار مذهب تشیع و مدافع و حامی دین آنان است.

رضا عطایی، دانشجوی افغانستانی سابق دانشگاه تهران نیز با اشاره به اینکه حضور پناهندگان مهاجر افغانستانی در ایران به ۵ موج تقسیم می‌‌شود که از دوره حمله شوروی به افغانستان آغاز شد و تا سال ۲۰۱۴ ادامه یافت، اظهار کرد: «قبل از نظم وستفالیایی و شکل گیری دولت‌های منطقه مانند افغانستان یا عراق، مردم در دو سوی مرز مدام در تردد و رفت و آمد بودند.» وی در توضیح جهت‌گیری مردم افغانستان نسبت به جنگ ۴۰ روزه، اظهار کرد: «فارغ از تفاوت‌های مذهبی، ترور آیت‌الله خامنه‌ای باعث «بعثت خون» در مردم افغانستان شد و ما شاهد نوعی «خون شریکی» و «غم شریکی» میان مهاجران و مردم خود افغانستان با ایرانیان در این جنگ بودیم.»
عطایی با اشاره به اینکه عموم افغانستانی‌ها در این جنگ با ایرانی‌ها همدلی نشان دادند، گفت: «مهاجران افغانستانی در تجمعات میادین حضور می‌‌یافتند، زیرا خود را متعلق به این آب و خاک دانسته و این جنگ را جنگی متوجه خودشان تلقی می‌‌کردند.»

به گفته این فعال افغانستانی، حتی نخبگان فکری و علمی افغانستانی که در اروپا و آمریکا ساکن هستند نیز در این جنگ با ایران همدل بودند، تا جایی که علاوه بر برگزاری تجمعات در اروپا، انواع کنش‌ها را در حمایت از ایران انجام دادند.

وی درعین حال با اشاره به اینکه از روزهای سوم و چهارم جنگ ۱۲ روزه، موج جاسوس‌انگاری نسبت به مهاجران افغانستانی ایجاد شد، اظهار کرد: «بیش از ۳۰۰ هزار محتوای مهاجرستیز در شبکه‌های اجتماعی داخلی ایران تولید و منتشر شد. این جاسوس‌انگاری درحالی بود که مهاجران افغانستانی نسبت به محله و شهر زندگی خود احساس تعلق دارند و تعلق به ایران، در مرتبه به مراتب بالاتری قرار می‌‌گیرد.»

عطایی، با اشاره به مسدودشدن سیمکارت‌های برخی از افغانستانی‌های مقیم ایران پس از جنگ ۱۲ روزه، تأکید کرد: «باوجود همه اینها، در زمینه حمایت افغانستانی‌ها از ایران خللی ایجاد نشد، تا جایی که «مهران پوپل» شاعر پشتون و اهل سنت افغانستانی، شعری به این مضمون برای ایران سرود: «هلا آنها که می‌خواهید قرآن را نگه دارید؛ به قرآن اصل قرآن است ایران را نگه دارید؛ و هر شهرش یکی از سوره‌های پاک قرآن است؛ و شاید سوره نور است تهران را نگه دارید؛ خبردار! این نبردی بین اسرائیل و ایران نیست؛ نبرد کفر و ایمان است ایمان را نگه دارید.»

رسول صادقی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران هم  گفت: «افغانستانی‌ها به دلیل تجربه زیسته طولانی مدت‌شان در جنگ، با ایرانیان همدل و همدرد بودند. سال‌ها زندگی، باعث ایجاد هویت ایرانی در نسل‌های دوم و سوم مهاجران افغانستانی شده است و البته جامعه میزبان هم به آنان نگاه مشابهی دارد. برای همین است که در جنگ ۴۰ روزه و ۱۲ روزه افغانستانی‌ها با ایران احساس تعلق و همبستگی داشتند و این حس همبستگی و تعلق در موضوعات و رویدادهای دیگری هم بروز می‌‌یابد.»

وی، احساس مهاجران مقیم ایران در جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه را «احساس تعلق اجتماعی» توصیف کرد و گفت: «درحالی که ما اغلب رویه طرد را نسبت به مهاجران دنبال می‌‌کنیم و رویکرد یکدستی نسبت به مهاجران نداریم، اما خود مهاجران افغانستان، گروه‌ها، سبک‌ها و نگرش‌های مختلفی را شامل می‌‌شوند که شاید در درازمدت باعث رادیکال شدن آنان شود، اما این عده بسیار قلیل هستند و تصویر کلی‌تر مهاجران افغانستانی، همان همبستگی و احساس تعلق به ایران است.»

این استاد دانشگاه تهران با اشاره به اینکه فرآیند جاسوس‌انگاری مهاجران افغانستانی در مواردی باعث حضور کمرنگ‌تر آنان در اجتماع یا حتی کتمان کردن هویت افغانستانی آنان شد، گفت که این امر باعث تسریع در خروج آنان از ایران، پس از این جنگ شد.

وی با اشاره به خدماتی که مهاجران به جامعه میزبان ارائه دادند، مانند کارهای ساختمانی و دیگر فعالیت‌های اقتصادی و خدماتی، تأکید کرد که وقتی صحبت از تاب‌آوری ایران می‌‌شود، باید نقش مهاجران را در تاب‌آوری ایران دید و به آن ارج نهاد.

رسول صادقی با اشاره به دستاوردهای مهم جنگ برای ایران، مانند ایجاد تصور ایران قوی، نسبت به شکل گرفتن چندقطبی‌ها درباره مسأله مهاجران ابراز نگرانی کرد و گفت: «اگر این فضا به درستی مدیریت نشود، می‌‌تواند چالش‌هایی برای مهاجران و جامعه میزبان ایجاد کند، به ویژه اینکه مهاجران هم مانند مردم ایران از پیامدهای جنگ مانند تورم و دیگر مشکلات اقتصادی مانند بیکاری تأثیر می‌‌پذیرند.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست