به بهانه اجرای مجدد خسوف

بازگشت یک شاهکار ایرانی به صحنه

سجاد پورقناد

سجاد پورقناد

فرهنگ

165249
بازگشت یک شاهکار ایرانی به صحنه

مهم‌ترین دستاورد اجرای مجدد «خسوف» در ایران، به صحنه بردن این اثر توسط ارکستری کاملاً ایرانی بود که نوازندگانش همگی از ایران بودند و توانستند اجرایی قابل‌قبول ارائه دهند.

   سجاد پورقناد؛ موسیقیدان و مدرس دانشگاه / این مطلب را حسن رحیمی، آهنگساز و مدرس موسیقی، 16 مرداد پس از اجرای ارکستر سمفونیک تهران، در جمعی صمیمی مطرح کرد. «خسوف» که اجرای پیشین آن در سال ۱۳۸۲ انجام شد، این بار توسط نوازندگانی اجرا شد که چندان از آشنایی‌شان با هم نمی‌گذرد؛ گروه کر نیز اگرچه چند ستاره شناخته‌شده دارد، اما اغلب اعضای آن همچنان اولین تجربه‌های حضور روی صحنه را پشت سر می‌گذارند. در شرایطی که اجرای قطعات ارکستر ملی نیز (به ‌دلیل ادغام دو ارکستر) بر دوش اعضای ارکستر سمفونیک سنگینی می‌کند، این اجرا بدون همراهی هیچ نوازنده خارجی ـ برخلاف اجرای پیشین ـ روی صحنه رفت.
به‌گمان من، آرش امینی، رهبر این ارکستر که سابقه چندساله‌ای در رهبری ارکستر سمفونیک صداوسیما دارد و به ‌طور محدود نیز خارج از ایران رهبری ارکستر را تجربه کرده، بزرگ‌ترین چالش هنری زندگی‌اش را در این اثر پشت سر گذاشت. تردیدی نیست که اجرای ۱۵ و ۱۶ مرداد، هم‌سنگ ضبط پیشین این اثر نبود؛ هم به ‌دلیل توانایی ارکستر که نوازندگان قدیمی‌اش به تعداد انگشتان دست نمی‌رسند و هم به ‌خاطر گروه کری که در ضبط پیشین، با کمک استاد کاردان و باتجربه آواز کلاسیک، زنده‌یاد فلورانس لیپت، مهارت بالایی در اجرا از خود نشان داد. با این ‌حال، نباید از توانایی‌های برجسته نوازندگان کلارینت، ابوا و ترومپت غافل شد که بخش‌های دشوار این اثر را در سطحی عالی اجرا کردند. 
«خسوف» بی‌تردید یکی از درخشان‌ترین آثار استادانه دکتر محمدسعید شریفیان است؛ نمونه‌ای کامل از یک آهنگساز بین‌المللی قرن بیستمی که فهم عمیقی از موسیقی ایرانی دارد. به‌یقین، از نظر پیچیدگی‌های کرال، هیچ اثر سمفونیک ایرانی تا امروز به پایه «خسوف» نرسیده است. این اثر از نظر ارکستراسیون، چندصدایی، توسعه فرمال و بهره‌گیری از مواد موسیقی ایرانی، نمونه‌ای بی‌نظیر و یگانه است. شایسته بود این اثر بارها در ایران و صحنه‌های بین‌المللی اجرا شود؛ اما متأسفانه مسئولان موسیقی، در معرفی آثار برگزیده موسیقی ایرانی به ناشران بین‌المللی چندان کوشا نبوده‌اند و همین بی‌توجهی، موجب شده استعدادهای درخشان موسیقی ایران کمتر شناخته شوند. محمدسعید شریفیان به دلیل منش و سلوک شخصی‌اش از تظاهر و جلوه‌گری گریزان است و حتی با وجود تسلط بر زبان انگلیسی و ایتالیایی، تلاشی برای اجرای آثارش در بیرون از مرزها نکرده و هر اثری که از او در غرب اجرا شده مربوط به زمان حضورش در اروپا بوده است. البته این خصوصیت اخلاقی با اینکه در میان اساتید موسیقی ایران ستایش شده و پسندیده است، می‌تواند در نبود سازمان‌های دولتی حمایتگر موجب عدم معرفی آثار برجسته موسیقی ایران شود. شایسته است که سازمان‌های دولتی با کمک کارشناسانی، برای حمایت، معرفی، اجرا، ضبط و انتشار آثار برجسته سمفونیک ایرانی در مارکت‌ها و پلتفرم‌های معتبر بین‌المللی اقدام کنند تا هم هنرمندان ایرانی انگیزه فعالیت بیشتر پیدا کنند و هم آورده هنری این کشور کهنسال در عرصه‌های جهانی بیش از پیش شنیده و دیده شود.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار فرهنگ