در پیامی به مناسبت سالروز شروع جنگ جهانی دوم؛
بقائی: عادیسازی قانونشکنی بزرگترین تهدید صلح بینالملل است
بقائی: عادیسازی قانونشکنی بزرگترین تهدید برای صلح و امنیت بینالمللی است
دولت
165793
سخنگوی وزارت امور خارجه در پیامی به مناسبت سالروز شروع جنگ جهانی دوم در اول سپتامبر ۱۹۳۹ تصریح کرد: عادیسازی قانونشکنی بزرگترین تهدید برای صلح و امنیت بینالمللی است.
اسماعیل بقائی سه شنبه شب ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ در شبکه ایکس به مناسبت سالروز شروع جنگ جهانی دوم در اول سپتامبر ۱۹۳۹ نوشت: هشتاد و هفتمین سالگرد آغاز جنگ جهانی دوم، فرصتی برای عبرتانگیزی از درسهای تاریخ است؛ عادیسازی قانونشکنی بزرگترین تهدید برای صلح و امنیت بینالمللی است.
به گزارش ایرنا، وی افزود: جنگ در سال ۱۹۳۹ ناگهان آغاز نشد؛ مدتها پیش از آنکه نخستین گلوله شلیک شود، تجاوز به امری عادی بدل شده بود، مرزها با زور جابهجا میشدند و قدرتهای بزرگ هرگاه نقض هنجارهای بینالمللی با منافعشان گره میخورد، یا سکوت میکردند یا برای آن توجیه میتراشیدند. از این منظر، جنگ نه با شلیک گلوله، بلکه از زمانی آغاز شد که «استثناها» بهتدریج جای «قواعد» را گرفتند.
بقائی ادامه داد: هشتادوهفت سال بعد، اروپا و جهان همچنان با مشکلی آشنا روبهرو هستند. اروپا از «نظم مبتنی بر قواعد» سخن میگوید، اما اعتبار این نظم به این بستگی دارد که آیا قواعد آن برای همه به یکسان اجرا میشوند یا نه؛ برای دوستان و دشمنان، قدرتهای بزرگ و کشورهای کوچک، به یک اندازه. ایالات متحده، با وجود نقش تاریخی خود در شکلگیری نظم بینالمللی پس از ۱۹۴۵، بارها نشان داده است که هرگاه منافعش در میان باشد، حاضر است همین قواعد را کنار بگذارد. وقتی قانون بهصورت گزینشی اجرا شود، نمیتوان انتظار داشت دیگران نظم بینالمللی را جدی بگیرند.
سخنگوی وزارت امور خارجه تصریح کرد: آیا جهان درسهای سال ۱۹۳۹ را آموخته است؟ پاسخ چندان اطمینانبخش نیست. کافی است به موارد نقض حقوق بینالملل از سوی خود ایالات متحده و استفاده ابزاری آن از نظم بینالمللی نگاه کنیم. حاکمیت کشورها بهطور مکرر نادیده گرفته میشود، استانداردهای دوگانه فراگیرند و ملاحظات ژئوپلیتیکی همچنان اصول بنیادین سازمان ملل متحد را به حاشیه میرانند. با این حال، شاید بزرگترین خطر نه در خودِ نقض قانون، بلکه در «عادیشدن» آن نهفته باشد.
بقائی افزود: باربارا تاکمن در کتاب «سیرنابخردی: از تروآ تا ویتنام» بررسی میکند که چگونه تصمیمگیرندگان ممکن است چنان به پیشفرضهای خود وابسته شوند که از دیدن واقعیتهای متناقض با آنها بازبمانند. مفهوم «ذهنیت جموداندیش» نزد او به گرایشی اشاره دارد که در آن افراد شرایط را بر اساس پیشفرضهای ازپیشساخته ارزیابی میکنند و شواهد مخالف را نادیده میگیرند. از نظر تاکمن، حماقت اساساً به معنای دنبال کردن سیاستهایی برخلاف منافع خود، با وجود در دسترس بودن گزینههای عملی و امکانپذیر است.
انتهای پیام/