سرمایه اجتماعی؛ حاصل گفتوگوی خردمندان
سرمایه اجتماعی را نمیتوان صرفاً در تعداد افرادی که در یک جامعه فکر و اندیشه دارند خلاصه کرد.
سید کاظم اکرمی، وزیر اسبق آموزش و پرورش / آنچه میتواند به معنای واقعی کلمه سرمایه اجتماعی یک جامعه باشد، اندیشه پخته و تعالیبخشی است که از دل همفکری، همدلی و هماهنگی میان افراد شکل میگیرد. جامعهای که افراد آن دارای فکر و اندیشهاند، اما این اندیشهها در فرآیند گفتوگو، نقد و کار جمعی به یک فهم مشترک تبدیل نمیشود، هنوز نتوانسته است از ظرفیت فکری خود بهعنوان سرمایه اجتماعی استفاده کند.
سرمایه اجتماعی زمانی شکل میگیرد که گروهی از افراد یا یک جامعه، هدفی مشترک و عقلانی داشته باشند؛ حتی فراتر از آن، هدفی مشترک و تمدنی را دنبال کنند.
رسیدن به چنین هدفی نیز بدون گفتوگو میان افراد صاحبفکر و بدون تلاش برای رسیدن به یک مقصد اجتماعی واحد امکانپذیر نیست. بنابراین، سرمایه اجتماعی را باید حاصل گفتوگو، همفکری، همدلی و هماهنگی انسانهایی دانست که میخواهند جامعه خود را در مسیر مشخصی پیش ببرند.
با این تعریف، این پرسش جدی مطرح میشود که ما امروز در چه وضعیتی قرار داریم؟ پاسخ به این پرسش خود نیازمند مطالعهای مفصل درباره جامعه ایران است؛ اینکه تا چه اندازه دارای اهداف اجتماعی مشترک هستیم و تا چه اندازه این اهداف برآمده از خردورزی و گفتوگوی جمعیاند. البته در جامعه ما حرکتهایی در این زمینه وجود دارد، اما فارغ از کمیت آنها، از نظر کیفی باید دید این حرکتها تا چه اندازه حاصل خردورزی و تفکر هستند و تا چه اندازه جنبه احساسی دارند.
هر اندازه جامعه بیشتر به سمت تفکر حرکت کند، بتواند نقشها و کمبودهای خود را بهتر بشناسد، آنها را تحلیل کند و موانع پیشرفت خود را کنار بگذارد، به همان اندازه امکان بهبود و تعالی آن بیشتر خواهد شد. جامعهای که بتواند چنین مسیری را طی کند، طبیعتاً جامعهای رشدیافتهتر و برخوردار از سرمایه اجتماعی بیشتری خواهد بود.
دراین میان، نقش کسانی که جریان افکار عمومی را در اختیار دارند، بسیار مهم است. مطبوعات یکی از این نهادها هستند، اما امروز رسانههایی مانند رادیو و تلویزیون و همچنین فضای مجازی، نقش بسیار مهمی در شکلدهی به افکار عمومی دارند.
پرسش اینجاست که وقتی از وحدت، هماهنگی و همدلی سخن گفته میشود، این مفاهیم تا چه اندازه به یک اندیشه پخته و منسجم تبدیل شدهاند؟ تا چه اندازه درباره آنها گفتوگو و نقد صورت گرفته و تا چه اندازه توانستهایم از این مفاهیم، یک زنجیره فکری و یک هدف اجتماعی مشترک بسازیم؟
رسانهها، بویژه مطبوعات، تلویزیون و فضای مجازی، میتوانند بستری برای طرح همین پرسشها باشند.
کسانی که صاحب اندیشهاند و در حوزههایی مانند علوم اجتماعی تحقیق و کار کردهاند، باید فرصت پیدا کنند درباره وضعیت سرمایه اجتماعی در کشور سخن بگویند؛ اینکه امروز در چه مرحلهای قرار داریم و چه باید کرد تا این سرمایه روزبهروز بیشتر شود.
این وظیفه رسانههای جمعی است که چنین گفتوگویی را شکل دهند و آن را پیش ببرند. اگر سرمایه اجتماعی حاصل همفکری و گفتوگوی خردمندانه است، رسانه نیز باید بستری برای همین گفتوگو باشد؛ گفتوگویی که به جای تکرار شعارها، به فهم دقیق مسائل، شناخت کمبودها و یافتن راههای پیشرفت جامعه کمک کند.
امیدوارم طرح این پرسشها بتواند به شکلگیری ارتباطهای بیشتر با صاحبنظران و گسترش گفتوگوهای خردمندانه کمک کند؛ گفتوگوهایی که در نهایت بتواند سرمایه اجتماعی جامعه را بیش از پیش افزایش دهد.
انتهای پیام/