فاضل میبدی:
باید با جریانهای تفرقهجو برخورد شود
آیتالله طالقانی هم ضد ظلم بود هم ظلمت
سیاست
166660
عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با تشریح ابعاد شخصیتی و فکری آیتالله سیدمحمود طالقانی، گفت: ایشان هم در برابر ستم و ظلمی که در دستگاه حکومت پهلوی وجود داشت ایستاد و هم در برابر جهلی که جامعه را فرا گرفته بود؛ به همین دلیل میتوان گفت که او هم ضد ظلم بود و هم ضد ظلمت.
حجتالاسلام والمسلمین محمدتقی فاضل میبدی در گفتوگو با ایسنا، درباره مهمترین ویژگیهای شخصیتی آیتالله طالقانی بهویژه فرهنگ روادارانه، پرهیز از تنگنظری و نگاه باز او به جامعه و انسان، اظهار کرد: مرحوم آیتالله طالقانی شخصیت واقعاً ویژهای بود. تا آنجا که من دیده بودم، آثارش را خوانده بودم و برخوردهایی را که در اوایل انقلاب با افراد و گروههای مختلف داشت مشاهده کرده بودم، روح ایشان مانند یک اقیانوس بود که بالاخره هر کسی میتواند در این اقیانوس شنا کند و درباره آن سخن بگوید.
وی افزود: آیتالله طالقانی معمولاً بیشتر به بعد سیاسیاش شناخته شده یا مطرح میشود، اما من بر این باورم که بعد اخلاقی و فرهنگی مرحوم آیتالله طالقانی بسیار مهمتر و بالاتر از بعد سیاسی ایشان بود.
فاضل میبدی ادامه داد: اگر بخواهم به بعد فکری و فرهنگی ایشان اشاره کنم، باید گفت که در دهههای ۲۰ و ۳۰، زمانی که ایشان در اوج شهرت قرار داشت و جریان ملی و پیشامدهای سیاسی مختلفی در کشور رخ میداد، مرحوم آیتالله طالقانی فقط وارد عرصه سیاست نشد که مبارزه کند و در کنار مرحوم دکتر مصدق باشد، بلکه کار مهم دیگری نیز انجام داد. مهمترین کار آقای طالقانی این بود که با دو مکتب مهم فرهنگی و سیاسی مواجه شد؛ یکی مکتب مارکسیسم یا تودهایها و دیگری مکتب لیبرالیسم و در نهایت افرادی که طرفدار غرب بودند و به نوعی به دنبال دینزدایی در عرصه جامعه بودند.
طالقانی برای مقابله با مارکسیسم و لیبرالیسم به عرصه فرهنگی وارد شد
عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم تصریح کرد: مرحوم آیتالله طالقانی آن دو پدیده، یعنی مارکسیسم و ماتریالیسم یا تودهایها و همچنین پدیده لیبرالیسم را بسیار مهم میدانست و سعی کرد به صلاحیت علمی بیشتر مجهز شود تا صرفاً به صلاحیت سیاسی.
وی افزود: البته در این مسیر، مرحوم مهندس بازرگان و مرحوم دکتر یدالله سحابی نیز حضور داشتند، اما آیتالله طالقانی در میان روحانیون جزو معدود کسانی بود که پا به این عرصه گذاشت.
فاضل میبدی با اشاره به طرح مسئله بازگشت به قرآن از سوی آیتالله طالقانی، اظهار کرد: با اینکه آیتالله طالقانی در حوزهها فقه و اصول خوانده بود و استعداد، قوه و قدرت این را داشت که در حوزه بماند و یک مجتهد مسلم و یک مرجع مسلم شود، اما دید اگر بخواهد دین را به جامعه برگرداند، با ماندن در حجرهها و حوزهها و نوشتن رساله نمیتوان این کار را انجام داد.
وی ادامه داد: ایشان معتقد بود باید با گروههای سیاسی و جوانان پیوند بخورد و مسائل فکری و دینی را برای آنان مطرح کند. آقای طالقانی هم مکاتب مختلف را دیده و درنوردیده بود و هم اسلام را در بعد قرآنی شناخته بود؛ نه فقط در بعد فقهی و روایی. البته ایشان فقه و روایت را نیز بهخوبی میدانست، اما در بعد قرآن، اسلام را بسیار خوب میشناخت.
وی گفت: به همین دلیل آیتالله طالقانی تلاش کرد قرآن را به عرصه جامعه بیاورد تا جوانهای ما در دام مارکسیسم نیفتند. البته کار سیاسی ایشان نیز بسیار جدی بود و سالها گرفتار زندان و تبعید بود و داستان مبارزات ایشان نیز مشخص است.
مسجد هدایت، محل جذب جوانان و تحصیلکردگان به اندیشه دینی بود
فاضل میبدی درباره اینکه چرا امام خمینی در پیام خود پس از درگذشت آیتالله طالقانی از تعبیر پدر برای او استفاده کرد، گفت: همانطور که امام در پیامشان فرمودند ملت ایران پدری و من برادری را از دست دادم، باید دید عناوینی مانند پدر طالقانی یا ابوذر انقلاب بر چه مبنایی به ایشان داده میشد.
وی افزود: آیتالله طالقانی به یک معنا پدر فرهنگی این کشور بود و جوانهای زیادی به ایشان علاقه داشتند. اگر کسی مسجد هدایت را قبل از انقلاب دیده باشد، متوجه میشود که معمولاً جوانهای دانشگاهی و تحصیلکرده زیادی در آن مسجد جذب میشدند.
این عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم ادامه داد: در مسجد هدایت سخنرانیهای مختلفی از افراد مختلف انجام میشد و مرحوم آیتالله طالقانی برای این جوانان نقش پدری داشت.
وی با اشاره به رفتار آیتالله طالقانی با افراد و گروههای مختلف در دوران زندان، اظهار کرد: در زندان نیز به دلیل رواداری و سماحت و سهلگیری که ایشان داشت، تمام افراد، حتی چپیها، تودهایها و حتی کسانی که بعدها از اعضای مجاهدین خلق شدند و به گروههای مارکسیستی پیوستند، مورد توجه ایشان بودند. آیتالله طالقانی تلاش میکرد تمام این افراد را جذب اسلام کند و در این زمینه نیز بسیار مؤثر بود.
طالقانی و شریعتی در مقابله فرهنگی با مارکسیسم نقش مهمی داشتند
وی با اشاره به نقش مرحوم دکتر علی شریعتی در جذب جوانان به اسلام، اظهار کرد: کاری که مرحوم شریعتی کرد نیز بسیار بزرگ بود. ممکن است به برخی از حرفهای او نقدهایی وارد باشد، اما مرحوم شریعتی یک جهاد بزرگ فرهنگی انجام داد و بسیاری از جوانها را از دام و بند مارکسیسم رهایی داد و آزاد کرد و بسیاری را به اسلام جذب کرد؛ آن هم با ادبیات خاصی که خودش داشت.
فاضل میبدی افزود: مرحوم آیتالله طالقانی نیز این جذابیت را داشت، منتها ایشان به دلیل فعالیتهای سیاسی، بسیار گرفتار زندان بود پدری آیتالله طالقانی، به نظر بنده، از جهت اخلاقی و فرهنگی بیشتر از جهت سیاسی بود و حتی زمانی که ابوذرگونه رفتار میکرد، بیشتر به نصیحت میپرداخت.
این استاد حوزه و دانشگاه درباره تأثیرپذیری آیتالله طالقانی از مرحوم آیتالله محمدحسین نائینی نیز گفت: آقای طالقانی به نظر بنده در میان روحانیون متأخر در این ۱۰۰ سال اخیر، بسیار تحت تأثیر مرحوم نائینی بود؛ برای اینکه مرحوم نائینی در برابر استبداد صغیر ایستاد.
وی افزود: آقای طالقانی نیز از نظر روحی بسیار ضد استبداد بود. مسئله استبداد دینی که در کتاب کواکبی مطرح شده بود، مرحوم آیتالله نائینی نیز آن را مورد توجه قرار داده بود و درباره آینده مسلمانها و اینکه گرفتار این مسئله نشوند، هشدار میداد.
هشدار طالقانی درباره خطر استبداد دینی
فاضل میبدی اظهار کرد: آیتالله طالقانی نیز در مقدمهای که بر کتاب مرحوم نائینی، یعنی کتاب تنبیهالامه و تنزیهالمله، نوشت، خطر استبداد دینی را بسیار گوشزد کرد.
وی ادامه داد: در آخرین خطبههایی که آیتالله طالقانی ایراد کرد، ظاهراً در بهشت زهرا و فکر میکنم دو یا سه روز قبل از فوت ایشان، به مناسبت شهدای شهریور، باز مسئله استبداد دینی را مطرح کرد و هشدار داد که مبادا شما گرفتار آن شوید.
وی افزود: این مسئله به نظر من بسیار مهم است. آیتالله طالقانی که امام به او لقب ابوذر داد، ابوذر به معنای تنها مبارز بودن نیست؛ ابوذر به معنای یک انسان آزاده است، انسانی که دین را باعث رستگاری بشر میداند، انسانی که میخواهد آدمها را از هر قید و بندی آزاد کند و ضد استثمار، استعمار و استبداد بود.
فاضل میبدی گفت: مرحوم آیتالله طالقانی نیز همین روحیه را داشت؛ روحیه ابوذرگونه داشت و هم در برابر استبداد میایستاد و هم در برابر استعمار. من معتقدم آیتالله طالقانی هم ضد ظلم بود و هم ضد ظلمت؛ یعنی هم در برابر ستم و ظلمی که در دستگاه حکومت پهلوی وجود داشت ایستاد و هم در برابر جهلی که جامعه را فرا گرفته بود.
طالقانی ظلمستیزی و جهلستیزی را بر کفرستیزی مقدم میدانست
این عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم ادامه داد: در هر صورت، آیتالله طالقانی مرد بسیار بزرگی بود و تأثری که از برنامه و اندیشه مرحوم نائینی گرفت و آن کتاب را زنده کرد و مقدمه بسیار خوبی بر آن نوشت، نشان میدهد که بعد فرهنگی مرحوم آیتالله طالقانی در ظلمستیزی و ظلمتستیزی بسیار قوی بوده است.
وی درباره این دیدگاه که آیتالله طالقانی جهلستیزی و ظلمستیزی را بر کفرستیزی مقدم میدانست، اظهار کرد: مرحوم آیتالله طالقانی بیش از مبارزه با کفر روی ظلم و ظلمت، یعنی جهل، حساسیت داشت. ایشان بسیار متأثر از اسلام بود و میخواست اسلام و قرآن را در جامعه برگرداند. ایشان میگفت اشتباه بعضی از آقایان این است که در کتابهایشان مسئله کفر، ارتداد و مجازات اینها را مطرح میکنند، ولی چرا مسئله ظلم و جهل به آن صورت مطرح نیست و نسبت به آن حساسیتی وجود ندارد؟
صداقت و انتقاد از وضع موجود، ویژگی مهم خطبههای نماز جمعه طالقانی بود
فاضل میبدی درباره ویژگیهای نماز جمعه آیتالله طالقانی که موجب تأثیرگذاری و ماندگاری آن شد، گفت: در اوایل انقلاب، به هر حال فضای طرفداری از انقلاب و اسلام بسیار قوی بود.
وی افزود: مرحوم آیتالله طالقانی بیان مخلصانهای داشت و با صداقت صحبت میکرد و از آن روز هم به یک معنا منتقد بود و همین مسئله موجب میشد مردم جذب سخنان ایشان شوند.
طالقانی هم ضد ظلم بود و هم ضد ظلمت
عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با بیان اینکه میان اندیشه و عمل آیتالله طالقانی هیچ فاصلهای وجود نداشت، گفت: عمل ایشان مجسمه اندیشهاش بود و ذهن، زبان و عمل آیتالله طالقانی واقعاً با یکدیگر منطبق بود. ایشان یک ویژگی داشت و آن اینکه بین عمل و نیتش هیچ فاصلهای نبود. آنچه را که میپنداشت و میاندیشید، به همان عمل میکرد؛ یعنی عمل ایشان مجسمه اندیشه ایشان بود.
وی افزود: برخلاف بعضی افراد که بین اندیشه و عملشان فاصله بسیار زیادی وجود دارد و در فکر یکگونه هستند و در عمل به گونهای دیگر رفتار میکنند، در مورد آیتالله طالقانی چنین فاصلهای وجود نداشت. ذهن ایشان، زبان ایشان و عمل ایشان واقعاً منطبق بود.
فاضل میبدی ادامه داد: به قول امروزیها، جنبه تئوریک ایشان با عملشان یکی بود؛ یعنی عمل ایشان نشاندهنده نیت ایشان و نیت ایشان نشاندهنده کار ایشان بود.
تفسیر طالقانی قرآن را با زندگی انسان پیوند میزد
این عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم در پاسخ به پرسشی درباره ویژگیهای تفسیر آیتالله طالقانی در مقایسه با تفاسیر دیگر، گفت: یکی از ویژگیها و حسنهای تفسیر ایشان این است که خیلی به منابع رجوع نکرده است؛ چراکه در زندان بوده و کتاب نیز چندان در دسترسش نبوده است.
وی افزود: بخشی از این تفسیر در زندان گفته شده است. کسی که به عقل خودش و به فطرت خودش رجوع کند، جامعه را ببیند و عرف جامعه را ببیند و سپس سراغ قرآن بیاید، بهتر میتواند قرآن را بفهمد تا اینکه شاید بنشیند و دهها کتاب تفسیر کنار خودش بگذارد و مرتب به این کتاب و آن کتاب رجوع کند و اقوال مختلف را نقل کند.
فاضل میبدی تصریح کرد: ممکن است کسی امروز تفسیر ایشان را نیز نقد کند. من نمیخواهم بگویم این تفسیر صددرصد منطبق با آن چیزی است که قرآن میخواسته بگوید، اما تفسیری است که به درد زندگی بشر میخورده است.
وی ادامه داد: آیتالله طالقانی به گونهای از قرآن حرف زده که با زندگی بشر و زندگی آدمها پیوند بخورد. قرآن را به عنوان یک کتاب تئوریک، علمی و مربوط به امور ماورایی که صددرصد در زندگی بشر کاربردی نداشته باشد، تفسیر نکرده است.
وی گفت: ایشان وارد بحثهای فلسفی یا کلامی به آن معنا نشده است، بلکه با قرآن به گونهای سخن گفته و قرآن نیز با ایشان به گونهای سخن گفته که بتواند با جامعه سخن بگوید و جامعه بتواند از طریق این تفسیر با قرآن رابطه برقرار کند. بنابراین معتقدم تفسیر ایشان پیوند بسیار بزرگی با زندگی انسان امروز دارد.
جریانهای وحدتشکن از ابتدای انقلاب وجود داشتند
فاضل میبدی در ادامه این گفتوگو و در پاسخ به پرسشی درباره توصیههای امام خمینی به وحدت و منشور برادری، اظهار کرد: جریان وحدتشکن و تفرقهجو از اول انقلاب هم وجود داشت و بارها به امام ضربه زد، منتها چون شخصیت امام به گونهای بود که این افراد جرئت نمیکردند خودشان را اظهار کنند، این جریانها کمتر آشکار بودند.
وی افزود: کسانی که در برابر انقلاب و امام در دهه ۶۰ ایستاده بودند، کم نبودند، منتها زیر پرده بودند. این افراد کمکم زمینه را مساعد کردند و رشد کردند؛ بهویژه اکنون که جامعه ما گرفتار بحرانهای سیاسی و تجاوز خارجی شده است.
این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: متأسفانه این جریان همواره نمیخواهد این انقلاب و این ملت به یک انتظام برسد یا آن پیامی که ما در اول انقلاب برای مردم و انسانها داشتیم، محقق شود. این خطر را مرحوم امام بارها و بارها اعلام کرده بود و درباره آن سخن گفته بود.
باید با جریانهای تفرقهجو و تخریبکننده برخورد شود
فاضل میبدی با انتقاد از برخی تجمعها و شعارهایی که علیه مسئولان و شخصیتهای سیاسی کشور سر داده میشود، اظهار کرد: گروهی که اکنون در برابر دولت اقدام میکند و اختلاف به وجود میآورد، من صریحاً به شما میگویم که این نوع کارهایی که انجام میدهند، نتانیاهو را خوشحال میکند.
وی تصریح کرد: این افراد نمیگذارند کشور در مسیری و بستری قرار بگیرد که بالاخره بتواند به آرمانهای خودش برسد و این روزگار، روزگار بسیار خطرناکی است.
فاضل میبدی گفت: من واقعاً معتقدم باید با این جریانها برخورد کنند و جلوی آنها گرفته شود. از جمله به نظر من خود صداوسیماست که گاهی بعضی صداها و بعضی صحنهها را پخش میکند که بخواهد دولت را تضعیف کند.
مصلحت عمومی و منافع ملی در فقه امام باید مورد توجه قرار گیرد
وی در پاسخ به پرسشی درباره ظرفیتهای فقه و اندیشه امام خمینی برای خروج کشور از بنبستهای موجود، اظهار کرد: من معتقدم مهمترین کاری که امام انجام داد، تشخیص مصلحت بود. یعنی در فقه امام، مصلحت عامه، مصلحت مردم و منافع ملی بر همه چیز مقدم بود.
فاضل میبدی افزود: امام بحث مجمع تشخیص مصلحت را مطرح کرد؛ یعنی عقلای قوم و نخبگان جامعه و افراد متفکر جامعه نشستند تا برای حل مسائل کشور تصمیمگیری کنند.
وی تصریح کرد: این بخش به نظر من مغفول مانده یا سیاسی و جناحی شده است. اگر آن مصلحتی که امام در اندیشه خود منظور داشت، یعنی منافع ملی، اکنون دنبال شود، بسیاری از مشکلات ما حل بود.
استقلال و آزادی حوزه باید از جریانهای سیاسی حفظ شود
فاضل میبدی در پاسخ به پرسشی درباره فاصله گرفتن حوزههای علمیه از نسل جوان و اینکه حوزه برای بازگرداندن این نسل چه باید بکند، گفت: وقتی میگویم آزادی و استقلال، یعنی حوزه باید خودش را از جریانهای جناحی، جناحهای سیاسی و گروههای سیاسی بیرون بکشد. تنها تعلقی که حوزه با بیرون باید داشته باشد، تعلقات فرهنگی و فکری است.
این عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم ادامه داد: حوزه اگر از اساتید دانشگاه بهره بگیرد و با گروههای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، جامعهشناسی و گروههای دیگر ارتباط داشته باشد، اینها برای حوزه نیاز است؛ چراکه بسیاری از مسائلی که امروز مطرح است، مسائلی است که کارشناسان باید درباره آنها نظر بدهند.
وی اظهار کرد: ما میتوانیم حوزه را از جهت فرهنگی با بیرون وابسته کنیم؛ با دانشگاهها و مراکز علمی دیگر، اما اگر حوزه را به جریانهای سیاسی وصل کنیم، به نظر من، کار بسیار بد و خطرناکی است.
فاضل میبدی گفت: مهمترین کاری که باید در حوزه انجام شود این است که حوزه به استقلال و آزادی خودش برگردد، فکرش را کاملاً آزاد کند و این شعارهای سیاسی بر حوزه حاکم نباشد. تعلقاتی هم که از بیرون بخواهند برای حوزه تحمیل کنند، حوزه نباید زیر بار آنها برود. ما باید دقیقاً در برابر تعلقات بیرونی بایستیم، اما تعلق فکری و فرهنگی، بله، باید وجود داشته باشد.
حوزه جای شعار سیاسی و تفرقهافکنی نیست
وی در ادامه با اشاره به انتشار برخی کلیپها و اظهارات توهینآمیز علیه مسئولان نظام، اظهار کرد: متأسفانه اکنون بعضی کلیپها نیز در همین مسیر وحدتشکنی منتشر میشود و توهینهای رکیکی به مسئولان نظام میکنند و برخی از آنها بعضا همین طلبههای جوان و عمامهبهسرها هستند.
وی افزود: حوزه، جای آموزش و بحث علم و تحقیق است. البته سوگیری نهی از منکر نیز وجود داشته و من نمیخواهم بگویم وجود نداشته است، اما نه به عنوان یک جریان سیاسی که بیاید در جامعه تفرقه ایجاد کند؛ یکی علیه این و دیگری علیه آن، در خیابان بلندگو دست بگیریم و علیه پارهای از نخبگان کشور و پارهای از نیروهای فکری کشور شعار بدهیم.
فاضل میبدی ادامه داد: اینکه بیاییم در حوزه جمع شویم و علیه یک شخص شعار بدهیم، به نظر من کار حوزهها نبوده است. چرا باید این کار را انجام دهند؟ بروند خارج از حوزهها، در خیابانها هر کاری میخواهند انجام دهند؛ البته آن هم کار غلطی است، اما اینکه طلبه بیاید در حوزه، یا فرقی نمیکند، معمم در خارج از حوزه باشد و آخوند یا روحانی یا حوزه بخواهد با شعارهای سیاسی خودش را جلو ببرد، این کار محکوم به شکست است.
روحانیت باید سرمشق و سمبل جامعه باشد
این عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم گفت: کار ما کار فکری و فرهنگی است. باید بنشینیم و با جوانها حرف بزنیم و صحبت کنیم و مشکلات جامعه را حل کنیم. چوب حراج زدن به آبروی روحانیت، بزرگان، سلف، دین، روحانیت، مملکت و کشور، همه اینها آسیبپذیر است و به خاطر بعضی از حرکات اتفاق میافتد.
فاضل میبدی تأکید کرد: روحانیت باید سرمشق و سمبل باشد، اما متأسفانه بعضا به گونهای شده که یک روحانی اگر بخواهد با لباس روحانیت و با عمامه در خیابان بیاید، واقعاً در بعضی شهرها جرأت نمیکند؛ چراکه به او فحش میدهند یا ممکن است عمامهپرانی کنند یا حرکات دیگری انجام دهند.
وی ادامه داد: اول انقلاب اینگونه نبود. مردم به روحانیت اعتقاد داشتند، به روحانیت اعتماد داشتند و به پیامهایی که علمای دین میدادند توجه میکردند، اما اکنون اینگونه نیست.
فاضل میبدی گفت: هرچه هم تلویزیون این روحانیون را بیاورد و پشت شیشه صداوسیما بنشاند و حرف بزنند، بدتر میشود و بهتر نمیشود؛ بدبینی مردم نیز بیشتر میشود.
آشنایی جوانان با طالقانی و مطهری میتواند دینگریزی را کاهش دهد
وی اظهار کرد: امیدواریم شخصیتهای فکری و فرهنگی خود را، از آقای طالقانی گرفته تا دیگران، در جامعه مطرح کنیم. اگر جوانهای ما و نسل فعلی با ابعاد فکری امثال آیتالله طالقانی، آیتالله مطهری و دیگران آشنا شوند، به نظر من دینگریزی در جامعه کمتر خواهد شد.
وی تصریح کرد: متأسفانه نسل امروز ما با افکار مرحوم آیتالله طالقانی آشنا نیست و نمیداند که در میان روحانیون، کسانی مانند آیتالله طالقانی نیز وجود داشتهاند.
انتهای پیام/