ایران در کانون رقابت چین و روسیه با آمریکا

نوذر شفیعی

نوذر شفیعی

سیاست

166894
ایران در کانون رقابت چین و روسیه با آمریکا

رقابت میان قدرت‌های بزرگ اساساً امری ذاتی در نظام بین‌الملل است و هر یک از این قدرت‌ها تلاش می‌کنند جایگاه خود را ارتقا دهند و در رأس نظام بین‌الملل قرار گیرند. از این منظر، روابط بین‌الملل تا حد زیادی عرصه رقابت قدرت‌های بزرگ بر سر جایگاه و موقعیت خود است؛ موضوعی که از آن با عنوان «معمای جایگاه» یاد می‌شود.

نوذر شفیعی، استاد مطالعات منطقه‌ای دانشگاه تهران: طبیعی است قدرتی که در رأس نظام بین‌الملل قرار دارد، با تلاش سایر قدرت‌ها برای ایجاد موازنه و ارتقای جایگاه خود مواجه شود. مناسبات میان آمریکا، چین و روسیه نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. در شرایط کنونی، آمریکا در جایگاه برتر قرار دارد و چین و روسیه خواسته یا ناخواسته در تلاش‌اند با ایجاد موازنه قدرت، مانع از تثبیت و تداوم این برتری شوند.
بر همین اساس، هرگونه اقدام ایالات متحده از سوی چین و روسیه در چارچوب همین رقابت قدرت تفسیر می‌شود؛ به این معنا که تقویت جایگاه آمریکا، همزمان می‌تواند به معنای تضعیف موقعیت این دو قدرت تلقی شود.

آمریکا و استفاده ابزاری از نهادهای بین‌المللی


در این میان، حقوق بین‌الملل و نهادهای بین‌المللی نیز در رقابت قدرت‌های بزرگ، به ابزاری برای پیشبرد منافع آنها تبدیل می‌شوند. قدرت‌های بزرگ هرجا منافعشان اقتضا کند از این چارچوب‌ها استفاده می‌کنند و در مواردی که با منافعشان در تعارض باشد، از آنها عبور می‌کنند. آمریکا نیز در همین چارچوب، از نهادهایی مانند آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای تضعیف موقعیت ایران، به‌عنوان یکی از شرکای چین و روسیه استفاده می‌کند. از این منظر، تضعیف موقعیت ایران می‌تواند به معنای تضعیف جایگاه چین و روسیه نیز باشد. حمایت این دو کشور از ایران در جریان جنگ چهل‌روزه و پس از آن نیز تا حدی ناشی از همین نگرانی است، چراکه آنها علاوه بر ملاحظات مربوط به ایران، نسبت به  تبعات تداوم جنگ نظامی یا نزدیک شدن تهران به غرب نیز نگرانی دارند. آمریکا در شورای حکام آژانس نیز در همین چارچوب از ظرفیت این نهاد برای اعمال فشار بر ایران استفاده کرده است.

نگاه مشترک چین و روسیه به پرونده هسته‌ای ایران


از نظر حقوقی، دیدگاه چین و روسیه این است که ایران به‌عنوان عضو آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، حق استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای را دارد اما این حق شامل استفاده نظامی از انرژی هسته‌ای نمی‌شود. از این منظر، آنها معتقدند ایران از انرژی هسته‌ای در مصارف صلح‌آمیز استفاده می‌کند، در حالی که آمریکا تلاش دارد با عبور از چارچوب‌های حقوق بین‌الملل و با انگیزه‌های سیاسی، شورای حکام را به صدور قطعنامه و سپس گزارش فعالیت‌های ایران به شورای امنیت سوق دهد.
بنابراین، مخالفت و وتوی چین و روسیه هم مبنای حقوقی و هم مبنای سیاسی دارد. از منظر حقوقی، این دو کشور بر حق ایران برای برخورداری از دانش و فناوری هسته‌ای صلح‌آمیز تأکید دارند و از منظر سیاسی، معتقدند آمریکا نه بر مبنای ملاحظات فنی، بلکه با هدف اعمال فشار بر ایران از ظرفیت شورای حکام استفاده می‌کند. به نظر من، نگاه چین و روسیه به رفتار آمریکا در این زمینه نیز تقریباً یکسان است.

هر دو کشور نگاهی «تجدیدنظرطلبانه اصلاحی» به نظم بین‌المللی لیبرال دارند؛ به این معنا که به جای نفی کامل نهادهای موجود، در صدد اصلاح آنها و تغییر تدریجی قواعد و سازوکارهای این نظم هستند. این رویکرد با نگاه «تجدیدنظرطلبانه انقلابی» ایران در مقطعی متفاوت است.
بر همین اساس، چین و روسیه به جای نفی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی یا تلقی آن به‌عنوان ابزاری در دست آمریکا، تلاش می‌کنند با استفاده از ابزارها و ابتکارات مختلف، عملکرد این نهادها را اصلاح کنند. البته ممکن است در آینده به سمت ایجاد نهادهای جایگزین نیز حرکت کنند؛ چنان‌که چین ابتکارهایی مانند «ابتکار امنیت جهانی»، «ابتکار توسعه جهانی» و «ابتکار تمدن جهانی» را مطرح کرده است که می‌توان آنها را در چارچوب تلاش برای ارائه سازوکارهایی متفاوت از ابتکارات تحت رهبری آمریکا ارزیابی کرد.

با این حال، رویکرد فعلی چین و روسیه همچنان بر اصلاح نهادهای موجود استوار است. بنابراین در ارتباط با پرونده هسته‌ای ایران در شورای حکام آژانس و شورای امنیت سازمان ملل به اعتقاد من تفاوت معناداری میان مواضع چین و روسیه وجود ندارد. رفتار این دو کشور نیز در این زمینه تقریباً یکسان بوده و هر دو با قطعنامه پیشنهادی مخالفت کرده‌اند.

تفاوت در رویکرد، اشتراک در موازنه‌سازی


البته در برخی حوزه‌ها تفاوت‌هایی میان چین و روسیه وجود دارد. برای مثال، روسیه در حوزه نظامی آمادگی بیشتری برای کمک به ایران دارد، در حالی که چین ملاحظات بیشتری را در نظر می‌گیرد. با این حال، در موضوع پرونده هسته‌ای ایران به نظر می‌رسد هر دو کشور مسیر مشترکی را دنبال می‌کنند.
یکی از تفاوت‌های مهم این دو کشور به نوع قدرت و جایگاه آنها در نظام بین‌الملل بازمی‌گردد. روسیه اساساً یک قدرت نظامی است، در حالی که چین از یک قدرت ترکیبی برخوردار است و علاوه بر توان نظامی از ظرفیت‌های اقتصادی، فرهنگی و علمی ـ فناوری گسترده‌ای نیز برخوردار است. رقابت چین و آمریکا نیز عمدتاً بر پایه ظرفیت‌های اقتصادی و جایگاه جهانی دو کشور شکل گرفته و چین همچنان از ورود مستقیم و گسترده به تقابل نظامی با آمریکا پرهیز می‌کند.
از همین رو، آمریکا بیش از روسیه، چین را رقیبی برای حفظ جایگاه خود در نظام بین‌الملل می‌داند. چین فعال‌تر از روسیه در مسیر تبدیل شدن به یک قدرت هژمون و در صورت امکان، جایگزین شدن با آمریکا حرکت می‌کند. با این حال، پکن ترجیح می‌دهد قدرت خود را به‌صورت تدریجی و مسالمت‌آمیز گسترش دهد و وارد رویارویی مستقیم با واشنگتن نشود.
در همین چارچوب، چین سیاست «هجینگ» (Hedging) را دنبال می‌کند که به معنای مصون‌سازی است و بر پرهیز از رویارویی مستقیم با آمریکا همراه با حفظ و گسترش تدریجی قدرت چین استوار است.
روسیه نیز با توجه به سابقه رقابت با آمریکا در دوره جنگ سرد و این واقعیت که به دلایل مختلف نمی‌تواند جایگزین ایالات متحده شود، به تقویت چین تمایل دارد. از این منظر، می‌توان گفت پیوندی ارادی یا غیرارادی میان چین و روسیه برای ایجاد موازنه قدرت در برابر آمریکا و کاهش قدرت و نفوذ این کشور شکل گرفته است.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست