نسل جدید ایران؛ از بازسازی قدرت تا کنترل هرمز

جهان

167523
نسل جدید ایران؛ از بازسازی قدرت تا کنترل هرمز

ولی نصر، استاد دانشگاه جانز‌هاپکینز و نرگس باجغلی، استاد دانشگاه جانز‌هاپکینز درباره درباره دکترین جدید در ساختار حکمرانی ایران نوشتند. گزیده این مطلب را در زیر میخوانید.

نسل جدید ایران در زمان تأسیس جمهوری اسلامی کودک بوده و با اعتقاد به حق حکومت آن بزرگ شده بودند. این مردان برای رسیدن به قدرت نجنگیدند؛ آنها در درون نهادهای قدرت به بلوغ رسیدند. آنها ملی‌گرایان عمل‌گرا و سرسختی هستند که با ارزیابی دقیق از توانایی‌ها و آسیب‌پذیری‌های ایران عمل می‌کنند. 

 آنها به نقاط ضعف ایران مکرراً و علناً نگاه می‌کنند و با آنها به عنوان مشکلاتی که باید حل شوند، برخورد می‌کنند. این غریزه، محرک تغییراتی بود که تهران بین دو جنگ ایجاد کرد.
پس از ترور و شهادت آیت‌الله خامنه‌ای و ظهور رهبری جدید، تحول نسلی را تأیید و تسریع کرد و نه‌تنها فروپاشی نهادی مورد انتظار واشنگتن، بلکه برعکس آن را به بار آورد.
ترور رهبر ایران به جای تضعیف روحیه نظام، به نسل جدید رهبران جهت و هدف داد؛ این پیام همچنین بخش بزرگ‌تری از جامعه ایران را به گرد پرچم ایران جمع کرد.

رفتار ایران در جنگ بعدی، رویکرد نسل جدید را منعکس می‌کرد. اما بین دو جنگ، هرج و مرج جای خود را به نظم و انضباط سازمانی و انعطاف‌پذیری داد.

یک شورای عالی دفاع جدید - به رهبری ژنرال‌های سپاه، عبدالرحیم موسوی، محمد پاکپور و علی شمخانی - برای تسریع تغییرات نظامی ایجاد شد. قالیباف، ژنرال سابق سپاه که در سال ۲۰۲۰ رئیس مجلس شد و علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، نقش‌های موازی در بوروکراسی غیرنظامی و اقتصادی ایفا کردند و از طریق وزارتخانه‌های دولتی و مقامات شهری کار می‌کردند. این مردان که از کهنه‌سربازان جنگ ایران و عراق بودند، آموخته بودند که در خطوط مقدم، در برابر مشکلات غیرقابل عبور مدیریت کنند.

نسل بنیانگذار انقلاب، در مواجهه با بزرگ‌ترین چالش ایران از دهه ۱۹۸۰، به‌سرعت به سازماندهی مجدد کشورداری پیرامون جنگ روی آوردند. این رهبران مسن‌تر بر‌ گذار به نسل جدید نظارت داشتند، نسلی که به‌سرعت گره‌های پراکنده قدرت را در یک ساختار تصمیم‌گیری منسجم سازماندهی مجدد کرد، ساختاری که پس از فقدان هر رهبر واحدی دوام بیاورد.

در میدان نبرد، نیروهای مسلح ایران درس‌های جنگ ژوئن ۲۰۲۵ را با دقت به کار گرفتند. آنها به حمله آمریکا و اسرائیل که در فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، با شلیک‌های سیستماتیک موشک‌ها و پهپادهایی که برای از بین بردن ذخایر رهگیرهای آمریکا و اسرائیل در سراسر منطقه طراحی شده‌بودند، پاسخ دادند.

در طول جنگ ۲۰۲۵، اسرائیل ورودی‌های «شهرهای موشکی» ایران را هدف قرار داده بود، آنها را مسدود کرد. ایران با پراکنده کردن موشک‌اندازهای خود در سراسر جغرافیای وسیع خود به این اقدام پاسخ داد.

مهم‌ترین پیروزی برای نسل جدید رهبران این است که استراتژی آنها مؤثر واقع شد. در برابر بمباران‌های شدید ایالات‌متحده و اسرائیل مقاومت کرد، کنترل تنگه هرمز را به دست گرفت و با محاصره دریایی ایالات‌متحده مقابله کرد. در این فرآیند، میدان نبرد را به خلیج فارس گسترش داد و خسارات سنگینی به ۱۶ پایگاه آمریکایی وارد کرد.

حملات ایران همچنین بحران اعتماد را در میان کشورهای خلیج فارس ایجاد کرد. ایالات‌متحده جنگ را به شهرها و زیرساخت‌های حیاتی آنها کشانده و در محافظت از آنها شکست خورده بود. اقتصاد آنها به آسیب جانبی تبدیل شد.

ترامپ محاصره دریایی را به عنوان راه‌حلی جادویی برای پیروزی در جنگ پذیرفت، اما این کار تنها فشار بیشتری بر اقتصاد جهانی وارد کرد.

بستن تنگه هرمز توسط ایران، تحول بزرگ دیگری بود. انسداد تنگه مدت‌ها در تهران به عنوان یک گزینه عملی مورد بحث قرار گرفته و مدت‌ها در واشنگتن به این دلیل که به صادرات خود ایران آسیب می‌رساند، رد می‌شد. علاوه بر این، مقامات آمریکایی استدلال می‌کردند که قدرت دریایی ایالات متحده می‌تواند ناوگان ایران را در آغاز جنگ نابود کند و در عمل توانایی تهران برای بستن تنگه را از بین ببرد. ایران ثابت کرد که همه این فرضیات اشتباه است.

تنگه هرمز اکنون توسط همه طرف‌ها به عنوان یک دارایی ایران شناخته می‌شود، نه یک مسیر دریایی باز که توسط ضمانت آمریکا پشتیبانی می‌شود.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار جهان