ولی نصر، استاد دانشگاه جانز‌هاپکینزو نرگس باجغلی، استاد دانشگاه جانز‌هاپکینز نوشتند:

تغییر نسل در قدرت ایران؛ از جنگ تا هرمز

جهان

167535
تغییر نسل در قدرت ایران؛ از جنگ تا هرمز

اسرائیل و ایالات‌متحده با احساس اینکه ایران در اثر جنگ ۱۲روزه اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ و اعتراضات ژانویه ۲۰۲۶ تضعیف شده است، در ۲۸ فوریه حملات هوایی را آغاز کردند. آنها انتظار داشتند از طریق ترورهای هدفمند رهبران ایران به پیروزی سریعی دست یابند، اما این اتفاق نیفتاد.

ایران آنلاین:

*نسل جدیدی از فرماندهان سپاه و مقامات امنیتی غیرنظامی که پس از انقلاب ۱۹۷۹ به بلوغ رسیده‌اند.

*آنها اکنون مناصب کلیدی تصمیم‌گیری را در اختیار دارند و دیدگاه ملی‌گرایانه آنها در مورد کشورداری و امنیت، جمهوری اسلامی را از نو تعریف می‌کند.

*نسل دوم انقلابیون ایران، از جمله رهبر کنونی، قالیباف و وحیدی، نوجوانان و جوانان دوران جنگ ایران و عراق بودند. جهان‌بینی آنها در سنگرهای طولانی‌ترین جنگ متعارف قرن بیستم شکل گرفته است. 

*نسل جدید در زمان تأسیس جمهوری اسلامی کودک بوده و با اعتقاد به حق حکومت آن بزرگ شده بودند. این مردان برای رسیدن به قدرت نجنگیدند؛ آنها در درون نهادهای قدرت به بلوغ رسیدند. آنها در حال اداره یک دولت هستند.

*پس از ترور و شهادت آیت‌الله خامنه‌ای و ظهور رهبری جدید، تحول نسلی را تأیید و تسریع کرد و نه‌تنها فروپاشی نهادی مورد انتظار واشنگتن، بلکه برعکس آن را به بار آورد.

*ترور رهبر ایران به جای تضعیف روحیه نظام، به نسل جدید رهبران جهت و هدف داد؛ این پیام همچنین بخش بزرگ‌تری از جامعه ایران را به گرد پرچم ایران جمع کرد.

* اما بین دو جنگ، هرج و مرج جای خود را به نظم و انضباط سازمانی و انعطاف‌پذیری داد. یک شورای عالی دفاع جدید - به رهبری ژنرال‌های سپاه، عبدالرحیم موسوی، محمد پاکپور و علی شمخانی - برای تسریع تغییرات نظامی ایجاد شد.

*قالیباف، ژنرال سابق سپاه که در سال ۲۰۲۰ رئیس مجلس شد و علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، نقش‌های موازی در بوروکراسی غیرنظامی و اقتصادی ایفا کردند و از طریق وزارتخانه‌های دولتی و مقامات شهری کار می‌کردند. 

*این مردان که از کهنه‌سربازان جنگ ایران و عراق بودند، آموخته بودند که در خطوط مقدم، در برابر مشکلات غیرقابل عبور مدیریت کنند.

* نسل بنیانگذار انقلاب، در مواجهه با بزرگ‌ترین چالش ایران از دهه ۱۹۸۰، به‌سرعت به سازماندهی مجدد کشورداری پیرامون جنگ روی آوردند.

*در میدان نبرد، نیروهای مسلح ایران درس‌های جنگ ژوئن ۲۰۲۵ را با دقت به کار گرفتند. آنها به حمله آمریکا و اسرائیل که در فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، با شلیک‌های سیستماتیک موشک‌ها و پهپادهایی که برای از بین بردن ذخایر رهگیرهای آمریکا و اسرائیل در سراسر منطقه طراحی شده‌بودند، پاسخ دادند.

* در طول جنگ ۲۰۲۵، اسرائیل ورودی‌های «شهرهای موشکی» ایران را هدف قرار داده بود، آنها را مسدود کرده و ایران را مجبور کرده بود عمدتاً از مناطق شرقی فراتر از دسترس اسرائیل، موشک پرتاب کند.

* ایران با پراکنده کردن موشک‌اندازهای خود در سراسر جغرافیای وسیع خود و استقرار مهندسان در داخل شهرهای موشکی در کنار پرسنل نظامی، برای تعمیر موشک‌اندازها و ورودی‌های آسیب‌دیده در زمان واقعی، به این اقدام پاسخ داد. این امر ایران را قادر ساخت تا مدت زمان بیشتری نسبت به آنچه اسرائیل و ایالات‌متحده انتظار داشتند، به شلیک ادامه دهد.

* ایران با تکیه بر منطق جنگ نامتقارن دسته‌هایی از پهپادهای شاهد را اعزام کرد. این سلاح‌های ارزان و قابل مصرف، پدافند هوایی محافظ پایگاه‌های ایالات‌متحده و همچنین متحدان عرب واشنگتن را تضعیف کردند و راهروهایی را برای موشک‌های دقیق جهت حمله به اهداف با ارزش بالا باز کردند.

* ارتش ایران نه‌تنها یاد گرفته بود حملات را تحمل کند، بلکه با خنثی کردن اهداف جنگی دشمنان خود، مزیت استراتژیک نیز به دست آورد.

*مهم‌ترین پیروزی برای نسل جدید رهبران این است که استراتژی آنها مؤثر واقع شد. در برابر بمباران‌های شدید ایالات‌متحده و اسرائیل مقاومت کرد، کنترل تنگه هرمز را به دست گرفت و با محاصره دریایی ایالات‌متحده مقابله کرد. 

*حملات ایران همچنین بحران اعتماد را در میان کشورهای خلیج فارس ایجاد کرد.

* ایالات‌متحده جنگ را به شهرها و زیرساخت‌های حیاتی آنها کشانده و در محافظت از آنها شکست خورده بود. اقتصاد آنها به آسیب جانبی تبدیل شد. نقض اعتماد بین پایتخت‌های خلیج فارس و واشنگتن از درگیری فوری بیشتر دوام خواهد آورد.

*ایران با بستن تنگه هرمز و هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی، هزینه‌های قابل توجهی را بر بازارهای جهانی انرژی و تجارت تحمیل کرد.

*ترامپ محاصره دریایی را به عنوان راه‌حلی جادویی برای پیروزی در جنگ پذیرفت، اما این کار تنها فشار بیشتری بر اقتصاد جهانی وارد کرد. این بن‌بست به معنای برابری استراتژیک بیشتر بود.

*از نظر تهران، فشار چند دهه‌ای بر ایران توسط ایالات متحده به پایان رسیده است. نظم جدید منطقه‌ای کمتر با برتری آمریکا و بیشتر با چندقطبی بودن تعریف خواهد شد. تهران قصد دارد این دستاوردها را در هر توافقی که به جنگ پایان دهد، تضمین کند. 

*بستن تنگه هرمز توسط ایران، تحول بزرگ دیگری بود. انسداد تنگه مدت‌ها در تهران به عنوان یک گزینه عملی مورد بحث قرار گرفته و مدت‌ها در واشنگتن به این دلیل که به صادرات خود ایران آسیب می‌رساند، رد می‌شد. 

*علاوه بر این، مقامات آمریکایی استدلال می‌کردند که قدرت دریایی ایالات متحده می‌تواند ناوگان ایران را در آغاز جنگ نابود کند و در عمل توانایی تهران برای بستن تنگه را از بین ببرد. ایران ثابت کرد که همه این فرضیات اشتباه است. 

*در نهایت، رهبران ایران به این درک  و فهم رسیده‌اند که مشکلات اقتصادی بزرگترین تهدید برای ثبات سیاسی ایران است. به محض اعلام آتش‌بس در ماه آوریل، دولت با یک بسته اصلاحات اقتصادی پیش رفت، اقدامی که آن را برای مدیریت پیامدهای اقتصادی جنگ ضروری دانست.

*چرخش ایران به سمت ملی‌گرایی در داخل کشور به این معنی نیست که تهران متحدان منطقه‌ای خود را رها خواهد کرد. این کشور اساساً روابط خود با حزب‌الله در لبنان، متحدان در عراق و یمن را مورد مذاکره مجدد قرار نخواهد داد.

*استراتژیست‌های ایرانی به این نتیجه رسیده‌اند که در طول جنگ غزه، دادن زمان به اسرائیل برای جنگیدن یک به یک با گره‌های مختلف «محور مقاومت» یک اشتباه بود.

* اما در ماه فوریه، ایران با درس گرفتن از این موضوع، به سرعت مقاومت لبنان و عراق را به طور همزمان فعال کرد و جبهه دومی برای اسرائیل در لبنان ایجاد کرد، جنگ را در سراسر منطقه گسترش داد و ایالات متحده را مجبور به بستن کمپ ویکتوری در عراق کرد.

متن کامل این خبر را در لینک زیر بخوانید.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار جهان