تحولی فرهنگی در سبد خرید دانشآموزان در نمایشگاه ایران نوشت؛
وقتی هویت ملی جایگزین انیمیشنهای خارجی میشود
جامعه
167545
دوازدهمین نمایشگاه «ایراننوشت» فراتر از یک رویداد تجاری، به سفیری برای انتقال میراث معنوی تبدیل شده است؛ جایی که تصاویر قهرمانان واقعی جای خود را روی میز دانشآموزان به کاراکترهای کارتونی خارجی دادهاند تا پاسخگوی نیاز عمیق نسل جدید به الگوهای بومی باشند. گزیده ای از گزارش مرجان قندی از نمایشگاه ایران نوشت در روزنامه ایران را می خوانید.
دوازدهمین دوره نمایشگاه «ایراننوشت» در مصلای تهران، امسال فقط رویدادی تجاری برای تأمین اقلام تحصیلی نیست؛ امسال این نمایشگاه به بستری برای روایت هویت و معرفی الگوهای بومی تبدیل شده است. بازتاب داستان قهرمانانی مثل شهدای مظلوم میناب، شهدای جنگ رمضان و تصاویر رهبرشهید روی جلد دفاتر، نشان میدهد این رویداد در پی پاسخ به نیاز عمیق نسل جدید به قهرمانان ملموس و واقعی است. این نمایشگاه که تا ۳۱ شهریورماه همزمان در پایتخت و ۹ استان کشور برپاست، نوشتافزار را از یک کالای مصرفی به سفیری برای انتقال میراث معنوی ایران تبدیل کرده است؛ رویدادی که در آن، بیش از ۲۰۰ تولیدکننده علیرغم افزایش قیمت مواد اولیه، با کاهش حاشیه سود خود تلاش میکنند قیمتها مانع دسترسی دانشآموزان به این محصولات فرهنگی و معنابخش نشود.
در شلوغی راهروهای نمایشگاه، صدای هیجانزده و اشتیاق دانشآموزان، بهعنوان مخاطبان اصلی، همه جا حس میشود. مثل پسری که چشمانش با دیدن دفترهایی که طرح موشک و نمادهای حماسی دارد، برق میزند و با اصرار دست مادرش را به سمت قفسه دفترها میکشد. عماد، دانشآموز کلاس چهارمی با هیجان میگوید: «امسال دیگر دفترهای کارتونی تکراری نمیخواهم. آمدهام تا برای درسهای علوم و ریاضی، دفترهایی با طرح موشک بخرم؛ چون حس میکنم این دفترها به من قدرت و حس قهرمان بودن میدهند.»
مادرش با لبخندی از سر رضایت میگوید: «ما هر سال برای خرید لوازم تحریر به این نمایشگاه میآییم، اما امسال تنوع و جذابیت طرحها طوری است که بچهها با اشتیاق میخواهند همه آنها را انتخاب کنند. مزیت اصلی نمایشگاه این است که هم تنوع طرحها بسیار بالاست و هم قیمتها نسبت به مغازههای معمولی، بسیار مناسبتر است.» در همان غرفه دختری ۱۱ ساله که دفترهایی با تصویر شهدای دانشآموز میناب را برداشته، درباره دلیل انتخابش میگوید: «دیدن عکس این شهیدان حس خوبی به من میدهد؛ دوست دارم وقتی توی این دفتر مشق مینویسم، مثل همینها قهرمان باشم.»
کمی آنطرفتر، برادر بزرگترش با دقتی بیشتر، کیفیت کاغذ دفترها را بررسی میکند. او که نگاهش به رقابت کالای ایرانی با برندهای خارجی دقیقتر است، میگوید: «کیفیت کاغذها و تنوع طرحها واقعاً نسبت به قبل بهتر شده، اما اگر میخواهند سلیقه ما دبیرستانیها را هم کاملاً پوشش بدهند، باید به سمت طراحیهای مدرنتر و امروزی بروند. ما دلمان میخواهد محصولی که میخریم، در عین ایرانی بودن، شیک و بهروز هم باشد.»
در غرفه کناری، پدری که با سه فرزندش مشغول انتخاب کیف مدرسه هستند، میگوید: «بچهها در سال تحصیلی هر روز با این نوشتافزارها زندگی میکنند، برای همین علاوه بر کیفیت کیف و وسایلی که برایشان تهیه میکنیم باید به نماد و عکسهای روی وسایلشان هم دقت کنیم چون اگر هر الگویی جلوی چشمشان باشد، هویتشان با همانها شکل میگیرد. اینکه تصویر قهرمانهای خودمان روی وسایل نقش بسته، برای خانوادهها ارزشی فراتر از یک خرید صرف دارد.»
او درباره وضعیت امسال قیمتهای لوازم تحریر میگوید: «قیمتها نسبت به پارسال تغییر کرده، اما تنوع و کیفیت کارها بهتر شده است. اینجا دست خانوادهها برای انتخاب باز است چون محصولات با قیمتها و کیفیتهای متنوعی عرضه شدهاند و هر کس میتواند بر اساس نیاز و بودجهای که دارد، بهترین گزینه را برای فرزندش انتخاب کند.» در سالن بعدی، مادری با دقت و وسواس مشغول بررسی دفترهایی است که دخترش انتخاب کرده و همزمان قیمتهای درجشده روی پلاکارد بالای غرفه را برانداز میکند. او میگوید: «راستش اول که آمدم، با دیدن قیمتها کمی مردد شدم؛ اما وقتی دیدم دخترم به جای شخصیتهای کارتونی خارجی، خودش دست گذاشته روی طرح این شهدا، دیگر حساب و کتاب قیمتها از یادم رفت.»
مادر، دفتر را به سمت دخترش میگیرد و میگوید: «نازنین کلاس سوم است. وقتی ماجرای بمباران مدرسه شجره طیبه و دانشآموزان شهید میناب را شنید خیلی ناراحت شد و حالا آنها را قهرمانهای واقعی خودش میداند. برای همین، من این خرید را یک نوع سرمایهگذاری فرهنگی میدانم تا دخترم قهرمانهای واقعیاش را بشناسد.»
در غرفهای دیگر مادری به همراه دختر و پسر نوجوانش به دقت لیست قیمتها و دفاتر را برانداز میکند، او با اشاره به تخفیفهای درجشده روی کالاهای نمایشگاه میگوید: «امسال مدیریت هزینهها برای آغاز سال تحصیلی چالش اصلی خانوادههاست. غرفهدارها میگویند گرانی کاغذ روی کل بازار تأثیر گذاشته، اما وجود بستههای تخفیفی و طرحهای ایرانی باعث شده بچهها راحتتر با محصولات ارتباط برقرار کنند و دستکم بخشی از خریدها مقرونبهصرفه تمام شود.»
در میان شلوغی سالن و صدای همهمه بازدیدکنندهها، مردی میانسال گوشهای ایستاده و در حال چک کردن لیست خریدی است که در دست دارد. او همراه با دو فرزند دانشآموزش به نمایشگاه آمده تا خریدهای سال تحصیلی را نهایی کند. او درباره نمایشگاه میگوید: «راستش را بخواهید، با توجه به شرایط اقتصادی و قیمتهای بالا، اول کمی نگران بودم. با همسرم برای تهیه تمام لوازمتحریر و کیف دو فرزندمان، بودجهای در نظر گرفتیم اما نگران بودیم با این مبلغ، نتوانیم وسایلی باکیفیت و خوب تهیه کنیم که بچهها هم دوستشان داشته باشند. اما وقتی وارد نمایشگاه شدیم و گشتی در میان غرفهها زدیم، دیدیم که برخلاف تصورمان، قیمتها منصفانهتر از آن چیزی است که فکر میکردیم. با همین بودجهای که داشتیم، توانستیم نه تنها همه نیازهای اصلیشان را بخریم، حتی توانستیم چند قلم کالای باکیفیت، با طرحهای جذاب و فانتزی که خودشان خیلی دوست داشتند هم بخریم.»
او از تجربه خریدش در این نمایشگاه میگوید: «برخلاف نگرانیهای اولیه، از تنوع محصولات و بهویژه قیمتها رضایت کامل دارم. امسال هم خوشبختانه بچهها با آرامش خاطر میتوانند سال تحصیلی جدید را شروع کنند؛ چون هم کیفیت خریدمان خوب است و هم از نظر اقتصادی، مدیریت بودجهمان با موفقیت انجام شد.»
در کنار مجسمه شخصیت کمیک ایرانی در غرفهای که شعار «قهرمان باش، رویاتو بساز!» دختر نوجوانی در حال عکس گرفتن است، او میگوید: «خیلی خوشحالم که بالاخره کاراکترها و شخصیتهای ایرانی دارند جای انیمیشنهای خارجی را میگیرند. به نظر من تصویرسازی این جلد دفاتر به اندازه نمونههای خارجی جذاب است. من و دوستانم تصمیم داریم همه دفترهایمان را از این طرحهای جدید بگیریم.»
در غرفه دیگر پدربزرگی در کنار نوه کلاساولی خود، با دقت مشغول انتخاب برچسبها هستند؛ کیسههای سنگین در دستشان، گویای خرید مفصل آنهاست. او با وجود ابراز رضایت از کیفیت محصولات، درباره شرایط غرفهها گله میکند و میگوید: «من سه نوه دارم که امسال نوبت مبینا خانم است که کلاس اولی است و طبق رسم خانوادگیمان آمدیم که خرید سال تحصیلی را با هم انجام بدهیم. امسال کیفیت کاغذها و دوخت و جنس کیفها نسبت به سالهای گذشته خیلی بهتر شده و بچهها با دستهای پر از خرید به خانه برمیگردند. اما اگر سیستم سرمایشی سالنها تقویت میشد و در ورودی مصلی، تابلوهای راهنمای بیشتری برای تفکیک بخشهای نمایشگاه نصب میشد، تجربه خرید برای خانوادهها بسیار لذتبخشتر میشد.»
انتهای پیام/
