جان‌فداها؛ از پویش مردمی تا نهاد میانی جامعه

محمد عطریانفر

محمد عطریانفر

سیاست

167585
جان‌فداها؛ از پویش مردمی تا نهاد میانی جامعه

دولت‌ها همواره با انبوهی از مسائل اقتصادی، اجتماعی، زیست‌محیطی، امنیتی و خدماتی روبه‌رو هستند، درعصر توسعه جامعه مدنی یک پرسش اساسی پیش روی حاکمیت‌ها بوده است: آیا همه مسائل جامعه باید مستقیماً بر دوش دولت و دستگاه‌های رسمی قرار گیرد؟ از منظر تجربه بشری پاسخ بیش وکم‌ روشن است: جامعه‌ای که بتواند بخشی از مسئولیت‌های عمومی خود را از طریق نهادهای اجتماعی، انجمن‌ها، شوراها، اتحادیه‌ها و شبکه‌های داوطلبانه سامان دهد، هم از ظرفیت بیشتری برای حل مسأله برخوردار است و هم در برابر بحران‌ها تاب‌آوری بیشتری خواهد داشت.

محمد عطریانفر، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی: در چنین نگاهی، جامعه شبکه‌ای از نهادهای میانی است که میان فرد و حاکمیت قرار می‌گیرند و می‌توانند بخشی از مسئولیت‌های اجتماعی را بر عهده بگیرند. از پیشاهنگی و اتحادیه‌ها گرفته تا شوراهای محلی، انجمن‌های داوطلبانه، سازمان‌های مردم‌نهاد، گروه‌های امدادی، تشکل‌های محله‌محور، تعاونی‌ها و شبکه‌های خدمات عمومی، همه می‌توانند نمونه‌هایی از همین ظرفیت اجتماعی باشند. تفاوت مهم این نهادها با دستگاه اداری دولت در آن است که سرمایه اصلی آنها «اعتماد و مشارکت مردم» است.
در ایران نیز در دوره‌های مختلف، نمونه‌های گوناگونی از این ظرفیت‌ها شکل گرفته است؛ از شوراهای محلی و نهادهای مسجد و محله گرفته تا گروه‌های جهادی، بسیج، انجمن‌ها، اتحادیه‌ها و شبکه‌های داوطلبانه. اکنون نیز پدیده‌ای با عنوان «جان‌فداها» در حال مطرح‌شدن است که می‌توان آن را از زاویه‌ای گسترده‌تر و به دور از سوء ذهن حکومتی مورد بررسی قرار داد. در رویدادهای اخیر مرتبط با «جان‌فدا»، مسعود پزشکیان نیز بر این نکته تأکید کرده که نقش این افراد نباید صرفاً به عرصه نظامی محدود شود و آنان می‌توانند در حوزه‌های دیگری همچون مدیریت مصرف و مقابله با ناترازی‌های اقتصادی و انرژی نیز مشارکت کنند. گزارش‌های منتشرشده از سخنان او نشان می‌دهد که از مشارکت جان‌فداها در کاهش مصرف بنزین، گاز و برق و استفاده بیشتر از حمل‌ونقل عمومی سخن گفته شده است.
این نگاه، اگر از سطح یک پویش مقطعی فراتر برود، موضوع مهم‌تری را پیش روی جامعه قرار می‌دهد:
«نهادینه‌کردن مشارکت اجتماعی».

جامعه توانمند، دولت سبک‌تر 


دولت مدرن و کارآمدتر علی الاصول همه کارها را خودش انجام نمی‌دهد. دولت باید سیاست‌گذار، تنظیم‌گر، تضمین‌کننده حقوق عمومی و تأمین‌کننده خدمات پایه باشد. جامعه هم باید پابه‌پای نهادهای دولتی در حل مسائل پیرامونی خود نقش ایفا کند.
برای مثال، مدیریت مصرف انرژی فقط با دستور دولتی حل نمی‌شود. اگر در هر محله، مدرسه، مسجد، کارخانه، روستا و مجتمع مسکونی، گروه‌هایی از شهروندان برای آموزش، فرهنگ‌سازی، مراقبت از منابع و کمک به مدیریت مصرف شکل بگیرند، ظرفیت دولت چند برابر می‌شود.
همین منطق درباره بحران‌های طبیعی، امدادرسانی، سالمندان، کودکان، محیط زیست، کمک به اقشار آسیب‌پذیر، خدمات محله‌ای و حتی حفظ سرمایه اجتماعی نیز صادق است.در این معنا، «جان‌فدا» اگر بخواهد به یک مفهوم پایدار اجتماعی تبدیل شود، می‌تواند از یک عنوان برای مشارکت داوطلبانه به یک الگوی سازمان‌یافته مشارکت عمومی تبدیل شود.

کانون‌های میانی؛ حلقه اتصال مردم و حاکمیت


 از مهم‌ترین ویژگی‌های چنین حلقه ساختاری، قرارگرفتن آن حدفاصل میان دولت و توده‌های مردم است.این نهادها نه دولت‌اند و نه جایگزین دولت، حلقه اتصال جامعه و حکومت هستند. آنها مسائل مردم را سریع‌تر می‌بینند، نیازهای محلی را به ساختارهای رسمی منتقل می‌کنند و در مقابل، سیاست‌ها و برنامه‌های عمومی را برای مردم قابل فهم و قابل اجرا می‌نمایند. به همین توصیف، می‌توان از آنها با عنوان «کانون‌های میانی جامعه» یاد کرد.
جامعه‌ای که این سنخ از کانون‌ها را نداشته باشد، در شرایط عادی نیز با تمرکز بیش از اندازه مسئولیت‌ها در دستگاه اداری روبه‌رو می‌شود و در شرایط بحران، آسیب‌پذیرتر خواهد بود. اما جامعه‌ای که شبکه‌ای گسترده از نهادهای داوطلبانه و محلی دارد، بخشی از ظرفیت حل مسأله را در درون خود ذخیره کرده است.

از خدمت اجتماعی تا تاب‌آوری ملی


کارکرد این نهادها در شرایط عادی کاملاً اجتماعی و خدماتی می‌باشد؛ اما همین شبکه‌ها در زمان بحران، جنگ، بلایای طبیعی یا اختلال‌های گسترده می‌توانند به زیرساختی برای تاب‌آوری ملی تبدیل شوند.طبعاً این موضوع به معنای جایگزین‌کردن نیروهای رسمی دفاعی و امنیتی با گروه‌های مردمی نیست. دفاع نظامی و امنیت ملی، مسئولیت نهادهای قانونی و تخصصی خود را دارد. اما بارها تجربه کرده‌ایم که قدرت ملی فقط در تجهیزات نظامی خلاصه نمی‌شود؛ انسجام واعتماد عمومی، آمادگی امدادی، توان تداوم خدمات، شبکه ارتباطی محلات و مشارکت داوطلبانه بخشی مهم از قدرت تاب‌آوری کشور است.
به بیان ساده‌تر، جامعه‌ای که در روزهای آرام بتواند به همنوعان خود کمک کند، در زمان بحران نیز آمادگی بیشتری برای همکاری جمعی خواهد داشت.

شرط اصلی؛ اعتماد و داوطلبانه‌بودن


با این حال، تبدیل یک پویش اجتماعی به یک نهاد پایدار، نیازمند چند شرط اساسی است.نخست، مشارکت باید تا حد امکان داوطلبانه و مبتنی بر اعتماد باشد. دوم، مسئولیت‌ها باید روشن و شفاف باشند. سوم، این نهادها نباید به ساختارهای موازی و غیرپاسخگو تبدیل شوند. چهارم، مشارکت اجتماعی باید فراگیر باشد و امکان حضور گروه‌های مختلف جامعه را فراهم کند.
مهم‌تر از همه اینکه مردم باید احساس کنند این نهادها برای خدمت به جامعه شکل گرفته‌اند، نه اینکه ابزاری هستند برای انتقال دستور از بالا به پایین. اگر قرار است بنا به قول رئیس‌جمهور پزشکیان عزیز، مردم در حل ناترازی انرژی مشارکت کنند، باید در کنار دعوت به صرفه‌جویی، اطلاعات روشن درباره مسأله، نحوه مصرف بهینه و آثار مشارکت خود دریافت کنند. اگر قرار است در بحران‌ها به میدان بیایند، باید آموزش، سازماندهی و تقسیم مسئولیت نیز وجود داشته باشد.در غیر این صورت، مشارکت آحاد‌ ملت در حد یک شعار باقی می‌ماند.

جان‌فدا؛ یک فرصت برای بازاندیشی در مفهوم مشارکت


از این منظر، پدیده «جان‌فداها» را می‌توان فراتر از یک عنوان یا یک پویش سیاسی و اجتماعی مورد مطالعه قرار داد. مسأله اصلی اینکه آیا می‌توان از ظرفیت افرادی که اعلام آمادگی برای خدمت و مشارکت کرده‌اند، شبکه‌ای پایدار برای خدمت عمومی برپا ساخت؟ اگر پاسخ مثبت باشد، گام بعدی باید طراحی ساختاری باشد که در آن «جان‌فدا» فارغ از نقش پذیری در زمان تهدید نظامی، در شرایط عادی در مدرسه، محله، روستا، محیط زیست، امدادرسانی، مدیریت مصرف، حمایت اجتماعی و حل مسائل روزمره مردم نیز موقعیت، مسئولیت و معنا پیدا کند.آن‌گاه مفهوم جان‌فدا از آمادگی برای فداکاری در لحظه بحران به مسئولیت‌پذیری مستمر در زندگی اجتماعی ارتقا پیدا می‌کند.
این شاید یکی از مهم‌ترین درس‌های جامعه مدرن باشد: امنیت و تاب‌آوری پایدار، فراتر از مأموریتهای درون پادگان‌ها و ساختمان‌های دولتی، به معنای وسیع کلمه در محله‌ها، انجمن‌ها، خانواده‌ها، مدارس، اتحادیه‌ها، شوراها و شبکه‌های داوطلبانه ساخته می‌شود. دولتی که چنین جامعه‌ زنده و امیدواری در کنار خود داشته باشد، نه تنها دولت ضعیف‌تری نیست، برعکس می‌تواند دولتی باشد که بخشی از قدرت خود را از توانمندشدن جامعه به دست می‌آورد. و شاید «جان‌فداها» بتوانند، اگر از سطح یک پویش فراتر روند و به نهادی اجتماعی، شفاف، داوطلبانه و پاسخگو تبدیل شوند، نمونه‌ای از همین ظرفیت تازه باشند: جامعه‌ای که فقط از دولت خدمت نمی‌خواهد، بلکه خود نیز بخشی از راه‌حل مسائل عمومی می‌شود.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست