پدران «قصههای بابا» چه چیزی درباره خودمان به ما میگویند؟
فرهنگ
167745
گزارشی با عنوان «به نام پدر» در شماره امروز روزنامه ایران منتشر شد.
بخشی از این گزارش را در ادامه بخوانید:
مردی که پیش از آنکه پدر ما باشد، خودش زندگیای داشته است؛ کودکی، جوانی، آرزوها و شکستهایی که ما شاید هیچگاه از آنها خبر نداشتهایم.
«قصههای بابا» از این جهت کتابی برای پدران و درباره پدران است، اما در نهایت کتابی درباره فرزندان نیز هست؛ درباره ما که در تلاشیم ریشههای خود را بشناسیم.
شناخت پدر، بخشی از شناخت خویشتن است. ما از او تنها نام خانوادگی یا بخشی از ویژگیهای ظاهری و رفتاریمان را به ارث نمیبریم؛ خاطرات او، ترسهایش، باورهایش، سکوتهایش و حتی رابطه دشوارش با ما نیز ممکن است در شخصیت ما ادامه پیدا کند.
از این منظر، هر روایت این کتاب را میتوان تکهای از یک آینه دانست. نویسندگان درباره پدرشان نوشتهاند، اما خواننده در میان این روایتها ممکن است چهره پدر خودش را نیز پیدا کند.
شاید در پدری که نقاش زندگی فرزندش بوده، پدر خود را ببیند؛ یا در پدری که سیاست و عقایدش سایهای سنگین بر خانه انداخته، تصویری آشنا بیابد و این، به گمانم، ارزشمندترین کاری است که یک کتاب خاطرات میتواند انجام دهد: دیگری را روایت کند و ما را به خودمان بازگرداند و شاید راز این کتاب همین باشد: پیش از آنکه کوههای زندگیمان دور شوند، یکبار به آنها نگاه کنیم. نه فقط به سایهای که بر سر ما انداختهاند، بلکه به تمام راهی که خودشان برای رسیدن به اینجا پیمودهاند.
سرانجام میتوان چنین گفت که «قصههای بابا» دعوتی است برای همین نگاه دوباره؛ برای اینکه پدر را از پشت نقش همیشگیاش بیرون بیاوریم و مردی را ببینیم که روزی جوان بوده، روزی عاشق شده، روزی ترسیده، روزی امید بسته و سرانجام، در گوشهای از زندگی ما ایستاده است؛ گاهی همچون پناه، گاهی همچون دیوار و گاهی همچون زخمی که هنوز نامش را نمیدانیم اما هرچه بوده، بخشی از ما بوده است و چه خوب که گاهی ادبیات، پیش از آنکه دیر شود، ما را وادار میکند دوباره به پشت سرمان نگاه کنیم؛ به همان جایی که شاید هنوز کوهی ایستاده باشد.
انتهای پیام/
