بر طریق میانهروی و به دور از رفتارهای هیجانی
آیتاللهالعظمی سید موسی شبیری زنجانی که حافظه تاریخی حوزه قم معاصر به شمار میرفت، پس از قریب ۶ دهه تدریس و تحقیق در حالی از دنیا رفت که در سالهای پایانی عمر پرثمرش نگران افت منزلت اجتماعی و موقعیت علمی روحانیت بود.
علیاشرف فتحی، پژوهشگر تاریخ اسلام: او که در کودکی شاهد فشارهای فزاینده پهلوی اول علیه روحانیون و فقهای قم بود و همواره نگرانی پدرش مرحوم آیتاللهالعظمی سید احمد زنجانی را یادآوری میکرد که میترسیده حوزه نوپای قم در سالهای پایانی سلطنت رضاشاه فرو بپاشد، در کهنسالی نیز بارها نسبت به کاهش محبوبیت و اثرگذاری روحانیت هشدار داد و آن را واقعیت تلخی میدانست که لازم بود مطرح شود.
مشی بر طریق میانهروی به تبعیت از رهنمود «خیر الامور اوسطها» میراث دیگری بود که او از پدر فقیه خود به یادگار حفظ کرده و پاس داشته بود. همچنین همانند پدرش از حب جاه و مقام بیم داشت و میکوشید اثرگذاری را نه از طریق جذب شاگردان و مریدان زیاد و به هر قیمت، بلکه از طریق تدقیق و تتبع و میانهروی و خلاقیت پیش ببرد.
یکی دیگر از ویژگیهای مهمی که او از پدرش به یادگار داشت و بسیار به آن بها میداد، جلوگیری از کارهای تکراری و توجه به موضوعات بر زمین مانده بود. او همواره این توصیه پدر را تکرار میکرد و میگفت باید از کارهای تکراری پرهیز کرد و به جای آن، سراغ موضوعاتی رفت که کمتر به آنها توجه شده است. همین رویکرد سبب شد که ما به ندرت اثر تألیفی مکتوب از ایشان داشته باشیم و عمده آثار بر جای مانده از ایشان، محصول سخنانی است که در خلال جلسات درس، گعده علمی یا گفتوگوهای شفاهی مطرح کرده است. از همین رو گزاف نیست که ایشان را «فقیه شفاهی» بدانیم. این شیوه اگرچه کارکرد متفاوتی با کتاب و مقاله دارد، اما حافظه دقیق و نگاه دقیق آیتالله سبب میشد که حتی سخنان شفاهی او نیز جدی گرفته شود و مورد ارجاع در کتب و مقالات پژوهشی قرار گیرد. همچنین اتخاذ این شیوه به ایشان کمک کرد که خلاقیتها، ابتکارها و نوآوریهای خود را در سریعترین زمان ممکن به اطلاع پژوهشگران برساند و در معرض نقد و بررسی قرار دهد. گعدههای علمی دفتر او که با حضور آزاد همه علاقهمندان برگزار میشد، سالها محل طرح و بررسی ایدهها و نقدهای ایشان و سایر استادان و محققان بود.
همچنین ناگفتههای جذابی که او از تاریخ اجتماعی روحانیت در یک قرن اخیر بیان میکرد، منبع ارزشمندی برای محققان است و هیچ پژوهشی درباره تاریخ نهاد روحانیت در ایران معاصر بدون ملاحظه این خاطرات مهم ممکن و کامل نیست. او در این خاطرهگوییهای مستمر، با صراحت و دقت ارزشمندی به باز کردن گرههای مختلف از ابهامات موجود در شناخت روحانیون و فقها کمک میکرد. این نیز مزیتی بود که از روحیه شفاهی و خلاق او سرچشمه گرفته بود و او را در بند محدودیتهای آثار مکتوب قرار نمیداد.
نگاه تاریخی و اجتماعی آیتالله به او کمک کرده بود که عوامل افت و خیز اجتماعی روحانیت را درک کند و از رفتارهای هیجانی و احساسی به دور بماند. او با همین رویکرد و بستر ذهنی بود که به همبستگی اجتماعی و نقش مردم بها میداد و روحانیون را بابت برخی کمکاریها مورد عتاب قرار میداد. این نگاه اجتماعی را در بررسیهای حدیثی ایشان هم میشد دید و با همین رویکرد توانسته بود ایدههای جدیدی عرضه کند و از تکرار یافتههای پیشین بپرهیزد.
انتهای پیام/
