بازسازی ابتکار سیاسی ایران

فردین قریشی

فردین قریشی

سیاست

167800
بازسازی ابتکار سیاسی ایران

سفر رئیس‌جمهوری ایران به نیویورک را نباید صرفاً سفری تشریفاتی برای سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل دانست. این سفر در یکی از حساس‌ترین مقاطع سیاست خارجی جمهوری اسلامی انجام می‌شود؛ زمانی که جنگ، تحریم، بحران هسته‌ای، ناامنی منطقه‌ای و انسداد روابط تهران-واشنگتن، همزمان فضای تصمیم‌گیری را پرریسک کرده‌اند. از این منظر، نیویورک بیش از آنکه مقصد یک سفر باشد، آزمونی برای توانایی ایران در تبدیل یک بحران چندلایه به یک فرصت دیپلماتیک است.

ایران آنلاین:

فردین قریشی، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه تهران: نخستین فرصت، بازسازی ابتکار سیاسی ایران است. مجمع عمومی سازمان ملل تنها محلی برای بیان مواضع کشور نیست؛ فرصتی است برای گفت‌وگو با طیف گسترده‌ای از دولت‌ها و جلوگیری از آنکه مسأله ایران صرفاً در چارچوب تقابل تهران و واشنگتن تعریف شود. پیام رئیس‌جمهوری باید روشن، منسجم و آینده‌نگر باشد: ایران خواهان جنگ و تشدید تنش نیست، اما از حقوق و منافع اساسی خود نیز صرف‌نظر نمی‌کند و برای یک راه‌حل سیاسی متوازن آمادگی دارد.
فرصت دوم، فعال‌ کردن دیپلماسی چندلایه است.

گفت‌وگو با کشورهای اروپایی، چین، روسیه، کشورهای خلیج فارس و سایر بازیگران مؤثر باید از سطح دیدارهای تشریفاتی فراتر رود و بر چند موضوع مشخص متمرکز شود: کاهش تنش، جلوگیری از سوءمحاسبه، امنیت کشتیرانی و انرژی، مسائل بشردوستانه و ایجاد مقدمات یک روند سیاسی. در این میان، برخی کشورها می‌توانند در صورت وجود اراده سیاسی، نقش تسهیل‌کننده ارتباط میان طرف‌های درگیر را ایفا کنند. در شرایط فعلی، کانال‌های غیرمستقیم، واسطه‌های معتبر و ارتباطات دیپلماتیک پشت‌ صحنه می‌توانند کارکرد مهم‌تری از مذاکرات مستقیم داشته باشند: انتقال پیام، سنجش مواضع طرف مقابل و شناسایی موضوعاتی که امکان گفت‌وگو درباره آنها وجود دارد.

هدف، ساختن «فرآیند» است، نه تولید یک تصویر رسانه‌ای. از منظر اقتصادی نیز حتی کاهش محدود تنش می‌تواند بر انتظارات اقتصادی، تجارت خارجی، صادرات انرژی و ریسک سرمایه‌گذاری اثر بگذارد. بنابراین دیپلماسی نیویورک، اگر هوشمندانه مدیریت شود، می‌تواند بخشی از هزینه‌های اقتصادی ناشی از عدم اطمینان را کاهش دهد؛ هرچند نباید انتظار داشت دستاورد اقتصادی پایدار بدون تغییرات واقعی در محیط سیاسی و تحریمی حاصل شود. با این حال در نقطه مقابل، تهدید اصلی آن است که این سفر به صحنه تشدید منازعه تبدیل شود. محدودیت‌های سیاسی و امنیتی، فضای رسانه‌ای قطبی و حساسیت فوق‌العاده روابط ایران و آمریکا موجب می‌شود هر اظهارنظر حساب‌ناشده بتواند پیامدهایی فراتر از یک مصاحبه داشته باشد.

از این‌ رو، وحدت پیام، انضباط رسانه‌ای و هماهنگی کامل اعضای هیأت اهمیت اساسی دارد.
پیشنهاد عملی آن است که سفر بر مبنای یک «بسته دیپلماتیک سه‌ مرحله‌ای» طراحی شود: اول، ارائه یک پیام واحد و ابتکاری در نیویورک؛ دوم، فعال ‌کردن همزمان کانال‌های مختلف برای مدیریت بحران و سوم، تعیین سازوکار مشخص برای پیگیری تماس‌ها پس از بازگشت رئیس‌جمهوری است. همچنین بهتر است برای هر سناریو ـ‌ از گشایش محدود دیپلماتیک تا شکست مذاکرات ـ از پیش نقشه عملیاتی تدوین شود.

در نهایت، موفقیت سفر را نباید با تعداد ملاقات‌ها، تیترهای رسانه‌ای یا حتی یک توافق فوری سنجید. معیار واقعی موفقیت آن است که آیا پس از نیویورک، امکان سوءمحاسبه و تشدید بحران کمتر و امکان گفت‌وگو و مدیریت اختلاف بیشتر می‌شود یا خیر. در شرایط کنونی، شاید بزرگ‌ترین دستاورد ممکن، نه دستیابی فوری به توافق، بلکه جلوگیری از بسته‌ شدن آخرین پنجره دیپلماسی باشد. گزینه مطلوب آن است که سفر نیویورک یک رویداد سیاسی صرف نباشد؛ بلکه آغاز یک ابتکار دیپلماتیک برای عبور تدریجی از منطق تقابل به منطق مدیریت بحران باشد.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست