یادداشتی درباره حقوق شهروندی،
مسئولیت اجتماعی و سهم هر یک از ما در ساختن شهری زیباتر
اقتصاد
167892
شهر ما، خانه ما؛ وقتی پیادهرو از یک مسیر عبور، به مسئلهای برای حقوق شهروندی تبدیل میشود
پیادهرو برای عبور است، مغازه برای کسبوکار؛ اما مرز میان این دو کجاست؟
شهر فقط آن چیزی نیست که از پشت شیشه خودرو میبینیم؛ شهر، همان جایی است که هر روز در آن راه میرویم، خرید میکنیم، نفس میکشیم، کودکانمان را به مدرسه میفرستیم و بخشی از زندگیمان را در آن میگذرانیم. به همین دلیل، کیفیت زندگی شهری تنها به آسفالت خیابانها، زیبایی ساختمانها یا تعداد بوستانها وابسته نیست؛ بلکه به میزان احترام ما به حقوق یکدیگر نیز بستگی دارد. در این میان، پیادهرو به یکی از ملموسترین میدانهای حقوق شهروندی تبدیل شده است؛ جایی که حق عبور عابر، نیاز کسبه، مسئولیت مدیریت شهری و فرهنگ عمومی، همزمان در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
شهر؛ خانهای بزرگتر از خانه ما
وقتی میگوییم «شهر ما، خانه ما»، در واقع از یک نگاه فرهنگی به شهر سخن میگوییم؛ نگاهی که شهروند را تنها دریافتکننده خدمات شهری نمیداند، بلکه او را صاحب سهمی از فضای عمومی و در عین حال مسئول حفظ آن میشناسد. خانه شخصیمان را تمیز نگه میداریم، وسایلش را خراب نمیکنیم و برای آرامش اعضای خانواده ارزش قائلیم. اما چرا همین منطق را همیشه در فضای عمومی رعایت نمیکنیم؟ خیابانی که از آن عبور میکنیم، پارکی که در آن قدم میزنیم، درختی که کنار خیابان قرار گرفته، نیمکتی که در بوستان روی آن مینشینیم و پیادهرویی که هر روز از آن استفاده میکنیم، بخشی از زندگی جمعی ما هستند. بنابراین شهروندی فقط برخورداری از خدمات شهری نیست؛ شهروندی مجموعهای از حق و مسئولیت است. ما از شهر حق داریم؛ حق تردد، امنیت، آرامش، دسترسی و استفاده از فضاهای عمومی. اما در برابر آن نیز مسئولیت داریم؛ مسئولیت رعایت قانون، حفظ محیط عمومی و احترام به حق دیگران.
پیادهرو حق کیست؛ عابر یا کاسب؟
شاید این سؤال در ظاهر ساده باشد، اما پاسخ آن نیازمند نگاه دقیقتری است. پیادهرو، در وهله نخست، فضای عمومی و مسیر حرکت عابران است و باید امکان عبور مناسب و ایمن شهروندان در آن حفظ شود. در مقابل، کسبه نیز بخش مهمی از حیات اقتصادی و اجتماعی محله هستند. رونق یک خیابان، حضور فعال واحدهای صنفی و دسترسی مناسب مردم به فروشگاهها، همه بخشی از زندگی شهری است. مسئله زمانی آغاز میشود که استفاده یک گروه از فضای عمومی، امکان استفاده گروه دیگر را محدود کند. وقتی کالا، استند، تابلو، میز، صندلی یا تجهیزات یک واحد صنفی آنقدر در مسیر قرار میگیرد که عابر ناچار میشود مسیر خود را تغییر دهد یا وارد سوارهرو شود، دیگر مسئله فقط نظم مقابل یک مغازه نیست؛ موضوع، حق عمومی شهروندان است. این مسئله برای سالمندان، کودکان، افراد دارای معلولیت و والدینی که همراه کودک یا کالسکه هستند، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
راهحل نیز نباید تقابل میان «کاسب» و «عابر» باشد؛ راهحل، ساماندهی و رعایت حقوق متقابل است؛ به شکلی که هم فعالیت اقتصادی امکانپذیر باشد و هم مسیر عمومی شهر برای استفاده شهروندان باقی بماند.
اما همه تقصیرها را نمیتوان گردن کسبه انداخت اگر قرار است درباره حقوق شهروندی منصفانه صحبت کنیم، نباید مسئله را یکطرفه ببینیم. گاهی خود خودروها با پارک نامناسب، مسیر عابر را مسدود میکنند. گاهی موتورسیکلتها وارد پیادهرو میشوند. گاهی تابلوهای تبلیغاتی نامناسب، پروژههای عمرانی، حفاریها یا تجهیزات شهری، مسیر حرکت را محدود میکنند. از سوی دیگر، رفتار برخی شهروندان نیز در وضعیت معابر بیتأثیر نیست؛ از رها کردن زباله گرفته تا تخریب فضای سبز و استفاده نادرست از امکانات عمومی. پس شهروندی یعنی دیدن تمام زنجیره مسئله، نه پیدا کردن یک مقصر. شهر زمانی سامان مییابد که همه حلقههای این زنجیره، سهم خود را بپذیرند. زیبایی شهر از کجا شروع میشود؟ شاید تصور کنیم زیبایی شهر نتیجه پروژههای بزرگ است؛ ساخت یک میدان، ایجاد یک پارک یا اجرای یک طرح عمرانی. اما حقیقت این است که چهره شهر،
پیش از آنکه با پروژههای بزرگ ساخته شود، با رفتارهای کوچک روزمره شکل میگیرد. شهری که در آن شهروند زباله خود را روی زمین نمیاندازد، درخت را نمیشکند، دیوار را تخریب نمیکند، روی تجهیزات شهری یادگاری نمینویسد و به اموال عمومی آسیب نمیزند، حتی اگر سادهترین امکانات را داشته باشد، میتواند چهرهای آراستهتر و انسانیتر پیدا کند. در نقطه مقابل، اگر زیباترین خیابانها را بسازیم اما شهروندان در حفظ آنها مشارکت نکنند، زیبایی پایدار نخواهد ماند.
شهر زیبا، محصول همکاری میان مدیریت شهری و شهروندان است.
سهم شهروندان در زیبایی شهر چیست؟
شهروند بودن فقط به پرداخت عوارض، استفاده از خدمات یا حضور در یک محله محدود نمیشود. هر شهروند میتواند در ساختن محیط اطراف خود نقش داشته باشد؛ از یک رفتار ساده میتوان آغاز کرد: زباله را در جای مناسب قرار دهیم، از فضای سبز مراقبت کنیم، به تجهیزات شهری آسیب نزنیم، مسیر عابران را مسدود نکنیم، هنگام پارک خودرو حق دیگران را در نظر بگیریم و در صورت مشاهده خرابی یا آسیب در امکانات شهری، موضوع را از مسیرهای قانونی و ارتباطی موجود به مسئولان اطلاع دهیم. حتی یک تذکر محترمانه نیز میتواند بخشی از فرهنگ شهروندی باشد؛ البته تذکری که خود به ایجاد تنش تبدیل نشود. فرهنگ شهروندی زمانی شکل میگیرد که قانون و اخلاق در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
مدیریت شهری؛ از برخورد تا گفتوگو در کنار مسئولیت شهروندان و کسبه،
مدیریت شهری نیز نقش تعیینکنندهای دارد. نمیتوان انتظار داشت صرفاً با توصیه به مردم، همه مسائل شهری حل شود. برای ساماندهی پیادهروها، باید ضوابط روشن، نظارت مستمر، مسیرهای مشخص برای فعالیتهای صنفی و سازوکار مناسب برای رسیدگی به شکایتها و گزارشهای مردمی وجود داشته باشد. از سوی دیگر، برخورد با تخلفات نیز زمانی میتواند به نتیجه پایدار برسد که همراه با اطلاعرسانی، آموزش و گفتوگو باشد. شهروند باید بداند چرا یک قانون وجود دارد؛ کاسب باید بداند محدوده مجاز فعالیت او کجاست؛ عابر باید بداند حقوقش چیست و مدیریت شهری نیز باید پاسخگو باشد که برای حل مشکل چه اقداماتی انجام داده است. قانون زمانی در شهر ماندگار میشود که مردم ضرورت آن را لمس کنند.
آموزش شهروندی را باید از مدرسه آغاز کرد فرهنگ شهرنشینی، یکشبه ساخته نمیشود. کودکی که امروز یاد میگیرد زباله را روی زمین نیندازد، فردا شهروندی خواهد بود که نسبت به محیط زندگی خود احساس مسئولیت بیشتری دارد. مدرسه میتواند یکی از مهمترین پایگاههای آموزش حقوق شهروندی باشد؛ از شناخت حقوق عابر و حفظ محیط زیست شهری گرفته تا آشنایی با مفهوم اموال عمومی، مسئولیت اجتماعی و مشارکت در حل مسائل محله. اگر کودکان و نوجوانان بدانند شهر فقط متعلق به «مسئولان» نیست و خودشان نیز بخشی از جامعه شهری هستند، مفهوم «شهر ما، خانه ما» از یک شعار به یک رفتار روزمره تبدیل خواهد شد.
شهر برای همه است شاید مهمترین اصل در مفهوم «شهر ما، خانه ما» همین باشد: شهر برای همه است؛ برای عابر پیاده، برای کاسب، برای راننده، برای کودک، برای سالمند، برای فرد دارای معلولیت، برای کارگر، برای دانشآموز و برای هر کسی که بخشی از زندگی خود را در فضای عمومی شهر میگذراند.
انتهای پیام/