فارنپالیسی/ پیروزی آمریکا در جنگ با ایران؟ تردیدی جدی دارم
جهان
168919
بازگرداندن بخشی از جریان نفت از تنگه هرمز و محدود کردن صادرات نفت ایران، دستاوردی عملیاتی آمریکا است؛ اما این موفقیت بهتنهایی به معنای پیروزی در جنگ نیست.
فرید زکریا / آمریکا و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ تأسیسات هستهای ایران را بمباران کردند و دونالد ترامپ مدعی شد برنامه هستهای ایران نابود شده است. هشت ماه بعد، در فوریه ۲۰۲۶، جنگی گستردهتر با هدف حمله به رهبری ایران و تغییر حکومت آغاز شد. کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی و شماری از مقامهای ارشد، برخلاف انتظار واشنگتن، به فروپاشی نظام منجر نشد. حکومت با تکیه بر رهبری و فرماندهان جدید و بستن تنگه هرمز، یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت جهان را مسدود ساخت.
اکنون آمریکا پس از بیش از هفت ماه جنگ، درگیر عملیاتی گسترده برای بازگشایی آبراهی است که پیش از جنگ باز بود. هزینه این تلاش، طبق آمار پنتاگون، به ۴۵ میلیارد دلار رسیده و دفتر بودجه کنگره پیشبینی کرده است که حتی ادامه جنگ با شدت پایین، ماهانه دو میلیارد دلار هزینه داشته باشد. دستکم ۱۹ نظامی آمریکایی کشته شدهاند و احتمال میرود نیمی تا دوسوم ذخایر برخی موشکهای پیشرفته رهگیر مصرف شده باشد. جایگزینی این تسلیحات ممکن است بیش از پنج سال طول بکشد؛ درحالیکه آمریکا برای مقابله احتمالی با چین به آنها نیاز دارد.
هزینههای اقتصادی جنگ به داخل آمریکا و دیگر کشورها نیز سرایت کرده است. میانگین قیمت نفت برنت به حدود ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسیده که تقریباً ۴۰ درصد بیشتر از پیش از جنگ است. افزایش قیمت سوخت، هزینه حملونقل، کشاورزی و مواد غذایی را بالا برده و برآورد شده است که تا ژوئیه، بار مالی جنگ برای هر خانوار آمریکایی از طریق افزایش قیمتها، هزینههای بهره و مخارج نظامی از ۱۲۰۰ دلار فراتر رفته باشد. هزینه اضافی بنزین و گازوئیل برای آمریکاییها حدود ۱۳۰ میلیارد دلار برآورد شده است. کشورهای خلیج فارس نیز با کاهش اعتماد به واشنگتن، افزایش هزینه حملونقل، افت گردشگری و مخارج سنگین بازسازی زیرساختها مواجهاند.
با وجود خسارات گسترده، ایران تسلیم نشده است و معلوم نیست بمباران بیشتر بتواند این وضعیت را تغییر دهد. مشکل اساسی سیاست آمریکا، ابهام در هدف جنگ است: آیا واشنگتن خواهان تغییر رفتار ایران است یا سرنگونی حکومت؟ مقامهای آمریکایی همزمان از پایان رژیم و ضرورت وادار کردن تهران به مذاکره سخن گفتهاند. ترامپ نیز میان توافقی برای محدود کردن ایران و نابودی سریع جمهوری اسلامی مردد مانده، درحالیکه فرستادگانش با مقامهای ایرانی مذاکره میکنند.
این تناقض انگیزه تهران برای امتیازدهی را کاهش میدهد. اگر رهبران ایران تصور کنند آمریکا در هر شرایطی به دنبال سرنگونی آنان است، احتمالاً مقاومت و افزایش هزینههای جنگ را به مصالحه ترجیح خواهند داد. تجربه ویتنام، افغانستان و عراق نیز نشان داده است که توان تخریب نظامی لزوماً به دستاورد سیاسی پایدار تبدیل نمیشود. اگر هدف آمریکا بازگشایی هرمز، محدود کردن برنامه هستهای ایران و مهار فعالیتهای منطقهای آن است، باید شروطی روشن و قابلدستیابی تعیین کند. اما تغییر حکومت مستلزم آمادگی برای درگیری خونینتر و گسترش احتمالی جنگ در منطقه خواهد بود.
انتهای پیام/