اعتراض علیه جنگ ایران کجاست؟
جهان
168927
با وجود مخالفت گسترده با جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، جنبش اعتراضی عظیمی مشابه تظاهرات گذشته شکل نگرفته است؛ بااینحال، نبود راهپیماییهای میلیونی لزوماً به معنای نبود مقاومت نیست؛ بلکه شیوههای اعتراض و سازماندهی اجتماعی در حال تغییرند.
پس از حملات ۱۱ سپتامبر، حدود ۹۰ درصد آمریکاییها از حمله به افغانستان حمایت میکردند و مخالفان جنگ با اتهام خیانت و بیمیهنی روبهرو شدند. این جنگ به درگیریهای گسترده در کشورهای متعدد انجامید و نزدیک به یک میلیون نفر در مجموع جنگهای پس از ۱۱ سپتامبر جان باختند. با گذشت زمان، مخالفت عمومی افزایش یافت، اما منتقدان اولیه جنگ نیز بهندرت در مراکز قدرت مورد توجه قرار گرفتند. تجربه جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ نیز نشان داد که حتی تظاهرات جهانی با مشارکت میلیونها نفر لزوماً قادر نیستند مانع تصمیم دولتها برای آغاز جنگ شوند.
جنگ ایران هزینههای ملموسی برای آمریکاییها دارد. افزایش قیمت سوخت، هزینههای نظامی نزدیک به ۴۰ میلیارد دلار و برآورد افزایش چندتریلیوندلاری هزینه نهایی، فشار اقتصادی را تشدید کرده است. برآورد دانشگاه براون نشان میدهد سهم هزینه جنگ برای هر خانوار آمریکایی نزدیک به هزار دلار است. حمله موشکی به مدرسهای در میناب نیز به کشتهشدن ۱۵۶ غیرنظامی، عمدتاً کودک، انجامید؛ هیئتی از سازمان ملل این حمله را جنایت جنگی توصیف کرده است.
مقاومت در قالبهای مختلف ادامه دارد: اعتراض برایان مکگینیس در جلسه سنای آمریکا، استعفای جو کنت از مقام ضدتروریسم در اعتراض به جنگ و بازداشت بیش از ۶۵ کهنهسرباز و اعضای خانواده نظامیان در آوریل، نمونههایی از این مخالفتها هستند. بااینحال، راهپیماییهای بزرگ و سنتی جایگاه گذشته را ندارند. برگزاری تجمع در تعطیلات آخر هفته، زمانی که سیاستمداران و مراکز تصمیمگیری کمتر در دسترساند، ممکن است اعتراض را به نمایش نمادین و قابلچشمپوشی تبدیل کند.
تجربه تاریخی همچنان ارزشمند است. راهپیمایی حقوق مدنی سال ۱۹۶۳ و تجمع خلع سلاح هستهای در سال ۱۹۸۲ نشان دادند که سازماندهی طولانیمدت میتواند آثار فرهنگی و سیاسی ایجاد کند. در مقابل، اعتراضهای گسترده علیه جنگ عراق نتوانستند مانع آغاز آن شوند. بنابراین، گذشته باید منبع یادگیری باشد، نه معیاری برای سرزنش فعالان امروز.
امروزه مقاومت بیشتر بر ایجاد روابط اجتماعی، شبکههای محلی، گروههای واکنش سریع و حمایت از افراد آسیبپذیر متمرکز است. بر اساس شاخص گزارششده، تعداد اعتراضها در نخستین سال دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ به ۳۹٬۱۵۴ مورد رسیده، درحالیکه رقم سال نخست دوره اول او ۱۰٬۸۷۳ مورد بود.
در مجموع، تغییر شکل اعتراض به معنای تسلیمشدن نیست. فشارهای اقتصادی، فرسودگی اجتماعی، محدودیتهای سیاسی و برخورد امنیتی، سازماندهی را دشوار کردهاند؛ اما مقاومت همچنان جریان دارد و اثربخشی آن به تداوم فعالیتهای جمعی، ابتکار عمل و پیوندهای پایدار اجتماعی وابسته است./اینترسپت
انتهای پیام/