پرسوئیژن (Persuasion):
اصلاحات در ارتش آمریکا پس از شکست در جنگ با ایران ضروری است
جهان
168988
عملکرد نظامی آمریکا در جنگ با ایران، پرسشهای جدی درباره کارآمدی ساختار دفاعی این کشور، تناسب هزینهها با دستاوردها و توان سازگاری با شیوههای جدید جنگ ایجاد کرده است. با وجود برتری فناوری، قدرت هوایی گسترده، اطلاعات پیشرفته و همکاری اسرائیل، ایالات متحده نتوانست توان نظامی ایران را بهطور پایدار از میان ببرد. این تجربه نشان میدهد که برتری تسلیحاتی بهتنهایی تضمینکننده پیروزی راهبردی نیست و ضعف در طراحی عملیات، پدافند پایگاهها و تطبیق با تهدیدهای نوظهور میتواند مزیتهای بزرگ نظامی را محدود کند.
بر اساس ارقام مطرحشده، نیروهای آمریکایی در فاصله ۲۸ فوریه تا ۷ آوریل ۳۶ هزار سورتی پرواز رزمی انجام دادند و حدود ۱۳ هزار و ۵۰۰ هدف را مورد حمله قرار دادند. بااینحال، توان نظامی ایران بهسرعت در حال بازسازی توصیف شده و زیرساختهای آمریکا در بحرین، کویت و عربستان نیز در برابر حملات آسیبپذیر بودهاند. نیاز به عقببردن نیروها از مناطق نزدیک به ایران، پرسشهایی درباره میزان پایداری حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس ایجاد کرده است. بنابراین، معیار موفقیت تنها تعداد اهداف منهدمشده نیست، بلکه توانایی دستیابی به نتایج راهبردی ماندگار و حفظ موقعیت منطقهای نیز اهمیت دارد.
یکی از ضعفهای اساسی، اتکای بیش از اندازه به تسلیحات پیشرفته و گرانقیمت است. استفاده از رهگیرهای پاتریوت و تاد برای مقابله با پهپادهای ارزانتر، میتواند منابع دفاعی را با سرعتی غیرپایدار مصرف کند. جنگ روسیه و اوکراین پیشتر نشان داده بود که پهپادها و موشکهای نسبتاً ارزان، پرتعداد و قابل تولید انبوه میتوانند موازنه هزینهها را تغییر دهند. با وجود فرصت کافی برای مطالعه این تجربه، ارتش آمریکا آمادگی لازم برای مقابله با حملات مشابه ایران را نداشت. این مسئله بر اهمیت یادگیری از ارتشهایی با منابع محدودتر و پرهیز از این تصور تأکید دارد که برتری اقتصادی و فناورانه، نیاز به سازگاری را از میان میبرد.
این مشکلات به جنگ ایران محدود نیستند؛ تجربه افغانستان، ویتنام و دیگر مداخلات نظامی آمریکا نیز فاصله میان برتری میدانی و دستیابی به اهداف سیاسی پایدار را آشکار کرده است. در کنار این سابقه، هزینههای عظیم دفاعی، ساختارهای تدارکاتی پیچیده و احتمال نفوذ منافع سیاسی و اقتصادی در قراردادهای تسلیحاتی، ضرورت بازنگری در اولویتهای پنتاگون را افزایش میدهند. افزایش بودجه، بدون اصلاح شیوه تصمیمگیری و خرید تجهیزات، لزوماً توان نظامی را تقویت نمیکند و میتواند فشار بیشتری بر بدهی عمومی وارد سازد.
تغییر واقعی به رهبریای نیاز دارد که پذیرش خطا را نشانه ضعف نداند؛ اگر ساختار دفاعی آمریکا همچنان بر وفاداری سیاسی، نمایش قدرت و تداوم سامانههای قدیمی متمرکز بماند، شکستهای آینده ممکن است هزینه بیشتری بر کشور و جایگاه جهانی آن تحمیل کنند.
انتهای پیام/