زینب کبری؛ از حقیقت فاطمی تا حماسه نجات
از کربلا تا ظهور؛ بازخوانی راز الهیّات زن و رسالت زینبی در نجات بشریت
جامعه
169278
داود منافیپور،رئیس مجمع شیرخواران حسینی
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ
زن حقیقت آب است و مظهر اسم یا لَطیف، نماد حیات، پاکی و ذات بهجت است.
زن روح هستیست و توان شناخت آن نیاز به اشراق اسم یا لطیف دارد.
آری، این حقیقتِ حیات، نهفته در رازی است که شکافتن آن، محتاج به اقبال نور سپید محمّدیست؛ پس برای درک جلوه شکوه آن باید دست نیاز به سوی حضرت نیّر اعظم، رسول اکرم صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِه ، بلند کرد؛ همان پیامبری که از نخست امر، مخاطب خالق قرار گرفت:
لَوْلَاكَ لَمَا خَلَقْتُ الْأَفْلَاكَ
لَوْلَا عَلِيٌّ لَمَا خَلَقْتُكَ
لَوْلَا فَاطِمَةُ لَمَا خَلَقْتُكُمَا
علم قرائت زن، فقط در سینهی مبارک حضرت ختمی مرتبت است و بس؛ همو که «لَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى» ست و همان که «إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى» ست.
آن که خوانش بلند و فخامت زن را در قلّه دستنیافتنی احمدی، سُرایش کرد و تعظیم زن را با (اُمّ) خواندن او به اوج تکریم رساند. و چه عجیب است برای کافران این حقیقت و ملحدان این شریعت و طریقت، که رسول ختمی مرتبت در برابر این علّتِ خلقت، انحنای وجود دارد و دستبوسی میکند!
نافهمان، متکبّرانه به آن مینگرند و از سر ضیق صدر و جهل محض، بهدنبال توجیهی به غیر از واقعیت تعظیماند و آن را صرفاً مهر پدری میخوانند؛ حال آنکه «آفتاب آمد، دلیل آفتاب».
گویا باور نمیدارند که هر فعل رسول، امر خالق رسول است.
او همی نمیخواهد، نمیخواند، نمیگوید، نمینگرد، نمیرود، نمیآید، نمیشنود، نمیخورد، نمیخندد، نمیگرید... الّا به مَا شَاءَ الله.
قلب او قلب خداست و مهر او مهر خداست، رضایت او رضایت خداست و خشم او خشم خداست.
در نتیجه، الهیّات زن و راز هستیشناسی او و گرهگاه معرفتشناختی آن، در این کلام طیّب آشکار میگردد:
لَوْلَا فَاطِمَةُ لَمَا خَلَقْتُكُمَا
اگر فاطمه نبود، تو و علی را خلق نمیکردم.
حال، احیاگر این منظومهی معرفتی کیست؟
کیست که در این قحطی شرح صدر، هستیشناسی حضرت بانو را بر پایه خوانش وحی بنا کند و قدرت او را آشکار سازد و لطافت زایندگی، آفرینندگی و ربوبی وی را در شکل دادن به عالم وجود، تبیین کند؟
چرا که معرفتِ زنانگی هستی، گامی بلند در جهت ترمیم درماندگی و جبران خسران انسان در طول خلقت است و شکافتن حقیقت زن به عنوان مادر هستی و قدرت متنزّله ربوبی، رهگشای نجات بشریّت است.
این نوشتار بهانهای شد برای تعظیم هدیه خلقت، نزول عقیلهگی و شکرانهی شرف حضور مولود عشق، حضرت خاتون دو سرا، زینب کبری سَلَامُ اللهِ عَلَیْهَا.
آن که فخر محمّدی، زینت علوی، اعجاز فاطمی و شریک حسینیست.
وجودش عقول را به عجز آورده و همّتاش نفوس را به وجد؛ صبرش معلّم انبیاست و حبّاش مدرّس اولیاء.
عالمه به علم ذات است و فهیمه.
فهیمهای که حضرت ذات، مفهّمهای اوست و عالمهایست غیر معلّمه که حضرت الله معلّم اوست.
حیات کربلا از او حیّ شد و قیامِ قائم از او قیّوم.
ذات عقیلهگی در هیبت حیدریست و ظهور حسینی در کالبد زینبیست.
تابآوریش جلوه و حقیقت «فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْت» و ثباتش ظهور تامّ استقامت محمّدی است.
کمال بلاغ در رسالت احمدی و ذات و زوجهی نجات در کشتی حسینی:
إِنَّ الْحُسَيْنَ مِصْبَاحُ الْهُدَى وَسَفِينَةُ النَّجَاةِ
آری، نجات و الهیّات آن یَمینانْ است و دارای دو دست؛ زوجیّت در نجات، جوهر است و ظهور آن حسین و زینب است.
مَثْنىٰ سْتْ و لا فُرادىٰ
ذات نجات، عشق است و درهمتنیدگی. همان دو که در نخستِ ازل، تمامی خلقت را در بُهت تماشای جلال و جمال خویش حیران کردند و بیعت خود را در نجات بخشیدن عالم وجود، تثبیت کردند. این دو وجود، دو روی سکّهی نجات و ذات سَفِینَةُ النَّجَاةِ هستند؛ همانطور که عاشورا و اربعین توأمان، وجه نجاتاند و از یکدیگر تمایزناپذیر.
نشانهی مؤمن بودن، ایمان به رسالت زینب کبری، یعنی همان اقامهکننده اربعین است.
همو که ناجی حجّت خدا، سَیِّدُ السَّاجِدِین، در دفعات مکرّر بود و همان که اگر حیا و عفاف، مَهابت و صلابت، غلظت و شدّت در ایستادگی در برابر سِفلگان ستمپیشه نداشت و اندکی ضعف در قامت ستبر او دیده میشد، امروز کربلا در گوشهای از تاریخ چند خط بیشتر نداشت و نحیف و تحریفشده، فقط خبری بود و بس.
در پایان باید گفت:
حجّت حسینی بودن ما، ظهور استقامتِ کبرای این اَبَر زن و وفادار به میثاق غلیظ در یَوْمِ أَلَسْت است. و چون دیانت حسینی ما و آزادگی هر آزاده، در جهان مدیون جوهر وجودی زنانگیِ محض اوست، باید هوشمندانه به این نقشهی متین الهی نگریست.
گوئی حضرت الله ابتدا برای یاری منجی و نجات بشریت، زن را به میدان میخواند:
أَجِيبُوا دَاعِيَ اللهِ؛ و این کلام دارای برهانی قاطع است؛ برهانی که در ظهورِ نمادِ پیروزی زینب کبری، یعنی اربعین، در آخرالزمان، جلوهگر میشود و این جاده پیروزی با تربیت سربازان ظهور به دست زن در حال شکلگیری و قوام است و ظهور صغرای حجّت حق را رقم میزند.
پس بر نخبگان جامعه فرض است که مقدمه آزادیِ این نیروی عظیمِ تحول و رشد را برای زنان جهان، تبیین و
تمهید و تشریح کرده و راه را برای تشریک این قدرت، در جهت زمینهسازی ظهور باز بگشایند و وحدت در ظهور را شکل داده و در این عرصه، پیشتاز" مُمَهِّدُونَ لِلْمَهْدِيِّ سُلْطَانَهُ" باشند.
و چون تکویناً ناجی همیشه راعی، راهبر و جلودار است، پس تا نام مبارک عقیله بنیهاشم، زینب کبری، در عالم ظهور نکند، ظهور، ظهور نخواهد کرد.
تَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَهُوَ عِنْدَ اللهِ عَظِيمٌ
انتهای پیام/