نظم جهانی فرومیپاشد؟
سیاست
169372
افزایش نگرانی و بدبینی در جامعه آمریکا میتواند نشانهای از بحرانی عمیقتر در نظم بینالمللی باشد؛ نظمی که پس از جنگ جهانی دوم با نقش محوری ایالات متحده شکل گرفت و اکنون زیر فشار رقابت قدرتهای بزرگ، بحرانهای همزمان و تضعیف نهادهای سیاسی قرار دارد. نظرسنجیهای اخیر نشان میدهند ۶۷ درصد بزرگسالان آمریکایی نسبت به آینده کشورشان احساس ترس یا بدبینی شدید دارند و ۵۹ درصد معتقدند بهترین دوران آمریکا پشت سر گذاشته شده است.
در داخل آمریکا، تضعیف جایگاه کنگره، مناقشات پیرامون نقش دیوان عالی و محدودشدن اختیارات ایالتها، نگرانیهایی درباره دوام نهادهای دموکراتیک ایجاد کرده است. این تحولات ممکن است فراتر از اختلافات سیاسی روزمره باشند و هنجارهایی را تحت تأثیر قرار دهند که بقای نظام سیاسی به آنها وابسته است. کاهش حمایت از دانشگاهها و پژوهشهای علمی، کنارگذاشتن افسران ارشد باتجربه و برخورد تنبیهی با متحدان نیز میتواند ظرفیت بلندمدت آمریکا را تضعیف کند.
وضعیت کنونی از برخی جهات با دوران پیش از جنگ جهانی اول مقایسه میشود؛ زمانی که بسیاری از جوامع اروپایی تصور میکردند از منازعات بزرگ گذشته عبور کردهاند، اما مجموعهای از بحرانها ناگهان به جنگی فراگیر انجامید. امروز نیز جنگ روسیه و اوکراین، درگیریهای خاورمیانه و رقابت آمریکا و چین میتوانند به یکدیگر پیوند بخورند. ارتباطات نظامی، اقتصادی و انرژی میان کشورها احتمال گسترش درگیریها را افزایش میدهد. همزمان، جنگهای داخلی، شورشها و منازعات مسلحانه در کشورهایی مانند سودان، کنگو و میانمار نشان میدهند که بیثباتی فقط به رقابت قدرتهای بزرگ محدود نیست.
عامل مهم دیگر، تضعیف قواعد بینالمللی و احترام به توافقهاست؛ تلاشهای آمریکا برای اعمال نفوذ بر کشورهای نیمکره غربی، از جمله ونزوئلا، نگرانیهایی درباره بازگشت سیاست مبتنی بر زور ایجاد کرده است. منطق برتری قدرت، جایگزین دیپلماسی و توافقهای مبتنی بر منافع متقابل میشود و در نتیجه، احتمال سوءمحاسبه و تشدید تنش افزایش مییابد.
مسیر آینده به این بستگی دارد که آیا کشورها میتوانند قواعد مشترک، دیپلماسی و سازوکارهای مهار بحران را احیا کنند یا رقابت قدرتها به درگیریهای گستردهتر منجر خواهد شد؟ فروپاشی نظم جهانی اجتنابناپذیر نیست، اما بیتوجهی به نشانههای هشداردهنده میتواند هزینه بازگشت به ثبات را بسیار سنگینتر کند.
انتهای پیام/