تفاوت تهران و پکن در اولویتبندی منافع ملی
با وجود تأکید ایران و چین بر مشارکت راهبردی، روابط دو کشور از تفاوتهایی در تعریف و اولویتبندی منافع ملی بهویژه در قبال ساختار و نظم بینالمللی تأثیر میپذیرد.
محمد هوشیسادات، استاد دانشگاه تهران: چین، برخلاف ایران لزوماً خواهان تقابل مستقیم و همهجانبه با نظم بینالمللی تحت رهبری آمریکا نیست و ترجیح میدهد با مدیریت رقابت و پرهیز از هزینههای غیرضروری، موقعیت خود را در نظام جهانی تقویت کند. از این منظر، نحوه مواجهه ایالات متحده و ساختار سیاسی و امنیتی غرب با ایران یکی از متغیرهای مهم در محاسبات راهبردی پکن به شمار میرود. اگر چین به این جمعبندی برسد که جایگاه و توان اثرگذاری آمریکا در حال تضعیف است، این وضعیت میتواند با اهداف بلندمدت پکن، بهویژه تقویت جایگاه آسیا در معادلات قدرت جهانی طی سالهای آینده و دهههای پیش رو همراستا باشد. در چنین شرایطی، تضعیف موقعیت آمریکا میتواند فرصتهایی برای افزایش نقشآفرینی چین در عرصه بینالمللی فراهم کند. در مقابل، اگر ایالات متحده بتواند موقعیت خود را تثبیت کند و همچنان از ظرفیت بالایی برای اعمال فشار بر ایران برخوردار باشد، ممکن است چین در تعامل با تهران محتاطانهتر عمل کند و از ورود به تقابل مستقیم با واشنگتن بپرهیزد. این رویکرد نشان میدهد که پکن در تنظیم روابط خود با ایران، ملاحظات گستردهتر رقابت با آمریکا و هزینههای احتمالی آن را نیز در نظر میگیرد.
بنابراین، باید بررسی کرد که رقابت میان چین و آمریکا و نحوه تعامل واشنگتن با ایران تا چه اندازه میتواند بر بازآرایی نظم منطقهای خاورمیانه و تحولات نظم بینالمللی تأثیر بگذارد. در مجموع، ارزیابی چشمانداز آینده روابط ایران و چین و نیز سیاست ایالات متحده در قبال ایران، مستلزم بررسی همزمان سه مؤلفه اساسی است: اول، رقابت راهبردی چین و آمریکا و پیامدهای آن برای نظم بینالمللی و موازنه قدرت جهانی؛ دوم، وجوه اشتراک و افتراق منافع ملی تهران و پکن؛ و سوم، تأثیر تحولات سیاسی داخلی آمریکا، بهویژه نتایج انتخابات میاندورهای، بر جهتگیریها و تصمیمات واشنگتن در قبال ایران. برهمکنش این عوامل میتواند با تأثیرگذاری بر میزان همگرایی یا واگرایی روابط ایران و چین، چشمانداز تشدید یا کاهش تنشها در خاورمیانه و روند تحولات نظم منطقهای و بینالمللی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
انتهای پیام/