جایگاه ایران در ابتکار «کمربند و جاده» چین
ابتکار «کمربند و جاده» یکی از مهمترین طرحهای بینالمللی در عرصه اقتصاد و ژئوپلتیک معاصر است که به یکی از محورهای رقابت راهبردی میان چین و ایالات متحده تبدیل شده است.
بهاره سازمند، استاد دانشگاه تهران: ابتکار «کمربند و جاده» یکی از مهمترین طرحهای بینالمللی در عرصه اقتصاد و ژئوپلتیک معاصر است که به یکی از محورهای رقابت راهبردی میان چین و ایالات متحده تبدیل شده است. ایران نیز در چارچوب این ابتکار و از طریق توافقها و همکاریهای دوجانبه با پکن از جمله توافقنامه همکاری ۲۵ساله در این معادلات جایگاه ویژهای دارد.
اما برای درک دقیقتر روابط ایران و چین ضروری است نقش پکن و راهبردهای کلان این کشور در سطح منطقهای و بینالمللی را با دقت بیشتری بررسی کنیم. چین در سالهای اخیر تلاش کرده است دامنه حضور و نفوذ خود را در مناطق مختلف جهان بهویژه خاورمیانه گسترش دهد. بخش مهمی از این حضور بر همکاریهای اقتصادی، توسعه زیرساختها، تأمین انرژی و گسترش شبکههای تجاری متمرکز است. بااینحال، افزایش نقشآفرینی بینالمللی چین لزوماً به معنای تمایل این کشور به ورود مستقیم به منازعات امنیتی و نظامی نیست.
پکن تاکنون عموماً کوشیده است از درگیرشدن مستقیم در تقابلهای نظامی پرهیز کند و منافع خود را از طریق ابزارهای اقتصادی، دیپلماتیک و همکاریهای چندجانبه پیش ببرد. تحولات اخیر و حملات نظامی علیه ایران نیز بار دیگر اهمیت این رویکرد را آشکار کرده است. چین با وجود تأثیرپذیری از پیامدهای این تحولات، همچنان ملاحظات اقتصادی و راهبردی گستردهتری را در محاسبات خود مدنظر قرار میدهد.
به همین دلیل، نمیتوان انتظار داشت که پکن صرفاً بر مبنای روابط دوجانبه با تهران تصمیمگیری کند یا در همه شرایط، اولویتهای ایران را بر سایر منافع خود مقدم بداند. در واقع، روابط ایران و چین در بستری گستردهتر از مناسبات دوجانبه شکل میگیرد. روابط پکن با دیگر کشورهای منطقه، حضور آن در نهادها و سازمانهای منطقهای و بینالمللی و همچنین مناسباتش با قدرتهای بزرگی مانند ایالات متحده، همگی بر محاسبات راهبردی این کشور تأثیر میگذارند.
چین دارای منافع گسترده و متنوعی است و تلاش میکند میان این منافع توازن برقرار کند. بنابراین، ارزیابی سیاست پکن در قبال ایران مستلزم توجه به این مجموعه پیچیده از روابط و ملاحظات است. از سوی دیگر، تحولات اخیر بار دیگر اهمیت ژئوپلتیکی ایران و جایگاه راهبردی تنگه هرمز را در معادلات منطقهای و اقتصاد جهانی برجسته کرده است. این موقعیت میتواند ظرفیتهای مهمی برای نقشآفرینی ایران ایجاد کند اما بهرهبرداری از آن باید با درک دقیق از منافع و محاسبات سایر بازیگران همراه باشد.
در مجموع، برای تحلیل آینده روابط ایران و چین باید از نگاه صرفاً دوجانبه فاصله گرفت و این مناسبات را در چارچوب تحولات منطقهای، رقابت قدرتهای بزرگ و منافع چندلایه پکن بررسی کرد. رویکرد عملگرایانه چین، تنوع شرکای بینالمللی این کشور و اولویتهای اقتصادی و امنیتی آن از جمله عواملی هستند که بر حدود و جهتگیری همکاری با ایران تأثیر میگذارند. درک واقعبینانه این عوامل میتواند به تنظیم انتظارات، شناسایی ظرفیتهای همکاری و تدوین سیاستی مؤثرتر برای توسعه روابط تهران و پکن کمک کند.
انتهای پیام/