وقتی «بعداً» جای «حالا» را میگیرد؛
چرا فاصله ازدواج تا فرزندآوری بیشتر شده است؟
جامعه
169767
فرزندآوری برای بسیاری از زوجهای جوان همچنان یکی از خواستههای مهم زندگی مشترک است، اما فاصله میان «خواستن» و «اقدام کردن» هر روز بیشتر میشود.
نرگس جلیلیان / زوجهایی هستند که میگویند فرزند میخواهند، اما زمان مناسب برای آن را پیدا نمیکنند؛ یک سال به دلیل شرایط اقتصادی، سال بعد به دلیل افزایش شدید قیمت خرید یا اجاره مسکن، مدتی به دلیل وضعیت شغلی و گاهی هم به دلیل نگرانی از آینده؛ خصوصا در وضعیت فعلی که کشورمان در وضعیت جنگی قرار دارد؛ به همین دلیل می توان گفت این زوجین چند سالی فرزنددار شدنشان را به آینده موکول می کنند.
همانطور که در بالا عنوان شد این تاخیر تنها به یک عامل واحد برنمی گردد و فرزندآوری امروز برای زوج جوان تصمیمی است که با مجموعهای از مسائل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، شغلی و حتی روانی گره خورده است.
زوجها دیگر فقط درباره اینکه «بچه میخواهیم یا نه» تصمیم نمیگیرند؛ آنها درباره این موضوع فکر میکنند که آیا توانایی تأمین آینده کودک را دارند؟ آیا شغلشان حفظ میشود؟ آیا امکان تهیه مسکن مناسب دارند؟ مادر پس از تولد فرزند چه وضعیتی در بازار کار و به لحاظ جسمانی خواهد داشت؟ و آیا میتوانند میان زندگی شخصی، کار و مسئولیت والدگری تعادل ایجاد کنند؟
خبرنگار روزنامه ایران برای بررسی بیشتر این موضوع به سراغ برخی زوج های جوان در منطقه شرق تهران رفته و به پای صحبت آنها نشسته است.
بچه میخواهیم، اما هنوز آماده نیستیم
امیر و طاهره زوج جوان که 5 سالی از زندگی مشترکشان گذشته، درباره دلیل به تعویق انداختن فرزندآوری میگویند: «ما مخالف بچهدار شدن نیستیم، اتفاقاً هر دو دوست داریم فرزند داشته باشیم خصوصا در این شرایط که هر ازگاهی می شنویم ایران در آینده با بحران پیری جمعیت دست و پنجه نرم خواهد کرد، اما احساس میکنیم هنوز شرایطمان مناسب نیست. هر بار فکر میکنیم اگر امسال بچهدار شویم، هزینههای زندگی، درمان، مراقبت و آموزش او را چگونه تأمین کنیم.»
طاهره در ادامه میگوید: «امیر به دلیل هزینههای بالای مسکن و معیشت، ناچار است از ساعت ۸ صبح تا ۸ شب و همزمان در دو شغل فعالیت کند. طبیعی است که با چنین شرایطی، زمان و انرژی کافی برای تأمین نیازهای عاطفی و روانی همسر و فرزند باقی نمیماند و امکان مشارکت مؤثر در تربیت کودک نیز کاهش مییابد. از سوی دیگر، افزایش مداوم قیمت کالاهای اساسی و هزینههای زندگی، نگرانی ما نسبت به آینده را بیشتر کرده است و همین شرایط باعث شده درباره فرزندآوری با تردید بیشتری تصمیم بگیریم.»
برای این زوج جوان، مسئله تنها تأمین هزینه خرید لوازم کودک یا مخارج روزمره نیست؛ نگرانی اصلی، آیندهای است که تصویر روشنی از آن ندارند و نمیتوانند با اطمینان درباره شرایط اقتصادی و اجتماعی سالهای پیشرو تصمیم بگیرند.
این زوج معتقدند ناپایداری درآمد و افزایش مستمر هزینهها، برنامهریزی برای فرزندآوری را دشوار کرده است. آنها میگویند: «ممکن است امروز بتوانیم از عهده هزینههای زندگی برآییم، اما نمیدانیم یک یا دو سال آینده شرایط چگونه خواهد بود. نمیخواهیم فرزندمان به دنیا بیاید و پس از آن، همواره نگران تأمین نیازهای اساسی، درمان، آموزش و آینده او باشیم.»
ترس از آینده شغلی مادر
عاطفه و بهروز یک زن و شوهر دیگری هستند که دلایل شغلی را برای تاخیر در فرزندآوری مطرح می کنند به طوری که عاطفه می گوید نگرانی است که تولد فرزند بر مسیر شغلی او تأثیر زیادی بگذارد.
او میگوید: «من برای کارم زحمت کشیدهام. نمیخواهم با مادر شدن، همه چیز متوقف شود. مسئله این است که هنوز نمیدانم بعد از تولد بچه چطور باید بین کار و مادری تعادل برقرار کنم.»
در نگاه این زوج، فرزندآوری حذف نشده، بلکه به آینده موکول شده است؛ آیندهای که قرار است شرایط در آن مناسبتر شود، پر واضح است که همین موکول کردن فرزندآوری به آینده یکی از مهمترین کلیدهای فهم تغییرات جمعیتی است.
دغدغه تامین مسکن
مسکن یکی دیگر از عواملی است که در تصمیم زوجهای جوان نقش پررنگی دارد. بسیاری از زوجها فرزندآوری را با داشتن خانهای مناسب برای زندگی خانوادگی مرتبط میدانند.
رضا و سهیلا زوج جوان دیگری هستند که در این باره می گویند: «الان خودمان هم برای اجاره یا هزینه خانه مشکل داریم. وقتی به بچه فکر میکنیم، اولین سؤالمان این است که آیا همین فضای فعلی برای یک خانواده سهنفره مناسب است یا نه.»
رضا می گوید 5 سالی است که در طرح نهضت ملی مسکن ثبت نام کرده و تاکنون یک میلیارد تومان به حساب وزارت راه و شهرسازی واریز کرده ولی خبری از اعطای مسکن به آنها نشده و تا زمانی که آنها در خانه خودشان را نداشته باشند میلی به فرزندآوری ندارند.
مسئله فقط پول نیست
یک جامعهشناس در تحلیل این وضعیت معتقد است که کاهش تمایل عملی به فرزندآوری را نباید صرفاً به مسائل اقتصادی محدود کرد.
نرگس علیمحمدی، جامعهشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد با اشاره به تغییرات الگوی جمعیتی کشور اظهار کرد: مسئله جمعیت در طول تاریخ همواره تحت تأثیر شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی قرار داشته است. در دورهای، نگرانی اصلی افزایش سریع جمعیت بود و سیاستهایی برای کنترل رشد جمعیت در نظر گرفته شد، اما امروز شرایط تغییر کرده و کاهش نرخ تولد و افزایش سالمندی به یکی از دغدغههای اصلی تبدیل شده است.
وی با بیان اینکه تداوم جمعیت یک جامعه به جایگزینی نسلها وابسته است، افزود: برای حفظ جمعیت در سطح فعلی، خانوادهها باید به طور متوسط دستکم دو فرزند داشته باشند تا امکان جایگزینی نسل والدین فراهم شود. البته در سیاستگذاری جمعیتی، صرفاً عدد دو فرزند مطرح نیست و به دلیل احتمال فوت یا از دست رفتن برخی فرزندان بر اثر بیماری، حوادث و عوامل دیگر، نرخ باروری بالاتر از این میزان نیز مورد توجه قرار میگیرد.
این جامعهشناس با اشاره به کاهش تمایل زوجهای جوان به فرزندآوری گفت: این مسئله نتیجه یک عامل واحد نیست و مجموعهای از عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در شکلگیری این وضعیت نقش دارند. به همین دلیل نمیتوان کاهش فرزندآوری را صرفاً به مسائل مالی نسبت داد.
علیمحمدی با تأکید بر تأثیر شرایط اقتصادی بر تصمیم خانوادهها ادامه داد: افزایش هزینههای زندگی، تورم، نااطمینانی اقتصادی، بیکاری بهویژه در میان جوانان و فارغالتحصیلان دانشگاهی و پایین بودن قدرت خرید گروههای مختلف درآمدی، تصمیم زوجها برای فرزندآوری را دشوار کرده است. خانوادهای که نسبت به تأمین هزینههای جاری زندگی خود اطمینان ندارد، طبیعتاً درباره پذیرش مسئولیت یک فرزند دیگر نیز با احتیاط بیشتری تصمیم میگیرد.
وی افزود: در کنار مشکلات اقتصادی، نگرانی نسبت به آینده کشور و تحولات منطقهای و بینالمللی نیز میتواند بر تصمیم زوجها اثرگذار باشد. وقتی افراد نسبت به آینده شغلی، اقتصادی و اجتماعی خود اطمینان کافی ندارند، تصمیمگیری برای فرزندآوری نیز به تعویق میافتد.
این جامعهشناس در عین حال تأکید کرد که کاهش فرزندآوری تنها در میان خانوادههای دارای مشکلات اقتصادی دیده نمیشود و در میان برخی خانوادههای برخوردار نیز این روند وجود دارد. به گفته او، در میان افراد تحصیلکرده، نگرانی درباره کیفیت زندگی و آینده فرزند اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
علیمحمدی توضیح داد: والدین امروز تنها به این فکر نمیکنند که آیا میتوانند هزینههای اولیه فرزند را تأمین کنند یا خیر؛ بلکه درباره آینده تحصیلی، شغلی، اجتماعی و رفاهی فرزند خود نیز دغدغه دارند. آنها میخواهند بدانند آیا در سالهای آینده میتوانند شرایط مناسبی برای رشد و پیشرفت فرزندشان فراهم کنند یا نه. همین افزایش سطح انتظارات، گاهی تصمیم به فرزندآوری را به تأخیر میاندازد.
وی افزایش سن ازدواج را نیز از عوامل مؤثر بر کاهش نرخ تولد دانست و گفت: در سالهای اخیر سن ازدواج در میان جوانان افزایش یافته و همین مسئله فرصت زمانی زوجها برای فرزندآوری را کاهش داده است. از سوی دیگر، حتی پس از ازدواج نیز بسیاری از زوجها برای تولد فرزند نخست چند سال صبر میکنند و در برخی موارد فاصله ازدواج تا تولد نخستین فرزند به چندین سال میرسد.
این جامعهشناس با اشاره به افزایش طلاق در جامعه ادامه داد: نااطمینانی نسبت به دوام زندگی مشترک نیز میتواند در تصمیم زوجها برای فرزندآوری مؤثر باشد. برخی زوجها نگرانند که در صورت به وجود آمدن اختلاف و جدایی، مسئولیت فرزند شرایط زندگی آنها را دشوارتر کند. به همین دلیل ممکن است تولد فرزند نخست را تا رسیدن به اطمینان بیشتر درباره ثبات زندگی مشترک به تعویق بیندازند.
علیمحمدی یکی دیگر از عوامل مؤثر را تغییر نگرش نسبت به مسئولیت فرزندپروری دانست و گفت: در گذشته، فرزندآوری بخش پذیرفتهشدهای از مسیر طبیعی ازدواج تلقی میشد، اما امروز نگاه افراد به زندگی، ازدواج و فرزندپروری تغییر کرده است. بخشی از زوجها ترجیح میدهند مسئولیتهای کمتری داشته باشند و زمان و منابع خود را صرف پیشرفت شغلی، تحصیل، رفاه فردی و سایر اهداف زندگی کنند.
وی با اشاره به تفاوت میان جوامع سنتی و مدرن اظهار کرد: در جوامع سنتی، ازدواج و فرزندآوری همچنان از ارزشهای مهم اجتماعی محسوب میشود و خانواده و اطرافیان نیز نقش پررنگی در تشویق زوجها به فرزندآوری دارند. اما در جوامع شهری و مدرن، تصمیمهای مربوط به ازدواج و فرزندآوری بیشتر به انتخاب فردی تبدیل شده و توصیه خانوادهها تأثیر گذشته را ندارد.
به گفته این جامعهشناس، هنوز در برخی مناطق کشور از جمله بعضی شهرهای کوچک و روستاها، فرزندآوری جایگاه اجتماعی پررنگتری دارد، در حالی که در کلانشهرها به دلیل گسترش سبک زندگی مدرن، افزایش هزینههای زندگی و تغییر اولویتهای فردی، تمایل به داشتن فرزند کمتر شده است.
پیری جمعیت چه پیامدهایی دارد؟
علیمحمدی درباره پیامدهای ادامه روند کاهش فرزندآوری و افزایش سالمندی گفت: سالمند شدن جمعیت تنها به معنای افزایش تعداد افراد مسن نیست، بلکه این پدیده میتواند ساختار اقتصادی و اجتماعی کشور را نیز تحت تأثیر قرار دهد. جمعیت جوان یکی از مهمترین سرمایههای هر جامعه است و جوانان نیروی اصلی بازار کار، تولید، نوآوری و فعالیتهای اجتماعی و علمی محسوب میشوند.
وی افزود: اگر سهم جمعیت جوان کاهش پیدا کند، در سالهای آینده بازار کار با کمبود نیروی فعال مواجه میشود و همزمان هزینههای مربوط به حمایتهای اجتماعی، درمانی و مراقبتی از سالمندان افزایش پیدا خواهد کرد. بنابراین مسئله سالمندی جمعیت باید از هماکنون مورد توجه قرار گیرد و برای پیامدهای آن برنامهریزی شود.
نقش نظام سلامت فراتر از درمان
در این میان، نظام سلامت نیز فقط در زمان بارداری و تولد کودک نقش ندارد. اگر قرار است فرزندآوری به یک انتخاب امکانپذیر تبدیل شود، خدمات سلامت باید پیش از بارداری، در دوران بارداری و پس از تولد، حمایتهای لازم را در اختیار خانواده قرار دهد.
فرزندآوری؛ انتخابی شخصی با پیامدی اجتماعی
فرزندآوری در ظاهر تصمیمی خصوصی میان زن و مرد است، اما پیامدهای آن به آینده جامعه مربوط میشود. کاهش تعداد تولدها، افزایش میانگین سن جمعیت و کوچکتر شدن نسلهای آینده، موضوعاتی هستند که آثار آنها در سالهای بعد در بازار کار، نظام بازنشستگی، اقتصاد، خدمات اجتماعی و نظام سلامت نمایان خواهد شد.
با این حال، تبدیل فرزندآوری به یک وظیفه اجتماعی بدون توجه به دغدغههای واقعی زوجهای جوان نیز نمیتواند راهحل باشد. زوجی که درباره مسکن، شغل، هزینه زندگی و آینده فرزند خود نگرانی دارد، بیش از توصیه، به اعتماد و حمایت نیاز دارد.
آنچه امروز بسیاری از زوجهای جوان میگویند، این نیست که فرزند نمیخواهیم؛ بلکه میگویند: میخواهیم، اما هنوز نمیتوانیم.
در نهایت، مسئله فرزندآوری را نمیتوان فقط با تشویق به داشتن فرزند حل کرد. برای تغییر تصمیم زوجهای جوان، باید مجموعهای از شرایط تغییر کند؛ از مسکن و اشتغال گرفته تا خدمات سلامت، حمایت از مادران و پدران شاغل، مراقبت از کودک و مهمتر از همه، احساس امنیت و امید به آینده.


انتهای پیام/