آیا تفاهمنامه ژوئن از ابتدا قرار بود کنار گذاشته شود؟
جهان
169859
شواهد فزاینده نشان میدهد که دولت دونالد ترامپ ممکن است تفاهمنامه ۱۷ ژوئن با ایران را نه برای پایان دادن به جنگ، بلکه برای خرید زمان، تضعیف اهرمهای فشار تهران و آمادهسازی موقعیت آمریکا برای دور تازهای از درگیری امضا کرده باشد.
ایران آنلاین:این توافق در ابتدا با مخالفت شدید برخی جمهوریخواهان روبهرو شد، اما پس از جلسات توجیهی با جیدی ونس و استیو ویتکاف، منتقدانی مانند سناتور بیل کسیدی مواضع خود را تعدیل کردند. این تغییر میتواند نشاندهنده آگاهی آنان از برنامهای باشد که اهداف نظامی آمریکا را بدون پایبندی بلندمدت به توافق دنبال میکرد.
رفتار دولت آمریکا در اجرای مفاد تفاهمنامه نیز تردیدهایی درباره تعهد آن ایجاد کرد. مارکو روبیو با طرح توافقی جداگانه درباره خلع سلاح حزبالله، زمینه ادامه عملیات اسرائیل در جنوب لبنان را فراهم کرد. همچنین، با وجود تعهد آمریکا به فراهم کردن دسترسی ایران به داراییهای مسدودشده، مقامهای دولت تأکید کردند که این منابع وارد ایران نخواهند شد و صرفاً برای خریدهای بشردوستانه قابل استفادهاند.
مهمترین اختلاف بر سر تنگه هرمز شکل گرفت. تهران تفاهمنامه را تأییدی بر نقش خود در تنظیم عبور کشتیها میدانست، اما واشنگتن بلافاصله مسیر دریایی جایگزینی را در سمت عمان توسعه داد تا تردد نفتکشها زیر نظارت ایران نباشد. نیروی دریایی آمریکا، هواپیماهای نظامی و شرکتهای بیمه غربی در پشتیبانی از این مسیر نقش داشتند. جیدی ونس نیز هدف توافق را بازگرداندن جریان نفت به بازار جهانی، تجدید ذخایر و حفظ گزینههای نظامی و سیاسی آمریکا توصیف کرد.
این اقدامات به برخوردهای مستقیم انجامید. پس از حمله به کشتی اور لاولی در نزدیکی عمان، آمریکا مواضعی در ساحل ایران را هدف گرفت؛ درحالیکه تفاهمنامه طرفین را از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر منع میکرد. حملات متقابل در ژوئیه گسترش یافت، دهها موضع در ایران هدف قرار گرفت و تهران نیز به پایگاههای آمریکا در منطقه حمله کرد.
این روند، اعتماد تهران به امکان توافق پایدار با واشنگتن را بیش از پیش تضعیف کرده است. راهبردی که ظاهراً برای کاهش اهرم فشار ایران و تقویت موقعیت آمریکا طراحی شده بود، اکنون با افزایش حملات دریایی، خطر جنگ گستردهتر و تردید درباره توان واقعی آمریکا برای کنترل تنگه هرمز روبهروست./ریسپانسیبل استیت کرفت
انتهای پیام/
رفتار دولت آمریکا در اجرای مفاد تفاهمنامه نیز تردیدهایی درباره تعهد آن ایجاد کرد. مارکو روبیو با طرح توافقی جداگانه درباره خلع سلاح حزبالله، زمینه ادامه عملیات اسرائیل در جنوب لبنان را فراهم کرد. همچنین، با وجود تعهد آمریکا به فراهم کردن دسترسی ایران به داراییهای مسدودشده، مقامهای دولت تأکید کردند که این منابع وارد ایران نخواهند شد و صرفاً برای خریدهای بشردوستانه قابل استفادهاند.
مهمترین اختلاف بر سر تنگه هرمز شکل گرفت. تهران تفاهمنامه را تأییدی بر نقش خود در تنظیم عبور کشتیها میدانست، اما واشنگتن بلافاصله مسیر دریایی جایگزینی را در سمت عمان توسعه داد تا تردد نفتکشها زیر نظارت ایران نباشد. نیروی دریایی آمریکا، هواپیماهای نظامی و شرکتهای بیمه غربی در پشتیبانی از این مسیر نقش داشتند. جیدی ونس نیز هدف توافق را بازگرداندن جریان نفت به بازار جهانی، تجدید ذخایر و حفظ گزینههای نظامی و سیاسی آمریکا توصیف کرد.
این اقدامات به برخوردهای مستقیم انجامید. پس از حمله به کشتی اور لاولی در نزدیکی عمان، آمریکا مواضعی در ساحل ایران را هدف گرفت؛ درحالیکه تفاهمنامه طرفین را از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر منع میکرد. حملات متقابل در ژوئیه گسترش یافت، دهها موضع در ایران هدف قرار گرفت و تهران نیز به پایگاههای آمریکا در منطقه حمله کرد.
این روند، اعتماد تهران به امکان توافق پایدار با واشنگتن را بیش از پیش تضعیف کرده است. راهبردی که ظاهراً برای کاهش اهرم فشار ایران و تقویت موقعیت آمریکا طراحی شده بود، اکنون با افزایش حملات دریایی، خطر جنگ گستردهتر و تردید درباره توان واقعی آمریکا برای کنترل تنگه هرمز روبهروست./ریسپانسیبل استیت کرفت
انتهای پیام/