تلاش دشمن برای ماندن در وضعیت «نه جنگ، نه صلح»
پایان دادن به وضعیت «نه جنگ، نه صلح» به معنای حرکت پیشدستانه برای حمله نیست.
امیررضا واعظ آشتیانی ،فعال سیاسی اصولگرا: پایان دادن به وضعیت «نه جنگ، نه صلح» به معنای حرکت پیشدستانه برای حمله نیست. این موضوع به شرایط و موقعیت جنگ بستگی دارد؛ اینکه روند جنگ چگونه پیش میرود، بحثها به چه سمتی میروند و گفتوگوهای غیرمستقیم چگونه دنبال خواهند شد.
موضوع اصلی، کاستیها، گرانیها و برخی اتفاقاتی است که جستهوگریخته درباره آنها میشنویم و عدهای این مسائل را به جنگ نسبت میدهند؛ به این معنا که چون جنگ وجود دارد، بروز این مشکلات نیز طبیعی است. درحالیکه در لابهلای این اتفاقات، مسائلی مانند سوءمدیریت، تصمیمگیریهای جزیرهای و آزمونوخطاهایی که انجام میشود نیز وجود دارد. چرا در دوران دفاع مقدس هشت ساله، با وجود شرایط جنگی، همهچیز تعطیل نشده بود؟ آیا تمام فعالیتهای کشور متوقف شده بود؟ خیر.
امروز نیز باید آرایش و آرامش لازم را در عرصههای مختلف تولید داشته باشیم و شرایط عادی را دنبال کنیم. شکلگیری این وضعیت، یعنی آرایش و آرامش موردنظر، باید از بالای هرم اجرایی آغاز شود و به بخشهای دیگر و قوای مختلف تسری پیدا کند. این مسئولیت صرفاً متوجه قوه مجریه نیست، بلکه همه قوا در قبال آن مسئولیت دارند؛ هرچند مسئولیت قوه مجریه در این زمینه برجستهتر است. مسئولان باید شرایط را بهگونهای فراهم کنند که فعالیتها بهصورت جاری و مستمر ادامه داشته باشد. اینکه بخواهیم همهچیز را به موضوع جنگ گره بزنیم، منطقی و منصفانه نیست.
البته این موضوع به معنای نادیده گرفتن اقدامات آفندی و پدافندی ما نیست؛ همه این اقدامات در جای خود اهمیت دارند. بااینحال، باید شرایط عادی را حفظ کنیم تا دشمن از مشاهده تداوم فعالیتها و ثبات کشور سرخورده شود. دشمن دقیقاً میخواهد ما در وضعیت نه جنگ، نه صلح باقی بمانیم و برای انجام دادن یا ندادن کارها مردد باشیم. در مقابل، باید ببیند که ما همچنان به فعالیتها و وظایف خود ادامه میدهیم. اما در ارتباط با تنگه هرمز و فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه این تنگه را محکم نگه دارید، باید گفت که امروز دنیا به این باور رسیده است که تنگه هرمز، بهعنوان شاهکلیدی راهبردی، در اختیار ایران قرار دارد و اختیار آن در دست ایران است.
ادامه زندگی و فعالیت کشورهای غربی نیز تا حد زیادی به این موقعیت راهبردی وابسته است. این کشورها باید بدانند که اگر میخواهند زندگیای با کمترین دغدغه داشته باشند، باید حمایت از رژیم صهیونیستی و آمریکا را کنار بگذارند و مسیر زندگی و فعالیتهای خود را، از جمله در چارچوب اتحادیه اروپا، دنبال کنند. خود اروپاییها نیز به این باور رسیدهاند که آمریکاییها به آنها وفادار نمیمانند و حمایت از رژیم صهیونیستی نیز مشکلی را برای آنها حل نمیکند. امروز این کشورها با مشکلاتی در چرخه تولید مواجه شدهاند و اقتصاد و زندگی روزمره آنها به انرژی خلیج فارس وابسته است.
اگر روند تأمین انرژی از خلیج فارس، چرخه تولید آنها را با مشکل مواجه کند، با چالشی جدی روبهرو خواهند شد؛ چالشی که چهبسا آثار آن تاکنون نیز نمایان شده باشد. بنابراین هرگونه معامله یا تصمیمگیری درباره تنگه هرمز، بدون تدبیر و محاسبه دقیق، میتواند خسارتهای جبرانناپذیری برای ما به همراه داشته باشد.
ما باید این تنگه را در اختیار داشته باشیم و موقعیت راهبردی خود را حفظ کنیم. البته اگر در شرایطی قرار بگیریم که با توجه به تحریمها و محاصرهای که آمریکا اعمال کرده است، لازم باشد از طریق تدابیر دیگری محدودیتهای مربوط به تنگه هرمز را برای خودمان برطرف کنیم، آن موضوع به تدابیری بستگی خواهد داشت که در آن شرایط اندیشیده میشود.
انتهای پیام/