تغییر در محاسبات، نه اهداف
انتخابات میاندورهای آمریکا را نباید تنها یک رقابت ساده بر سر جابهجایی کرسیهای کنگره دید. این انتخابات سازوکاری برای بازتنظیم موازنه قدرت و ارسال پیام به هر دو حزب درباره هزینه و فایده ادامه یک مسیر سیاسی است.
شهروز شریعتی، استاد روابط بینالملل دانشگاه تربیت مدرس: انتخابات میاندورهای آمریکا را نباید تنها یک رقابت ساده بر سر جابهجایی کرسیهای کنگره دید. این انتخابات سازوکاری برای بازتنظیم موازنه قدرت و ارسال پیام به هر دو حزب درباره هزینه و فایده ادامه یک مسیر سیاسی است.
پیام اصلی چنین انتخاباتی به شیوه معمول، تغییر بنیادین باورهای ایدئولوژیک حزب بازنده نیست و فقط شامل تغییر در محاسبات سیاسی و افزایش احتیاط در ارائه طرحها و اجرای آنها خواهد بود. وقتی نتایج نشان میدهد بخشی از رأیدهندگان مستقل یا میانهرو از گفتمان یک حزب فاصله گرفتهاند، آن حزب ناچار میشود میان حفظ انسجام پایگاه خود و افزایش بخت پیروزی در انتخابات آینده تعادل تازهای برقرار کند. این منطق در سیاست خارجی دو دهه گذشته آمریکا نیز به وضوح دیده میشود.
پس از شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای ۲۰۰۶، دولت جورج بوش راهبرد کلان خود در عراق را بهکلی کنار نگذاشت، اما تیم امنیت ملی را تغییر داد و با کنار گذاشتن دونالد رامسفلد، وزیر دفاع کوشید هزینه سیاسی ادامه جنگ را مدیریت کند. در همان زمان، فشار کنگره دموکرات برای تعیین جدول زمانی خروج و محدود کردن بودجه جنگ، بوش را وادار کرد با وتوهای پیدرپی میان اهداف نظامی و هزینه سیاسی تعادلهایی برقرار کند اگرچه با این حال، او در سال ۲۰۰۷ راهبرد افزایش نیرو در عراق را همچنان پیش برد.
نمونه دوم، رفتار دولت اوباما پس از شکست دموکراتها در سال ۲۰۱۰ است. اوباما مسیر مذاکره با ایران را رها نکرد، اما با تشدید تحریمها، جلب همراهی متحدان و رایزنی بیشتر با کنگره، همان هدف را با ابزارهایی پرهزینهتر اما کمخطرتر دنبال کرد. همزمان با شکست دموکراتها در انتخابات ۲۰۱۴ و از دست رفتن سنا، در دو سال آخر ریاستجمهوری اوباما، جمهوریخواهان کنترل هر دو مجلس کنگره را در دست گرفتند.
اما مهمترین دستاورد سیاست خارجی اوباما در این دوره، توافق هستهای با ایران در ژوئیه ۲۰۱۵ بود که اگرچه کنگره جمهوریخواه تلاش کرد با یک قطعنامه، توافق را متوقف کند اما دموکراتها در سنا با استفاده از ابزار فیلیباستر (۵۸ رأی موافق در برابر ۴۲ رأی مخالف و نرسیدن به ۶۰ رأی لازم) مانع از تصویب آن شدند و توافق حتی بدون نیاز به وتوی اوباما اجرایی شد و او توافقی را پیش برد که هیچ یک از اعضای حزب دارای اکثریت کنگره به آن رأی مثبت نداده بود. در این تجربهها، ملاحظه میشود که انتخابات میاندورهای اهداف سیاست خارجی را تعیین نمیکند و فقط شیوه اجرا، زمانبندی و سطح هزینه سیاسی آنها را تغییر داده است.
البته در هر دو مورد این تعدیلها موجب ماندگاری حزب رئیسجمهوری وقت نشد و بوش در ۲۰۰۸ و اوباما در ۲۰۱۶ شاهد پیروزی حزب رقیب بودند. در مجموع رقابت حزبی در سیاست خارجی ایالات متحده بیشتر از اهداف به روشها و مدیریت هزینهها منتقل میشود و فقط اختلاف اصلی بر سر این است که این اهداف چگونه دنبال شوند.
مطابق نتایج انتخابات اخیرآمریکا نیز انتظار میرود مهمترین اثر این باشد که جمهوریخواهان از جمله ترامپ، از سیاست خارجی پرخطر به سمت سیاست خارجی محاسبهگر بیشتر سوق پیدا کنند و بیش از گذشته وادار به اجرای تصمیماتی شوند که ماجراجویی یا ایجاد بیثباتی را کاهش میدهد.
انتهای پیام/