روایت موسیقی ایرانی در قاب معماری و نور
فرهنگ
170653
رضا موسوی، طراح و کارگردان صحنه پروژه «هر جا که تویی» همایون شجریان، در گفتوگو با «ایران» در تشریح ایده شکلگیری طراحی صحنه این پروژه، از تلاش برای یافتن یک زبان بصری مشترک میان شهرهای مختلف ایران سخن گفت؛ زبانی که ریشه در معماری ایرانی دارد و قرار است در هر شهر، با ویژگیهای فرهنگی و تاریخی همان منطقه جلوهای تازه پیدا کند.
موسوی با اشاره به اینکه این پروژه از ابتدا با نگاه یک تور موسیقایی و با هدف اجرا در شهرهای مختلف طراحی شده است، گفت: «از همان روزهای اول که این پروژه شکل گرفت، میدانستیم قرار نیست صرفاً برای یک شهر خاص طراحی کنیم. قرار بود در قالب یک تور، به شهرهای مختلف برویم و در هر کدام با فضا و ویژگیهای متفاوتی روبهرو شویم. به همین دلیل، مدت زیادی به این فکر کردیم که چه وجه مشترکی میان شهرهای مقصد وجود دارد؛ وجه مشترکی که بتواند مبنای طراحی صحنه ما قرار بگیرد.»
او ادامه داد: «به این نتیجه رسیدیم که یکی از مهمترین اشتراکات شهرهایی که قرار بود میزبان این اجرا باشند، معماری آنهاست. شیراز معماری خاص خودش را دارد، اصفهان هویت معماری ویژهای دارد، یزد نیز با ویژگیهای منحصربهفردش شناخته میشود و حتی تهران، با وجود نوعی بلاتکلیفی در معماری معاصر، همچنان زبان و بیان معماری خاص خود را دارد. بنابراین تصمیم گرفتیم طراحی صحنه را بر پایه معماری شکل دهیم.»
این طراح صحنه با اشاره به الهامگیری از تاریخ معماری ایران افزود: «برای رسیدن به زبان بصری مورد نظرمان، کمی به عقب برگشتیم و تلاش کردیم از شکوه معماری دوره ساسانی به بعد، تحولات معماری ایران را مورد توجه قرار دهیم؛ دورهای که بهتدریج تغییراتی در فرمها، تناسبات و ساختارهای معماری اتفاق افتاد و زمینهساز شکلگیری بیانهای تازهتری شد.»
به گفته موسوی، برخی از عناصر کمتر مورد توجه قرارگرفته در معماری ایرانی، از جمله جلوخانها، پلهها، طاقها و حفرههای معماری، در شکلگیری ساختار بصری صحنه نقش داشتهاند؛ عناصری که در کنار تناسب، تعادل و تقارن، به بخشی از هویت طراحی تبدیل شدهاند.
او در ادامه به پیوند میان معماری و موسیقی ایرانی در این پروژه اشاره کرد و گفت: «از طرف دیگر، موضوع موسیقی سنتی ایرانی هم برای ما اهمیت داشت. موسیقی کلاسیک ایرانی بهنوعی با عناصر و نشانههای سنتی فرهنگ ما پیوند دارد؛ نشانههایی که میتوان آنها را در نقاشی، معماری و هنرهای ایرانی دنبال کرد. تلاش ما این بود که این هویت موسیقایی را با یک طراحی معماری مدرنتر به تعادل برسانیم. در واقع، تمام ایده بر همین اساس شکل گرفت؛ ایجاد گفتوگویی میان اصالت معماری و موسیقی ایرانی با زبان معاصر طراحی صحنه.»
موسوی همچنین درباره استفاده از ویژگیهای معماری شهرهای مختلف توضیح داد که برخی عناصر معماری یزد، از جمله ساباطها و طاقهایی که در گذرگاههای پیاده و فضاهای معماری این شهر دیده میشوند، در طراحی مورد توجه قرار گرفتهاند. این عناصر که در معماری سنتی ایران علاوه بر کارکرد فضایی، واجد ارزشهای زیباییشناختی نیز هستند، در قالب حفرهها و فرمهای معماری پروژه بازآفرینی شدهاند.
بخش دیگری از توضیحات این طراح صحنه به نقش نور در شکلگیری فضای بصری اجرا اختصاص داشت. او با اشاره به اینکه از ابتدا تمایلی به استفاده گسترده از تصاویر و ویدیوپروژکشن در طراحی صحنه نداشته است، گفت: «من به دنبال سطح و فرمی بودم که امکان نورپردازی روی آن وجود داشته باشد. نمیخواستیم در قطعات مختلف، به جای آنکه با زبان نور و فرم صحبت کنیم، صرفاً تصویر پخش کنیم. به همین دلیل ساختارهایی را طراحی کردیم که بتوانند در هر قطعه، با تغییر نورپردازی، فضای متفاوتی ایجاد کنند.»
انتهای پیام/