
امنیت و ثبات کشور حاصل همکاری و همافزایی میان دولت، نیروهای مسلح و مردم است و هیچکدام بهتنهایی نمیتوانند آن را تأمین کنند. نیروهای مسلح در خط مقدم دفاع از کشور قرار دارند، دولت مسئول اداره امور و پشتیبانی از میدان است و مردم نیز با اعتماد، همراهی و حفظ انسجام اجتماعی، پشتوانه اصلی قدرت ملی به شمار میروند.

درگذشت مرحوم «ایرج»، با آن صدای دلنشین و ماندگار که چند نسل از ایرانیان با آن خاطره دارند، بار دیگر ما را متوجه مفهومی میکند که شاید هنوز درباره ابعاد واقعی آن نیازمند تأمل بیشتری هستیم: «سرمایه اجتماعی.» سرمایه اجتماعی در خلأ شکل نمیگیرد، حاصل انباشت اعتماد، خاطره، تجربه و احساس تعلقی است که در طول زمان ساخته میشود.

وقتی تصمیمی مستقیماً با زندگی و معیشت مردم گره میخورد، توضیح درباره آن، بخشی از مسئولیت دولت است؛ بویژه آنجا که تصمیمها دشوارند، آثارشان بهسرعت در زندگی روزمره احساس میشود و جامعه حق دارد بداند چرا چنین مسیری انتخاب شده و قرار است به کجا برسد.

هفته دولت، فرصتی برای مرور کارنامه خدمت است؛ اما امسال، این مرور با یاد کسانی گره خورده است که خدمت را تا آخرین منزل ادامه دادند. شهیدان سید اسماعیل خطیب و امیر سرتیپ عزیز نصیرزاده، دو عضو هیأت دولت بودند که در جنگ رمضان جان خود را در راه دفاع از ایران نثار کردند. یاد آنان، بیش از هر چیز، ما را به تأمل درباره معنای خدمت، اختلافنظر و احترام فرامیخواند.

وقتی دشمن پالایشگاه، انبارهای نفت، خطوط انتقال سوخت و حتی تأسیسات گازی را هدف قرار میدهد، روشن است که هدف او فقط تخریب چند سازه صنعتی نیست. دشمن میخواهد زندگی روزمره ایرانیان را مختل کند؛ صف ایجاد کند، نگرانی بیافریند و امنیت روانی جامعه را نشانه بگیرد. به همین دلیل، امنیت انرژی بخشی از امنیت ملی و یکی از مهمترین مؤلفههای تابآوری کشور است.

هر سفر استانی فرصتی برای شنیدن است؛ شنیدن روایت مردمی که شاید صدایشان کمتر به گوش برسد، اما ستونهای اصلی این سرزمیناند. اما اگر این سفر در بحبوحه تجاوز دشمن به میهن باشد، جلوه و معنای دیگری دارد.

جغرافیای ایران فقط مرزهای یک سرزمین نیست؛ روایت مشترک مردمی است که در هر نقطه از این خاک، سرنوشتشان به یکدیگر گره خورده است. از همین رو هر تعرضی به هر گوشه از این سرزمین، زخمی بر پیکر ایران است.

در سیاست، گاهی آنچه گفته نمیشود، مهمتر از آن چیزی است که گفته میشود. در روزهایی که میلیونها ایرانی در مراسم تشییع رهبر شهید، فارغ از گرایشهای سیاسی و سلایق اجتماعی، تصویری از همبستگی ملی را به نمایش گذاشتند، انتظار میرفت این پیام از سوی برخیها بیش از هر صدای دیگری شنیده شود؛ پیامی که میگفت ایران در بزنگاههای تاریخی، حول منافع ملی و احساس تعلق به میهن گرد هم آمده است.

در روزگار دشواری که ایران عزیز همزمان با فشارهای ناشی از تهاجم اقتصادی، تهدیدهای خارجی و پیامدهای جنگ، مسیر خود را با اتکا به همراهی مردم، هدایتهای رهبر معظم انقلاب و تلاش همه ارکان نظام طی میکند، بیش از هر زمان دیگری به مسئولیتپذیری در گفتار و انصاف در قضاوت نیازمندیم.

رئیسجمهوری در توصیف تفاهم اخیر پایان جنگ میان ایران و آمریکا، آن را «سندی تاریخی و پیامی از ایران مقتدر» خواند. این تعبیر بازتاب نگاهی است که گفتوگو را، نه در برابر عزت ملی، بلکه در امتداد آن تعریف میکند.

بعضی از حوادث تنها در تاریخ ثبت نمیشوند، در حافظه جمعی یک ملت هم ماندگار میشوند. «لامرد» برای مردم ایران یکی از همین نامهاست، نام شهری که در روزهای جنگ آماج حملهای قرار گرفت که قربانیان اصلی آن زنان، کودکان و شهروندان عادی بودند.

هر زمان که کشور به سمت همدلی و انسجام بیشتر حرکت میکند، برخی مخالفان این مسیر نیز فعالتر میشوند. این یک قاعده شناختهشده در سیاست است. به این معنا که چنین رویکردی در چنین هنگامههایی بارها دیده شده است، چه از سوی آنان که بیرون از مرزها به دنبال تضعیف ایران اسلامی هستند و چه آنان که در داخل، آگاهانه و بیشتر ناآگاهانه، بر طبل اختلاف درون خانواده انقلاب و نظام میکوبند.

دولت وفاق ملی در بزنگاه خاص تاریخی مسئولیت را برعهده گرفت. این موقعیت را به این دلیل باید «بزنگاه» دانست که انتخابات ریاست جمهوری پس از شهادت رئیس دولت سیزدهم برگزار شد. به یمن درایت رهبر شهید و امانتداری کارگزاران ارشد دولت سیزدهم، فرآیند آرام انتقال قدرت در عالیترین سطح اجرایی کشور درحالی سپری شد که تحولات غرب آسیا به نقطه جوش رسیده بود.

شرایط اقتصادی کشور را نمیتوان جدا از واقعیتهای سیاسی، امنیتی و منطقهای تحلیل کرد؛ شرایطی که طراحیهای پیچیده و تهاجم چندلایه نظامی و اقتصادی دشمن در بروز آن غیرقابل انکار است.

در شرایطی که پیچیدگیهای منطقهای و فشارهای بیرونی بیش از هر زمان دیگری بر آن است تا اثر خود را بر معادلات داخلی تحمیل کند، سخن گفتن از «وحدت» و تأکید برآن یک ضرورت راهبردی و تاریخی است.

در روزهایی که فضای رسانهای بیش از هر زمان دیگری در معرض روایتسازیهای جهتدار قرار دارد، انتشار پیام مشترک سران قوا با تأکید بر «یک ایران، یک ملت، یک رهبر» را نمیتوان صرفاً یک واکنش مقطعی یا پاسخی کوتاه به یک موضعگیری خارجی تلقی کرد. این پیام به واقع بازتاب یک واقعیت عمیقتر در ساختار سیاسی و اجتماعی کشور است؛ واقعیتی که در بزنگاههای حساس خود را بهروشنی نشان میدهد: انسجام در عین تکثر.

در روزهایی که کشور درگیر یکی از پیچیدهترین و حساسترین مقاطع خود است، یک پدیده یا یک فرآیند بدیع و تاریخی در ایران تجربه میشود.

در روزهایی که سایه جنگ و تجاوز نظامی بر سر کشور سنگینی میکرد و نگرانی در دل مردم شکل گرفته بود، وظیفه دولت بیش از هر زمان دیگری، حفظ آرامش عمومی و تداوم زندگی عادی در سراسر کشور بود؛ به ویژه در حوزههایی که به صورت مستقیم درگیر جنگ نبود.

نامه اخیر رئیس جمهوری پزشکیان خطاب به مردم ایالات متحده آمریکا را نمیتوان صرفاً یک اقدام ارتباطی یا دیپلماتیک تلقی کرد. این نامه، در بطن شرایطی شکل گرفته است که سایه جنگ و همدستی و همراهی نظامی آمریکا با رژیم صهیونیستی در تجاوز به ایران، بر فضای منطقه و افکار عمومی جهان سنگینی میکند.

فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت در روزنامه ایران نوشت: در روزهایی که کشور با تجاوز دشمنان و فشارهای سنگین بیرونی مواجه است، سخن گفتن از هنر شاید برای برخی دور از اولویت به نظر برسد.