
پرستار برای بسیاری از ما، چهرهای است که در دشوارترین ساعتهای زندگی به یاد میآوریم؛ وقتی عزیزی بیمار است، وقتی انتظار طولانی میشود و وقتی یک توضیح روشن و حضور اطمینانبخش میتواند از اضطراب خانوادهای کم کند.

برای یک جوان نخبه، امید به آینده زمانی ملموس میشود که بداند در کشورش جایی برای دانش و توانایی او وجود دارد؛ جایی که ایدهاش شنیده شود، فرصت کار و پژوهش پیدا کند و حاصل تلاشش به زندگی مردم برسد.

برای مردم، روزهای پس از جنگ با نگرانی درباره زندگی و آینده همراه است. نگرانی از قیمتها، درآمد، حفظ شغل و هزینههایی که گاهی با توان خانوادهها تناسب ندارد. ما در دولت میدانیم که عبور از جنگ زمانی در زندگی مردم معنا پیدا میکند که بتوانند با آسودگی بیشتری کار کنند، نیازهایشان را تأمین کنند و برای فردای خود تصمیم بگیرند.

رئیسجمهوری در مجمع عمومی سازمان ملل از ایرانی سخن گفت که برای دفاع از خود از کسی اجازه نمیگیرد و برای رسیدن به صلح از گفتوگو نمیگریزد. در آن سخنرانی، تصویر کودکان قربانی جنگ و روایت ایستادگی مردم در کنار موضع روشن ایران درباره صلح قرار گرفت. این دو، بخشهایی از یک سخن واحد بودند: ما خواهان امنیت و آرامش برای مردم خود هستیم و برای پاسداری از آن، با همه توان ایستادهایم.

رزمایش بزرگ «جانفدایان ایران» که با حضور گسترده اقشار مختلف مردم در تهران و همزمان با برنامههایی در نقاط مختلف کشور برگزار شد، بیش از آنکه نمایش یک آرایش نظامی باشد، تصویری از آمادگی اجتماعی و اراده ملتی برای پاسداری از خانه مشترک خود است. حضور زنان و مردان، جوانان، نوجوانان، ورزشکاران، جانبازان و گروههای مختلف اجتماعی در کنار یکدیگر، معنایی روشن دارد: دفاع از ایران، مسئولیتی ملی است که به گروه، جریان، سلیقه یا گرایش خاصی محدود نمیشود.

مفهوم انسجام ملی را در رفتارهای ساده و مسئولانه مردم میتوان دید؛ آنجا که هر کس به اندازه توان خود برای کاستن از رنج دیگری قدمی برمیدارد. اتفاقهایی که در روزهای اخیر پیرامون دانشآموزان آسیبدیده مدرسه میناب شکل گرفت، روایتی روشن از همین همدلی و احساس مسئولیت جمعی است.

در کوهستکِ سیریک، خانوادهای برای آغاز یک زندگی گرد هم آمده بود. خانه با شادی میهمانان، صدای کودکان و آرزوهای یک زوج جوان روشن شده بود اما حمله آمریکا در چند لحظه مراسم عروسی را به صحنهای از آوار، خون و سوگ تبدیل کرد.

امنیت و ثبات کشور حاصل همکاری و همافزایی میان دولت، نیروهای مسلح و مردم است و هیچکدام بهتنهایی نمیتوانند آن را تأمین کنند. نیروهای مسلح در خط مقدم دفاع از کشور قرار دارند، دولت مسئول اداره امور و پشتیبانی از میدان است و مردم نیز با اعتماد، همراهی و حفظ انسجام اجتماعی، پشتوانه اصلی قدرت ملی به شمار میروند.

درگذشت مرحوم «ایرج»، با آن صدای دلنشین و ماندگار که چند نسل از ایرانیان با آن خاطره دارند، بار دیگر ما را متوجه مفهومی میکند که شاید هنوز درباره ابعاد واقعی آن نیازمند تأمل بیشتری هستیم: «سرمایه اجتماعی.» سرمایه اجتماعی در خلأ شکل نمیگیرد، حاصل انباشت اعتماد، خاطره، تجربه و احساس تعلقی است که در طول زمان ساخته میشود.

وقتی تصمیمی مستقیماً با زندگی و معیشت مردم گره میخورد، توضیح درباره آن، بخشی از مسئولیت دولت است؛ بویژه آنجا که تصمیمها دشوارند، آثارشان بهسرعت در زندگی روزمره احساس میشود و جامعه حق دارد بداند چرا چنین مسیری انتخاب شده و قرار است به کجا برسد.

هفته دولت، فرصتی برای مرور کارنامه خدمت است؛ اما امسال، این مرور با یاد کسانی گره خورده است که خدمت را تا آخرین منزل ادامه دادند. شهیدان سید اسماعیل خطیب و امیر سرتیپ عزیز نصیرزاده، دو عضو هیأت دولت بودند که در جنگ رمضان جان خود را در راه دفاع از ایران نثار کردند. یاد آنان، بیش از هر چیز، ما را به تأمل درباره معنای خدمت، اختلافنظر و احترام فرامیخواند.

وقتی دشمن پالایشگاه، انبارهای نفت، خطوط انتقال سوخت و حتی تأسیسات گازی را هدف قرار میدهد، روشن است که هدف او فقط تخریب چند سازه صنعتی نیست. دشمن میخواهد زندگی روزمره ایرانیان را مختل کند؛ صف ایجاد کند، نگرانی بیافریند و امنیت روانی جامعه را نشانه بگیرد. به همین دلیل، امنیت انرژی بخشی از امنیت ملی و یکی از مهمترین مؤلفههای تابآوری کشور است.

هر سفر استانی فرصتی برای شنیدن است؛ شنیدن روایت مردمی که شاید صدایشان کمتر به گوش برسد، اما ستونهای اصلی این سرزمیناند. اما اگر این سفر در بحبوحه تجاوز دشمن به میهن باشد، جلوه و معنای دیگری دارد.

جغرافیای ایران فقط مرزهای یک سرزمین نیست؛ روایت مشترک مردمی است که در هر نقطه از این خاک، سرنوشتشان به یکدیگر گره خورده است. از همین رو هر تعرضی به هر گوشه از این سرزمین، زخمی بر پیکر ایران است.

در سیاست، گاهی آنچه گفته نمیشود، مهمتر از آن چیزی است که گفته میشود. در روزهایی که میلیونها ایرانی در مراسم تشییع رهبر شهید، فارغ از گرایشهای سیاسی و سلایق اجتماعی، تصویری از همبستگی ملی را به نمایش گذاشتند، انتظار میرفت این پیام از سوی برخیها بیش از هر صدای دیگری شنیده شود؛ پیامی که میگفت ایران در بزنگاههای تاریخی، حول منافع ملی و احساس تعلق به میهن گرد هم آمده است.

در روزگار دشواری که ایران عزیز همزمان با فشارهای ناشی از تهاجم اقتصادی، تهدیدهای خارجی و پیامدهای جنگ، مسیر خود را با اتکا به همراهی مردم، هدایتهای رهبر معظم انقلاب و تلاش همه ارکان نظام طی میکند، بیش از هر زمان دیگری به مسئولیتپذیری در گفتار و انصاف در قضاوت نیازمندیم.

رئیسجمهوری در توصیف تفاهم اخیر پایان جنگ میان ایران و آمریکا، آن را «سندی تاریخی و پیامی از ایران مقتدر» خواند. این تعبیر بازتاب نگاهی است که گفتوگو را، نه در برابر عزت ملی، بلکه در امتداد آن تعریف میکند.

بعضی از حوادث تنها در تاریخ ثبت نمیشوند، در حافظه جمعی یک ملت هم ماندگار میشوند. «لامرد» برای مردم ایران یکی از همین نامهاست، نام شهری که در روزهای جنگ آماج حملهای قرار گرفت که قربانیان اصلی آن زنان، کودکان و شهروندان عادی بودند.

هر زمان که کشور به سمت همدلی و انسجام بیشتر حرکت میکند، برخی مخالفان این مسیر نیز فعالتر میشوند. این یک قاعده شناختهشده در سیاست است. به این معنا که چنین رویکردی در چنین هنگامههایی بارها دیده شده است، چه از سوی آنان که بیرون از مرزها به دنبال تضعیف ایران اسلامی هستند و چه آنان که در داخل، آگاهانه و بیشتر ناآگاهانه، بر طبل اختلاف درون خانواده انقلاب و نظام میکوبند.

دولت وفاق ملی در بزنگاه خاص تاریخی مسئولیت را برعهده گرفت. این موقعیت را به این دلیل باید «بزنگاه» دانست که انتخابات ریاست جمهوری پس از شهادت رئیس دولت سیزدهم برگزار شد. به یمن درایت رهبر شهید و امانتداری کارگزاران ارشد دولت سیزدهم، فرآیند آرام انتقال قدرت در عالیترین سطح اجرایی کشور درحالی سپری شد که تحولات غرب آسیا به نقطه جوش رسیده بود.