
در تحلیلهای کلاسیک، بازسازی یک جامعه پس از بحرانها یا نزاعهای داخلی، صرفاً با بازسازی فیزیکی و زیرساختهای مادی معنا نمییابد؛ بلکه آنچه تعیین میکند یک جامعه چقدر سریع از زخمهای خود عبور کند و به ثبات برسد، میزان «سرمایه اجتماعی» آن است. سرمایه اجتماعی به زبان ساده، همان شبکه پیوندها، سطح اعتماد میان افراد و میزان مشارکت فعال در جامعه است.

وقتی از بازسازی پس از جنگ سخن میگوییم، معمولاً ذهنها به سمت بازسازی شهرها، جادهها، نیروگاهها، کارخانهها و زیرساختهای آسیبدیده میرود. اما تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که مهمترین مسأله در دوران پساجنگ، نه ساختمانهایی است که ویران شدهاند، بلکه جامعهای است که دچار آسیب شده است.