
ضارب مرحوم امیرمحمد خالقی در اعترافات اولیه خود گفت: وقتی گوشی را گرفتم گفت دانشجو هستم. گفتیم کیفت را بده گوشی را بگیر و برو ولی به ما ضربه زد. میگفت مدارک در کیفم دارم. امیر به من گفت با چاقو بزنش. اصلا خبر نداشتیم دانشجو است. دو تا ضربه به او زدم و به محل برگشتیم.

زن جوانی که با همدستی یک مرد به اموال مسافران و زائران در سوئیتهای اجارهای و اماکن مذهبی دستبرد میزد، در حالی به چنگ قانون افتاد که تعداد زیادی گوشی تلفن و مدارک شناسایی و پول نقد را سرقت کرده بود.

دزدانی که در پوشش پاکبانهای شهرداری به خودروهای شهروندان دستبرد میزدند، در حالی هدف تیراندازی هوایی پلیس قرار گرفتند که یکی از آنها با تبر به عوامل انتظامی حمله کرد و از صحنه جرم گریخت.

دختر جوان وقتی در میهمانی شبانه باخبر شد عمویش مقدار زیادی سکه و ارز در خانه نگهداری میکند، سناریوی سرقت از خانه او را با همدستی دوستش اجرا کرد.