
نمایش «مرگ یزدگرد» نوشته زنده یاد بهرام بیضایی با کارگردانی علیرضا چاوش به انگیزه چهلمین روز درگذشت نویسنده آن در حالی روی صحنه رفت که افروختن شمع شبچراغ اجرا به بانویی از میان تماشاگران سپرده شد.

بدرقه پیکر زندهیاد بهرام بیضایی فردا، شنبه ۱۳ دی (سوم ژانویه ۲۰۲۶) در آمریکا برگزار میشود.

مژده شمسایی، همسر بهرام بیضایی، با نگارش یادداشتی خبر داد که پیکر بهرام بیضایی در آمریکا به خاک سپرده میشود.

سید محمد خاتمی در پیامی درگشذت هنرمند بزرگ بهرام بیضایی را تسلیت گفت.

متأسفانه فرصت همکاری مستقیم با بهرام بیضایی را نداشتهام، اما همه آثار او را با دقت دنبال کردهام؛ از نمایشنامههایی که نوشت تا اجراهایی که به صحنه آورد و فیلمهایی که ساخت و کارگردانی کرد. آنچه برایم روشن است، این است که بیضایی انسانی بینظیر در حوزه فرهنگ نمایش ایرانی بود؛ هنرمندی که آشنایی کامل و عمیقی با نمایشهای ایرانی، بویژه نمایشهای سنتی این سرزمین داشت.

برای مجید مظفری، بهرام بیضایی نه کارگردانی سختگیر بود و نه اسطورهای دور از دسترس؛ او یک دانشگاه بود؛ دانشگاهی که شرط ورودش آگاهی، مطالعه و شناخت عمیق فرهنگ و تاریخ ایران بود.

حسین نوروزی، روزنامه نگار هنری و گرافیست در روزنامه ایران نوشت: درگذشت بهرام بیضایی، برای من بهعنوان یک طراح گرافیک، صرفاً خاموشی یک فیلمساز برجسته نیست؛ بلکه فقدان اندیشمندی است که سینما را پیش از آنکه روایت بداند، تصویر میفهمید. بیضایی از معدود هنرمندانی بود که قاب را نه بهعنوان چهارچوبی برای ثبت کنش، بلکه بهمثابه سطحی طراحیشده، اندیشیده و معنادار میدید. در سینمای او، تصویر پیش از آنکه حرکت کند، فکر میکند.

علیرضا سپهوند، روزنامهنگار و آهنگساز در روزنامه ایران نوشت: بهرام بیضایی موسیقی را نه برای غرق کردن تماشاگر در احساس، بلکه برای ایجاد فاصله، آگاهی و تفکر به کار میگیرد؛ رویکردی که موسیقی را از نقش تزئینی جدا کرده و به عنصری انتقادی، آیینی و معناپرداز در ساختار فیلم بدل میکند.

جواد صفوی، منتقد سینما در روزنامه ایران نوشت: درگذشت بهرام بیضایی، مرد تکرارناشدنی فرهنگ و هنر ایرانزمین که تا آخرین روز حیات خویش قلبش برای این مرزوبوم میتپید، ضربهای سخت و زخمی جانسوز به فرهنگ و هنر ایران زمین است. بیضایی با پیشینه و سابقهای بس سترگ در وادی ادبیات نمایشی و سینما، از تحولآفرینان و ارتقادهندگان فرهنگ و هنر ایران بود و آثار مکتوب و به روی صحنه رفته و بر پرده تابیدهاش، هرکدام از پی دیگری، همواره حرفی از زخم زمانه بود.

مریم افشار، نویسنده و معلم دانشگاه در رزونامه ایران نوشت: روز شنبه خبر آسمانی شدن بهرام بیضایی، چون پتکی سنگین، بر سر فرهنگ ایران فرود آمد؛ بر سر نویسندگان، سینماگران، پژوهشگران و تمامی آنان که فرهنگ و هویت این سرزمین برایشان هنوز معنایی زنده دارد؛ خبری که نه کسی در انتظارش بود و نه تاب شنیدنش را داشت.

محمدرضا مرعشیپور، مترجم ادبیات معاصر عرب و پژوهشگر ادبیات کهن فارسی در روزنامه ایران نوشت: روانشاد بهرام بیضایی استاد همه ما بود. ایشان پژوهشهای بسیار مفصلی در حوزه تئاتر و هنر نمایشی دارند.

شیوا مقانلو، نویسنده، مترجم و مدرس دانشگاه در روزنامه ایران نوشت: نوشتن از نوشتههای بهرام بیضایی حکم چرخیدن لب دریایی را دارد که میدانی فراخ و عمیق است و به تعداد مسافرانش پذیرنده و سخی؛ اما این را هم میدانی که تَرکردن پایی در آن آب یا نهایتاً انداختن توری به دلش و صیدکردن ماهی خردی از آن اعماق پُر نهنگ، یا مثلاً سوار قایق خُردی شدن و دقایقی سینه آرامش را شکافتن، هیچکدام تو را به درک دریا نمیرساند و عمق پر مرجانش را نشان نمیدهد و چیزی از ذخایر کهنش رو نمیکند. فقط لب آب میچرخی که شاید این پرسه دَمی حالت را با توهمی هنرمندانه خوش کند که به دریا رسیدیم... اما میدانی که هیچکداممان نمیرسیم.

بهرام بیضایی، چهره سینما و تئاتر ایران، در هشتاد و هفتمین سالروز تولدش درگذشت و با درگذشت وی موجی از تأثر در سطح جهانی ایجاد شد.

سخنگوی وزارت خارجه با انتشار نوشتهای در حساب کاربری خود در شبکه ایکس نوشت: درگذشت بهرام بیضایی، کارگردان، نمایشنامهنویس و پژوهشگر برجسته ایرانی را تسلیت میگوییم.

بهرام بیضایی با دههها فعالیت در تئاتر، سینما و پژوهش، نقش مهمی در شکلدادن به هنر معاصر ایران ایفا می کند. او با بازخوانی اسطورهها، واکاوی تاریخ و خلق روایتهای ماندگار، مسیر تازهای در نمایش و تصویر می گشاید. این گزارش تصویری، حضور مستمر و اثرگذار او را در عرصههای مختلف هنری مرور میکند.