
ورزش ایران در سالهای اخیر در معرض دوگانگی جدی قرار گرفته است؛ از یک سو، ضرورت حرکت به سمت درآمدزایی و دستیابی به استقلال مالی بهطور ویژه مورد تأکید قرار میگیرد، از طرف دیگر، تداوم ساختارهای غیراستاندارد و مقاومتهای مدیریتی، روند این تحول را با کندی و اختلال مواجه کرده است. در نتیجه، بسیاری از برنامهها و رویکردها در حوزه اقتصاد ورزش همچنان در سطح شعار باقی مانده و به دستاوردی پایدار تبدیل نشدهاند.