
اگر بخواهیم «گلسنگ» ساخته ابراهیم ایرجزاد را نه صرفاً یک ملودرام خانوادگی که بهمثابه یک سند اجتماعی از زیست طبقه متوسط ایرانی در سالهای اخیر بخوانیم، باید اول به این نکته توجه کنیم که خانهای که محبوبه و ایرج پس از سالها پسانداز و صرفهجویی میخرند، صرفاً یک لوکیشن دراماتیک برای وقوع حوادث نیست، این خانه نماد آرزوی برآورده نشده یک قشر اجتماعی است که ثبات و امنیت را در مالکیت جستوجو میکند، اما هرگز به آن آرامش موعود نمیرسد.

ابراهیم ایرجزاد پس از ساخت «عنکبوت»، «شوهر ستاره» و «تابستان داغ»، در سریال «گلسنگ» نیز همان دغدغه همیشگیاش، یعنی محیط خانه و مناسبات اعضای خانواده را دنبال میکند.