
بهرام بیضایی می گوید: ما سالها پیش در چند نمایش با هم کار کرده بودیم. جز «پهلوان اکبر میمیرد» که جوانمرد کارگردانی کرده بود «عنایت بخشی» با من در آن کار عروسکی که خودم کار کرده بودم و در «ضیافت» و در «سُلطان مار» بازی کرده بود و من همیشه به عنوان یک همکار ازش خیلی خوشم میآمد؛ هم مسئول بود و هم فهمیده و این هر دو در سرزمین باستانی ما ایران خیلی عجیب است...

نمایش «مرگ یزدگرد» نوشته زنده یاد بهرام بیضایی با کارگردانی علیرضا چاوش به انگیزه چهلمین روز درگذشت نویسنده آن در حالی روی صحنه رفت که افروختن شمع شبچراغ اجرا به بانویی از میان تماشاگران سپرده شد.

ناصر تقوایی میگفت: ما با بهرام بیضایی دوستی دیرینهای داریم و کموبیش در جریان کار هم هستیم و چیزی که مجموعا از کار او دریافتم، جستوجوی گمشدهای است که از فیلم اول تا آخرش داشته که این هویت ماست.

بهرام بیضایی که دوستدار درختان بود، حالا در آرامگاهی سرسبز آرمیده است و تعدادی از دوستداران او به نام و یادش نهالهایی میکارند. همه دوستداران و نزدیکان بیضایی از علاقه او به درختان خبر داشتند چراکه او خود بارها گفته بود که از این جهان، درختانش را بیش از هر چیز دیگر دوست میدارد.

استاد علی نصیریان، ضمن تبریک فرا رسیدن روز پدر از جایگاه ارزشمند زنده یاد بهرام بیضایی و حضور موثر جوانان در حوزه های نویسندگی ، کارگردانی ، بازیگری و سایر رشته های مرتبط با هنر تئاتر و سینما طی سال های اخیر سخن گفت.

بدرقه پیکر زندهیاد بهرام بیضایی فردا، شنبه ۱۳ دی (سوم ژانویه ۲۰۲۶) در آمریکا برگزار میشود.

هیات رئیسه خانه سینما با انتشار متنی ضمن تاکید بر خواسته به حق مژده شمسایی از پیگیریهای لازم و جدی برای انتشار آثار زنده یاد بهرام بیضایی خبر داد.

مراسم شب برنامهریزان و دستیاران کارگردان، عصر دوشنبه هشتم دیماه، بیش از آنکه یک آیین تقدیر معمولی باشد، فرصتی بود برای مکث در میانه شتابزده تولید؛ تأملی برای دیدهشدن کسانی که نامشان اغلب روی پرده گم میشود، اما نبودشان همهچیز را از نظم میاندازد.

برنامهای با عنوان «شاهکارهای موج نوی سینمای ایران» شامل نمایش آثاری از بهرام بیضایی، ابراهیم گلستان، عباس کیارستمی، داریوش مهرجویی و مسعود کیمیایی در لندن به روی پرده میرود.

مژده شمسایی، همسر بهرام بیضایی، با نگارش یادداشتی خبر داد که پیکر بهرام بیضایی در آمریکا به خاک سپرده میشود.

علیرضا جلالیتبار بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر کشورمان که سابقه همکاری طولانی با استاد بهرام بیضایی، چه در تئاتر و چه در سینما را در کارنامه دارد، به زوایای پنهان کار این کارگردان بزرگ، نگاه او به میراث شرق و وضعیت تئاتر و سینما پرداخته است.

سید محمد خاتمی در پیامی درگشذت هنرمند بزرگ بهرام بیضایی را تسلیت گفت.

متأسفانه فرصت همکاری مستقیم با بهرام بیضایی را نداشتهام، اما همه آثار او را با دقت دنبال کردهام؛ از نمایشنامههایی که نوشت تا اجراهایی که به صحنه آورد و فیلمهایی که ساخت و کارگردانی کرد. آنچه برایم روشن است، این است که بیضایی انسانی بینظیر در حوزه فرهنگ نمایش ایرانی بود؛ هنرمندی که آشنایی کامل و عمیقی با نمایشهای ایرانی، بویژه نمایشهای سنتی این سرزمین داشت.

«غم این خفته چند، خواب در چشم ترم میشکند»، این بیت از نیما یوشیج، وصف حال من، بعد از شنیدن خبر فوت بهرام بیضایی است.

برای مجید مظفری، بهرام بیضایی نه کارگردانی سختگیر بود و نه اسطورهای دور از دسترس؛ او یک دانشگاه بود؛ دانشگاهی که شرط ورودش آگاهی، مطالعه و شناخت عمیق فرهنگ و تاریخ ایران بود.

حسین نوروزی، روزنامه نگار هنری و گرافیست در روزنامه ایران نوشت: درگذشت بهرام بیضایی، برای من بهعنوان یک طراح گرافیک، صرفاً خاموشی یک فیلمساز برجسته نیست؛ بلکه فقدان اندیشمندی است که سینما را پیش از آنکه روایت بداند، تصویر میفهمید. بیضایی از معدود هنرمندانی بود که قاب را نه بهعنوان چهارچوبی برای ثبت کنش، بلکه بهمثابه سطحی طراحیشده، اندیشیده و معنادار میدید. در سینمای او، تصویر پیش از آنکه حرکت کند، فکر میکند.

علیرضا سپهوند، روزنامهنگار و آهنگساز در روزنامه ایران نوشت: بهرام بیضایی موسیقی را نه برای غرق کردن تماشاگر در احساس، بلکه برای ایجاد فاصله، آگاهی و تفکر به کار میگیرد؛ رویکردی که موسیقی را از نقش تزئینی جدا کرده و به عنصری انتقادی، آیینی و معناپرداز در ساختار فیلم بدل میکند.

محمد رضا درویشی، آهنگساز و پژوهشگر پیشکسوت موسیقی در روزنامه ایران نوشت: بهرام بیضایی هنرمندی تکرارنشدنی بود. این بزرگمرد هنرایران درطول نزدیک به ۶۰ سال فعالیت درعرصه هنر، در سه حوزه مهم حضوربسیار تأثیرگذاری داشت. اول تئاتر و دیگر سینما و درآخر نمایشنامهها و فیلمنامههای ایشان که از متون ادبی بسیار کهن و مهم محسوب میشوند.

جواد صفوی، منتقد سینما در روزنامه ایران نوشت: درگذشت بهرام بیضایی، مرد تکرارناشدنی فرهنگ و هنر ایرانزمین که تا آخرین روز حیات خویش قلبش برای این مرزوبوم میتپید، ضربهای سخت و زخمی جانسوز به فرهنگ و هنر ایران زمین است. بیضایی با پیشینه و سابقهای بس سترگ در وادی ادبیات نمایشی و سینما، از تحولآفرینان و ارتقادهندگان فرهنگ و هنر ایران بود و آثار مکتوب و به روی صحنه رفته و بر پرده تابیدهاش، هرکدام از پی دیگری، همواره حرفی از زخم زمانه بود.

مریم افشار، نویسنده و معلم دانشگاه در رزونامه ایران نوشت: روز شنبه خبر آسمانی شدن بهرام بیضایی، چون پتکی سنگین، بر سر فرهنگ ایران فرود آمد؛ بر سر نویسندگان، سینماگران، پژوهشگران و تمامی آنان که فرهنگ و هویت این سرزمین برایشان هنوز معنایی زنده دارد؛ خبری که نه کسی در انتظارش بود و نه تاب شنیدنش را داشت.