آخرین قسمت سریال تیمهای ریشهدار
امروز قرعهکشی لیگ دسته اول جام آزادگان برگزار میشود؛ اما تیم ریشهدار نفت مسجدسلیمان حتی در این قرعهکشی هم جایی ندارد چون باید در لیگ دو به دنبال آرزوهای خود بگردد. نفت مسجدسلیمان آخرین قسمت از سریال نامبارکی است که تیمهای ریشهدار را نشانه رفته است. سریالی که پر از اسمهای بزرگی است که اکنون دیگر وجود ندارند.
روزگاری در تهران نامهای پاس، آرارات، راهآهن، هما، اکباتان، بوتان، بانک تجارت، بانک سپه و... لرزه به تن تیمهای تهرانی میانداخت. جام باشگاههای تهران بدون این اسمهای محترم، از سکه میافتاد. مقابله پرسپولیس و استقلال با تیمهای ریشهدار بود که شیرینی جام را برای دو تیم محبوب پایتخت کامل میکرد.
در کشور هم اسمهای بزرگی داشتیم که نام آنها، ورزشگاه پر میکرد. ابومسلم مشهد، برق شیراز، استقلال اهواز، شموشک نوشهر و... اما هر یک از تیمهای ریشهدار به دلیلی فنا شدند. برای نابودی هر یک از اینها بهانه آوردند تا زیر خاک دفنشان کنند و همین هم شد. حالا نوبت به نفت مسجدسلیمان رسیده است. تیمی که هوادارانش به اولین بودنشان افتخار میکردند و حالا فقط اشک و حسرت به خانه میبرند.
حسین فرکی، چهره موجه فوتبال ما عاملی شد تا پاسیهای قدیم دور هم جمع شوند. دیدن این اسمها موجب میشود از جا برخیزیم: حسین حبیبی، حشمت مهاجرانی، همایون شاهرخی، محمد رنجبر، محمود یاوری، گودرز حبیبی، مهدی مناجاتی، اصغر شرفی، فیروز کریمی، حسین کازرانی، محمد صادقی، بهزاد غلامپور، حمید استیلی، محمد خاکپور، مارکار آقاجانیان، جواد نکونام، آرش برهانی و هزار بازیکن دیگر که پاس به فوتبال ما تحویل داد. البته بزرگانی مانند خداداد عزیزی هم در پاس بازی کردهاند؛ اما خاستگاهشان تیم دیگری بود.
اسمهایی که آوردیم را میشود در مورد تیمهای ریشهداری چون آرارات، ابومسلم، هما، برق و... تکرار کرد؛ اما هیچ یک از این تیمها در فوتبال امروز جایی ندارند چون تقدیر را این گونه نوشتند که تیمهایی که مکاتب فوتبال ما را میساختند در فوتبال امروز نباشند.
تیمهای ریشهدار، موجب وزن فوتبال ما بودند. در آخرین قسمت این سریال نام نفت مسجدسلیمان را میبینیم. اجازه ندهید نام این تیم به تاریخ سنجاق شود و به بایگانی برود. نمیدانیم باید به چه مرجعی التماس کنیم؛ فدراسیون فوتبال، استانداری خوزستان، وزارت نفت یا شهردار مسجدسلیمان؛ اما هر که میتواند دست این تیم را بگیرد. این تیم هنوز نفس میکشد. حیف است این تیم هم مانند اسمهای بزرگ دیگر بدرود حیات بگوید.
انتهای پیام/
روزگاری در تهران نامهای پاس، آرارات، راهآهن، هما، اکباتان، بوتان، بانک تجارت، بانک سپه و... لرزه به تن تیمهای تهرانی میانداخت. جام باشگاههای تهران بدون این اسمهای محترم، از سکه میافتاد. مقابله پرسپولیس و استقلال با تیمهای ریشهدار بود که شیرینی جام را برای دو تیم محبوب پایتخت کامل میکرد.
در کشور هم اسمهای بزرگی داشتیم که نام آنها، ورزشگاه پر میکرد. ابومسلم مشهد، برق شیراز، استقلال اهواز، شموشک نوشهر و... اما هر یک از تیمهای ریشهدار به دلیلی فنا شدند. برای نابودی هر یک از اینها بهانه آوردند تا زیر خاک دفنشان کنند و همین هم شد. حالا نوبت به نفت مسجدسلیمان رسیده است. تیمی که هوادارانش به اولین بودنشان افتخار میکردند و حالا فقط اشک و حسرت به خانه میبرند.
حسین فرکی، چهره موجه فوتبال ما عاملی شد تا پاسیهای قدیم دور هم جمع شوند. دیدن این اسمها موجب میشود از جا برخیزیم: حسین حبیبی، حشمت مهاجرانی، همایون شاهرخی، محمد رنجبر، محمود یاوری، گودرز حبیبی، مهدی مناجاتی، اصغر شرفی، فیروز کریمی، حسین کازرانی، محمد صادقی، بهزاد غلامپور، حمید استیلی، محمد خاکپور، مارکار آقاجانیان، جواد نکونام، آرش برهانی و هزار بازیکن دیگر که پاس به فوتبال ما تحویل داد. البته بزرگانی مانند خداداد عزیزی هم در پاس بازی کردهاند؛ اما خاستگاهشان تیم دیگری بود.
اسمهایی که آوردیم را میشود در مورد تیمهای ریشهداری چون آرارات، ابومسلم، هما، برق و... تکرار کرد؛ اما هیچ یک از این تیمها در فوتبال امروز جایی ندارند چون تقدیر را این گونه نوشتند که تیمهایی که مکاتب فوتبال ما را میساختند در فوتبال امروز نباشند.
تیمهای ریشهدار، موجب وزن فوتبال ما بودند. در آخرین قسمت این سریال نام نفت مسجدسلیمان را میبینیم. اجازه ندهید نام این تیم به تاریخ سنجاق شود و به بایگانی برود. نمیدانیم باید به چه مرجعی التماس کنیم؛ فدراسیون فوتبال، استانداری خوزستان، وزارت نفت یا شهردار مسجدسلیمان؛ اما هر که میتواند دست این تیم را بگیرد. این تیم هنوز نفس میکشد. حیف است این تیم هم مانند اسمهای بزرگ دیگر بدرود حیات بگوید.
انتهای پیام/