آزمایشگاه کافا
حضور تیم ملی در کافا فرصت استفاده از بازیکنانی که شاید هرگز در اردوهای آتی در فهرست نباشند را برای فوتبال ایران فراهم کرده است.
نخستین و شاید مهمترین نمونه، پیام نیازمند است. او در کافا برای چند بازی پیاپی درون دروازه ایستاد و بهنظر میرسد تا بازی نهایی نیز همین روند ادامه داشته باشد؛ فرصتی که پیشتر به دلیل حضور مداوم بیرانوند و حسینی کمتر نصیبش میشد. تعدد بازی خود عاملی است تا آینده درون دروازه تیم ملی را تضمین کند.
در خط دفاع نیز شرایط مشابهی وجود داشت. امین حزباوی و محمد نادری بار دیگر توانستند به ترکیب اصلی بازگردند و شایستگیهای خود را ثابت کنند. بازی در تورنمنتی مانند کافا به این دو بازیکن اعتماد به نفس مضاعفی بخشید تا در ادامه مسیر تیم ملی، جایگاه محکمتری برای خود متصور باشند.
در خط حمله نامهای تازهای فرصت درخشش یافتند. امیرحسین حسینزاده و علی علیپور با آرامش ذهنی بیشتری به میدان رفتند و فارغ از فشار سنگین بازیهای رسمی، توانستند بخشهایی از توانایی واقعی خود را نشان دهند. بازگشت رامین رضاییان نیز یکی دیگر از نکات مثبت کافا بود؛ بازیکنی باتجربه که پس از ماهها دوری دوباره لباس تیم ملی را بر تن کرد و توانست نقش خود را در جمع شاگردان قلعهنویی پررنگ جلوه دهد.
از سوی دیگر چهرههای تازهای چون مجید علیاری و مهران احمدی هم فرصت یافتند در سطح ملی خود را محک بزنند. آنها نشان دادند که قابلیتهایشان فراتر از سطح باشگاهی است و میتوانند در آینده بخشی از ترکیب تیم ملی باشند.
معالوصف حضور در کافا را نباید صرفاً بهعنوان یک تجربه کماهمیت در نظر گرفت. این رقابتها هرچند از نظر سطح فنی با تورنمنتهای بزرگ قارهای قابل مقایسه نیست، اما برای فوتبال ایران نقش یک آزمایشگاه مهم را ایفا کرد؛ جایی که بازیکنانی جدید به میدان آمدند، ترکیبهای متفاوت امتحان شدند و بخشی از ظرفیتهای پنهان فوتبال کشور آشکار شد.
نادیده گرفتن این دستاوردها نوعی سیاهنمایی است، چراکه کافا به تیم ملی ایران کمک کرد، افقهای تازهای برای آینده ترسیم کند.
انتهای پیام/
