ابهام ادامهدار در آینده تیم زنان
مشکل مرضیه جعفری برای هدایت خاتون حل شد؟
باشگاه خاتون بم بهعنوان پرافتخارترین تیم فوتبال زنان ایران، فهرست بازیکنان و اعضای کادر فنی خود را برای فصل جدید لیگ برتر اعلام کرد؛ فهرستی که حضور نامهای آشنایی چون مرضیه جعفری و مهدیه مولایی در آن، دوباره بحث قدیمی «ممنوعیت همزمانی مربیگری در باشگاه و تیم ملی» را زنده کرد. این مسأله در ظاهر یک تعارض قانونی است، اما در واقعیت فوتبال زنان ایران به چالشی عمیقتر بازمیگردد؛ کمبود مربیان سطح بالا و تأثیر مستقیم آن بر کیفیت لیگ و تیم ملی.
قانون فدراسیون میگوید یک مربی نمیتواند همزمان در رده باشگاهی و ملی فعالیت کند اما با این حال، وضعیت در فوتبال زنان متفاوت از مردان است. در فوتبال مردان ایران مربیان شاخص و باتجربه، فراواناند و انتخاب میان آنها دشوار نیست. اما در فوتبال زنان، تعداد مربیان تراز اول بهقدری محدود است که حذف هر یک از آنها از لیگ یا تیم ملی میتواند شکاف بزرگی ایجاد کند. فریده شجاعی، نایبرئیس بانوان فدراسیون، پیشتر در گفتوگویی با ایران ورزشی به همین موضوع اشاره کرده و گفته بود: «من برای حل این مشکل نامه دادم و منتظر هیأت رئیسه فدراسیون هستم. قوانین ما نباید مثل آقایان باشد. اگر تمام مربیان برجسته فقط روی نیمکت تیم ملی بنشینند، لیگ ضعیف میشود و این ضعف به تیم ملی هم سرایت خواهد کرد.»
این استدلال منطقی است. لیگ قوی، تیم ملی قوی میسازد. از سوی دیگر، تیم ملی هم برای رقابتهای بینالمللی نیازمند حضور مربیانی مانند مرضیه جعفری است که تجربه و اعتبار قابل توجهی دارند. خاتون بم نیز در جایگاه تنها نماینده ایران در رقابتهای آسیایی، نمیتواند از حضور او چشمپوشی کند. برای شهری مثل بم که فوتبال زنان بخشی از هویت ورزشی آن شده، سرمربیگری جعفری نه فقط یک انتخاب فنی، بلکه موضوعی حیثیتی است.
از بعد اقتصادی نیز مسأله پیچیدهتر میشود. مربیان تیم ملی زنان دستمزد چندانی دریافت نمیکنند، در حالیکه در سطح باشگاهی امکان تأمین مالی مناسبتر وجود دارد. برای مربیان، فعالیت در هر دو جبهه، هم جنبه حرفهای دارد و هم راهی برای تأمین معیشت. در شرایطی که جذب مربیان خارجی تراز اول به دلیل هزینههای سنگین عملاً امکانپذیر نیست، حذف مربیان داخلی کاربلد از یکی از دو عرصه، تنها به ضرر فوتبال زنان خواهد بود.
راهکار چیست؟ به نظر میرسد فدراسیون فوتبال باید با درک شرایط خاص فوتبال زنان ایران، رویکردی متفاوت از فوتبال مردان اتخاذ کند. تصمیمگیری در این زمینه نباید به سطح کشمکشهای مدیریتی یا رقابتهای باشگاهی و ملی کشیده شود. ضمن اینکه فدراسیون باید به این نکته توجه کند که خاتون بم هم بهنوعی «تیم ملی دوم» است چرا که تنها نماینده ایران در آسیاست و موفقیت آن میتواند به اعتبار فوتبال ایران در سطح قاره بیفزاید. در عین حال، تیم ملی زنان نیز در آستانه جام ملتهای آسیا بیش از هر زمان دیگری به حضور و تجربه مربیانی مثل جعفری نیازمند است.
اگرچه تاکنون تصمیم رسمی در اینباره اعلام نشده، اما معرفی رسمی کادرفنی خاتون نشان میدهد که حداقل در سطح باشگاهی، تکلیف روشن شده است. حالا نوبت فدراسیون است که با یک تصمیم منطقی، این مسأله را از فضای حاشیهای و چالشبرانگیز خارج کند. فوتبال زنان ایران بیش از هر چیز به آرامش، ثبات و مدیریت هوشمندانه نیاز دارد.
در نهایت باید پذیرفت که فوتبال زنان ایران هنوز در مسیر توسعه است و محدودیتهای زیادی دارد. کمبود نیروی انسانی متخصص، ضعف زیرساختها و کمبود منابع مالی، همه دستبهدست هم دادهاند تا چنین چالشهایی شکل بگیرد. اما همین شرایط دشوار میتواند فرصتی باشد برای بازتعریف قوانین متناسب با واقعیتهای فوتبال زنان. اگر قرار است تیم ملی و باشگاههای ما در سطح آسیا و جهان حرفی برای گفتن داشته باشند، باید تصمیماتی گرفته شود که نهتنها مانع رشد نشود، بلکه مسیر توسعه را هموارتر سازد.
انتهای پیام/