حماسه نه، بالاتر پریدید
پل آستر در خاطرات زمستان نوشت: «به ندرت به جای زخمها فکر میکنی؛ اما هر وقت به یادشان میافتی، میدانی که علامتهای آشکار زندگیاند، نامههایی از الفبایی نهان که داستان هویتت را باز میگویند، زیرا هر جای زخم یادبود زخمی است که التیام یافته؛ اما وظیفه داری فراموشش کنی تا به آینده سنجاق شوی... واقعیت زندگی چیز جز این زخمهای التیامیافته نیست و همین زندگی را زیبا می کند.»
دیروز، بسیاری از هواداران ورزش در ایران، بازی ایران–صربستان را با ناامیدی شروع کردند اما اتفاقات بازی به همه ثابت کرد این بچهها برای تغییر تاریخ آمدهاند. تیم بالادستیمان در جدول رنکینگ فدراسیون جهانی که برزیل را از مسابقات حذف کرده بود، در پیشبینی هواداران والیبال 80 درصد بخت برد داشت اما بچههای باغیرت والیبال میخواستند معنای تازهای از غیرت را روایت کنند. شیرپسران تیم ملی والیبال به دنبال پاک کردن تمام زخمهایی بودند که ورزشدوستان ما را در این سالها از والیبال مأیوس کرده بود. فکر میکردیم پس از نسل طلایی دیگر والیبال ما مرده است. فکر میکردیم درخشش همان نسل هم نتیجه یک اتفاق بود... اما دیروز شاهکاری دیدیم که ما را به تولد نسل طلایی دیگری امیدوار کرد؛ شاهکاری که باعث شد والیبال، دوباره عشق اول مردم شود. باغیرتهای والیبال کاری کردند تا این ورزش برای مردم ما مهم شود، هنگام شروع بازی تیم ملی، آدرنالین خونشان بالا برود و قلبشان تند بزند. کاری کردند که مادربزرگها دوباره برای بردشان تسبیح به دست بگیرند و نذر کنند. بچههای دوستداشتنی والیبال ما دیروز درخشیدند تا بازی، لذت خالص شود. یک بازی برای رفتن به دل تاریخ. حالا ما در میان 8 تیم برتر جهان هستیم و تیممان برای ادامه بلندپروازی و رؤیاسازی باید فردا در مرحله یکچهارم نهایی مقابل جمهوری چک بازی کند و اگر ببرد... وای که اگر آن بازی با پیروزی ما تمام شود.
انتهای پیام/