چرا آینده را حدس نمیزنید؟
تیمهای پولدار ایران با خریدهایی پرسروصدا فقط به دنبال رضایت کانالهای هواداری بودند. مدیران با در اختیار داشتن منابع دولتی کوچکترین توجهی به خالی شدن حسابها نداشتند. برای آنها فقط رضایت کانالهای هواداری مهم بود. یک بازیکن چند هفته مانده به پایان لیگ، جشن تولدی جنجالی گرفت که کار همه را به بازداشت کشاند. آن جشن تولد و حاشیههای پس از آن، کمر تیم را شکست... و بعد یک مدیر از همین تیمهای پولدار، با رقمی باورنکردنی این بازیکن را خرید.
این بازیکن به تیم جدید آمد و حتی یک گره از گرههای فراوان تیم جدیدش را باز نکرد... تیمهای پولدار در فصل نقل و انتقالات بشدت درگیر جذب بازیکن بودند. خریدهای پرسروصدا و گران، فارغ از آنچه فدراسیون فوتبال، سقف قرارداد معرفی کرده بود... تیمها خریدند و خریدند تا در بازار بسته شد. و حالا تیمها ماندهاند و حسابی که زیاد پر نیست و تورمی که چند ده درصد به قراردادها اضافه کرده است. قراردادهای دلاری که با دلار 80 هزار تومان بسته شد با دلار 115 هزار تومان فعلی تفاوتی آشکار دارد و همین یعنی 30 درصد کسری منابع. قرارداد بازسازی ورزشگاه آزادی هم تا سقف 4 هزار میلیارد بسته شد؛ اما به دلیل طولانی شدن بازسازی و تورم پیشبینی نشده، تا 50 درصد افزایش پیدا کرد.
همه اینها به دلیل پیشبینی نکردن آینده است. اینکه در قراردادها، آینده، تورم، نرخ دلار، جهش قیمتها و هزار مورد دیگر را نمیبینیم، آسیب رسان است. حالا به دلیل نبود پول، بازسازی طول میکشد و تیمها و تماشاگران و فوتبال ما آسیب میبینند. منابع مالی برای پرداخت به هنگام بازیکنان و مربیان خارجی تأمین نیست و همین، زمینه شکایتهای جدید به فیفا را فراهم میکند. حدس زدن آینده، کار سختی نیست؛ اما مدیران ورزش ما ترجیح میدهند در زمان حال بمانند.
انتهای پیام/