عملیات احیای بازیکنان به دست اوسمار
با یک پرسپولیس پرستاره روبهرو میشوید!
از ابتدای فصل این بحث در محافل فوتبالی وجود داشت که اسکواد پرسپولیس در حد رقابت برای قهرمانی لیگ برتر نیست و نسبت به سه باشگاه متمول دیگر که هزینههای هنگفتی برای تیم بستن کردهاند و البته در رقابتهای آسیایی حضور دارند کافی نخواهد بود. این مطلب در کنار نقد هواداران و رسانهها به نحوه عملکرد رضا درویش در نقل و انتقالات تابستانی و البته خالی ماندن چند پست باعث شد تا طی سه ماه گذشته مدام بشنویم که اسکواد پرسپولیس خوب نیست، این تیم به جایی نخواهد رسید، بازیکنان پرسپولیس غالباً سنوسالدار هستند و کم میآورند و...
با شروع فصل موافقان این نظریات با شدت بیشتری روی عقایدشان پافشاری کردند و البته با توجه به کیفیت فنی تیم در دوره سرمربیگری هاشمیان و نتایجی که به دست آمد فکتهای زیادی برای اثبات حرفهای خود داشتند. در واقع پرسپولیس آنقدر بد و پرانتقاد کار میکرد و نکته منفی داشت که طبیعی بود آن پیشبینیها و نظریاتی که درباره ضعفهای اسکواد پرسپولیس تأکید میکردند را منطقی بدانی و بپذیری. از سوی دیگر بازیکنان مهم پرسپولیس، چه آنهایی که از قبل در این تیم حضور داشتند و چه آنها که بعداً به این مجموعه اضافه شدند هیچکدام کار ویژهای در زمین انجام نمیدادند که در جهت عکس آن اظهارنظرها کارکردی داشته باشد و کورسوی امیدی ایجاد شود. در آن مقطع فقط علی علیپور و بعضاً امید عالیشاه میدرخشیدند و بقیه در حد بازیکنان متوسط نزول کرده بودند و انگار پرسپولیس با جمعی از متوسطها با سرعت وحشتناک به سمت متوسط شدن پیش میرفت.
با ورود اوسمار اما از روز نخست مشخص بود او چند مأموریت بسیار مهم برای بازسازی این تیم در کوتاهمدت دارد که یکی از آنها احیای بازیکنان اصلی و ستارههایی بود که پتانسیل ستاره شدن را دارند. فقط چند روز بعد از حضور این برزیلی در تمرینات، پرسپولیس در نخستین مسابقه رسمی خود طوری فوتبال بازی کرد که همه شگفتزده شده و از خود میپرسیدند آیا این تیم همان تیم دو هفته قبل است که مقابل ذوبآهن در دقایقی طولانی تحت تأثیر بازی حریف قرار گرفت؟
البته بعدتر عدهای با پیش کشیدن این مسأله که استقلال خوزستان بدون تمرین مقابل پرسپولیس به میدان رفته سعی در این داشتند که بگویند اوسمار کار چندان ویژهای هم انجام نداده چراکه تیم حریف در اعتصاب بوده و تمرین درست و درمانی نداشته اما واقعیت این است که هم تیم خلیفهاصل بیکیفیت نبود هم اینکه نشانههای پیشرفت در روند تیم پرسپولیس مشهود بود.
جدا از این آنچه بشدت مورد توجه قرار گرفت و به چشم آمد، رو آمدن بازیکنان مهم و تأثیرگذاری بود که تأثیرگذاری را فراموش کرده و هفتهها با سایهای از خود در میدان بودند. اورونوف، بیفوما، سروش رفیعی، کاظمیان و میلاد محمدی از آن دست بازیکنانی بودند که در اولین نمایش رسمی تیم با حضور اوسمار کیفیت بهتری از خود ارائه دادند و هواداران پرسپولیس و البته اوسمار را برای حضور در کورس قهرمانی امیدوار کردند.
این روندی بود که در بازی تدارکاتی سرخها مقابل گلگهر نیز ادامه پیدا کرد و بیفوما سه پاس گل داد و کاظمیان دوباره گل زد تا مشخص شود واقعاً اتفاقاتی در این تیم افتاده که در یک نیمه سه گل به گلگهر میزند و فوتبالی تهاجمی با موقعیتهای متعدد ارائه میدهد.
اینجاست که با تغییر شرایط کیفی بازیکنان مهم، خلاق و دارای پتانسیل مشخص میشود، اسکواد پرسپولیس اصلاً اسکواد ضعیف و لاغری نیست بلکه برعکس، قرار است از اینجا به بعد با یک پرسپولیس پرستاره روبهرو شویم که در زمستان با پر کردن خلأهای موجود، قدرتمندتر و جذابتر هم خواهد شد.
در ادامه این سیر تحول، حالا هواداران پرسپولیس تازه فهمیدهاند، بیفوما چه خرید خوبی بوده یا اورونوف چه کارهایی میتواند در زمین انجام دهد. سه پاس گل بیفوما در بازی با گلگهر بعد از پاس گل و نمایش درخشانش مقابل تیم سابق خود، بازی فراتر از انتظار اورونوف مقابل مصر بعد از نمایش دلنشینش مقابل استقلال خوزستان، نشانههایی فوقالعاده امیدوارکننده برای تبدیل پرسپولیس به یک تیم قدرتمند در دوسوم باقیمانده از فصل لیگ برتر است.
تازه اینجاست که هواداران پرسپولیس پی به این نکته خواهند برد که تیم محبوبشان تیم کمستارهای نیست و فقط یک هل لازم داشت تا این بازیکنان تکانی خورده و از سایه بیرون بیایند. البته واژه هل شاید تا حدودی سادهانگارانه باشد و تنها برای خلاصه کردن کار بزرگ اوسمار و کوتاه کردن جمله استفاده شود اما واقعیت این است که اوسمار با توجه به تجربه حضور دوساله در پرسپولیس، کیفیت و پتانسیل این بازیکنان را میشناخت و تنها اقداماتی انجام داد که این کیفیت و پتانسیل رها شود.
حالا اینکه این اقدامات شامل چه مسائلی میشود میتوان پیشبینی کرد مجموعهای است از طراحی و اجرای تمرینات باکیفیتتر تیمی، ارتقای شرایط بدنی و قوای جسمانی، برگزاری تمرینات انفرادی، جانمایی بازیکنان در پستهایی که کارایی بهتری داشته باشند و احتمالاً صحبتها و جلسات جداگانه با هر یک از این نفرات که قطعاً باعث ارتباط بهتر و نزدیکتر آنها با سرمربی شده و به لحاظ روانی روی بازیکنان تأثیر مثبت گذاشته. در نهایت نتایج این اقدامات باعث شده تا بازیکن پرسپولیس بداند مربی دقیقاً از او چه میخواهد و با آرامش و خیالی راحتتر فوتبالش را بازی میکند و آنچه در زمین میبینیم چیزی است که هر فوتبالفهمی تأییدش میکند و سر آخر کیفیت فوتبال تیم پرسپولیس است که ارتقا مییابد.
انتهای پیام/
با شروع فصل موافقان این نظریات با شدت بیشتری روی عقایدشان پافشاری کردند و البته با توجه به کیفیت فنی تیم در دوره سرمربیگری هاشمیان و نتایجی که به دست آمد فکتهای زیادی برای اثبات حرفهای خود داشتند. در واقع پرسپولیس آنقدر بد و پرانتقاد کار میکرد و نکته منفی داشت که طبیعی بود آن پیشبینیها و نظریاتی که درباره ضعفهای اسکواد پرسپولیس تأکید میکردند را منطقی بدانی و بپذیری. از سوی دیگر بازیکنان مهم پرسپولیس، چه آنهایی که از قبل در این تیم حضور داشتند و چه آنها که بعداً به این مجموعه اضافه شدند هیچکدام کار ویژهای در زمین انجام نمیدادند که در جهت عکس آن اظهارنظرها کارکردی داشته باشد و کورسوی امیدی ایجاد شود. در آن مقطع فقط علی علیپور و بعضاً امید عالیشاه میدرخشیدند و بقیه در حد بازیکنان متوسط نزول کرده بودند و انگار پرسپولیس با جمعی از متوسطها با سرعت وحشتناک به سمت متوسط شدن پیش میرفت.
با ورود اوسمار اما از روز نخست مشخص بود او چند مأموریت بسیار مهم برای بازسازی این تیم در کوتاهمدت دارد که یکی از آنها احیای بازیکنان اصلی و ستارههایی بود که پتانسیل ستاره شدن را دارند. فقط چند روز بعد از حضور این برزیلی در تمرینات، پرسپولیس در نخستین مسابقه رسمی خود طوری فوتبال بازی کرد که همه شگفتزده شده و از خود میپرسیدند آیا این تیم همان تیم دو هفته قبل است که مقابل ذوبآهن در دقایقی طولانی تحت تأثیر بازی حریف قرار گرفت؟
البته بعدتر عدهای با پیش کشیدن این مسأله که استقلال خوزستان بدون تمرین مقابل پرسپولیس به میدان رفته سعی در این داشتند که بگویند اوسمار کار چندان ویژهای هم انجام نداده چراکه تیم حریف در اعتصاب بوده و تمرین درست و درمانی نداشته اما واقعیت این است که هم تیم خلیفهاصل بیکیفیت نبود هم اینکه نشانههای پیشرفت در روند تیم پرسپولیس مشهود بود.
جدا از این آنچه بشدت مورد توجه قرار گرفت و به چشم آمد، رو آمدن بازیکنان مهم و تأثیرگذاری بود که تأثیرگذاری را فراموش کرده و هفتهها با سایهای از خود در میدان بودند. اورونوف، بیفوما، سروش رفیعی، کاظمیان و میلاد محمدی از آن دست بازیکنانی بودند که در اولین نمایش رسمی تیم با حضور اوسمار کیفیت بهتری از خود ارائه دادند و هواداران پرسپولیس و البته اوسمار را برای حضور در کورس قهرمانی امیدوار کردند.
این روندی بود که در بازی تدارکاتی سرخها مقابل گلگهر نیز ادامه پیدا کرد و بیفوما سه پاس گل داد و کاظمیان دوباره گل زد تا مشخص شود واقعاً اتفاقاتی در این تیم افتاده که در یک نیمه سه گل به گلگهر میزند و فوتبالی تهاجمی با موقعیتهای متعدد ارائه میدهد.
اینجاست که با تغییر شرایط کیفی بازیکنان مهم، خلاق و دارای پتانسیل مشخص میشود، اسکواد پرسپولیس اصلاً اسکواد ضعیف و لاغری نیست بلکه برعکس، قرار است از اینجا به بعد با یک پرسپولیس پرستاره روبهرو شویم که در زمستان با پر کردن خلأهای موجود، قدرتمندتر و جذابتر هم خواهد شد.
در ادامه این سیر تحول، حالا هواداران پرسپولیس تازه فهمیدهاند، بیفوما چه خرید خوبی بوده یا اورونوف چه کارهایی میتواند در زمین انجام دهد. سه پاس گل بیفوما در بازی با گلگهر بعد از پاس گل و نمایش درخشانش مقابل تیم سابق خود، بازی فراتر از انتظار اورونوف مقابل مصر بعد از نمایش دلنشینش مقابل استقلال خوزستان، نشانههایی فوقالعاده امیدوارکننده برای تبدیل پرسپولیس به یک تیم قدرتمند در دوسوم باقیمانده از فصل لیگ برتر است.
تازه اینجاست که هواداران پرسپولیس پی به این نکته خواهند برد که تیم محبوبشان تیم کمستارهای نیست و فقط یک هل لازم داشت تا این بازیکنان تکانی خورده و از سایه بیرون بیایند. البته واژه هل شاید تا حدودی سادهانگارانه باشد و تنها برای خلاصه کردن کار بزرگ اوسمار و کوتاه کردن جمله استفاده شود اما واقعیت این است که اوسمار با توجه به تجربه حضور دوساله در پرسپولیس، کیفیت و پتانسیل این بازیکنان را میشناخت و تنها اقداماتی انجام داد که این کیفیت و پتانسیل رها شود.
حالا اینکه این اقدامات شامل چه مسائلی میشود میتوان پیشبینی کرد مجموعهای است از طراحی و اجرای تمرینات باکیفیتتر تیمی، ارتقای شرایط بدنی و قوای جسمانی، برگزاری تمرینات انفرادی، جانمایی بازیکنان در پستهایی که کارایی بهتری داشته باشند و احتمالاً صحبتها و جلسات جداگانه با هر یک از این نفرات که قطعاً باعث ارتباط بهتر و نزدیکتر آنها با سرمربی شده و به لحاظ روانی روی بازیکنان تأثیر مثبت گذاشته. در نهایت نتایج این اقدامات باعث شده تا بازیکن پرسپولیس بداند مربی دقیقاً از او چه میخواهد و با آرامش و خیالی راحتتر فوتبالش را بازی میکند و آنچه در زمین میبینیم چیزی است که هر فوتبالفهمی تأییدش میکند و سر آخر کیفیت فوتبال تیم پرسپولیس است که ارتقا مییابد.
انتهای پیام/