میزبانیها هر روز بیمعناتر میشود
جولان تیمهای بدون ورزشگاه در فوتبال ایران
بحران نداشتن زمین و ورزشگاه مناسب برای برگزاری مسابقات رسمی، سالهاست که در فوتبال ایران به یک معضل ساختاری تبدیل شده و حالا به مرحلهای رسیده که عملاً اصل «میزبانی» را بیاعتبار کرده است.
روایتهای تکراری از تیمهایی که زمین ندارند، ورزشگاههای غیراستاندارد، جابهجاییهای عجیب میان استانها و برگزاری مسابقات در شهرهایی غیر از شهر میزبان، از فوتبال حرفهای ایران تصویری نگرانکننده ساخته است.
تازهترین نمود این مشکل، ماجرای دیدار استقلال و فولاد هرمزگان در جام حذفی است؛ جایی که مشخص نیست تیم لیگ دویی فولاد هرمزگان بتواند در خانه از استقلال میزبانی کند و احتمال زیادی وجود دارد که این مسابقه در شیراز یا اهواز برگزار شود؛ اتفاقی که پرسشهایی جدی درباره مدیریت زیرساختی فوتبال ایران به وجود آورده است.
این نخستین بار نیست که تیمی به دلیل نداشتن ورزشگاه، مجبور میشود در شهری دیگر میزبان باشد. طی سالهای گذشته موارد مشابه فراوان بوده است. در لیگ برتر، تیم چادرملو اردکان برای مدت قابل توجهی مجبور شد بازیهای خانگی خود را در تهران برگزار کند؛ تصمیمی عجیب که عملاً امتیاز میزبانی را از یک تیم شهرستانی گرفت و آن را در شرایطی نابرابر قرار داد.
استقلال خوزستان نیز در شروع فصل جاری لیگ برتر با همین مشکل دستوپنجه نرم کرد و بهدلیل آماده نبودن ورزشگاه خانگیاش، هفتههای ابتدایی لیگ را بدون زمین اختصاصی پشت سر گذاشت. در لیگ یک هم این بحران بارها دیده شده است؛ چنانکه تیم فردالبرز، در حالی که متعلق به استان البرز است، یکی از بازیهای خود را در ورزشگاه تختی تهران برگزار کرد؛ تصمیمی که بار دیگر ثابت کرد مسأله کمبود زیرساخت در فوتبال ایران یک استثنا نیست، بلکه تبدیل به یک روند شده است.
این وضعیت تنها محدود به تیمهای مرکزی و جنوبی نیست. تیمهای شمالی کشور نیز بارها با بحران زمین مناسب برای برگزاری دیدارهای حساس خود مواجه شدهاند. آنها نیز هنگامی که به بنبست میرسند، تهران را به عنوان محل برگزاری مسابقه انتخاب میکنند؛ انتخابی که فاصلهای شگفتانگیز با مفهوم ریشهای «میزبانی» دارد و در عین حال نشان میدهد فوتبال ایران چقدر از استانداردهای حرفهای فاصله دارد.
مشکل اصلی اینجاست که متولیان برگزاری مسابقات، پیش از شروع لیگ، هیچگونه ضمانت و گارانتی الزامآوری از باشگاهها برای تأمین ورزشگاه استاندارد دریافت نمیکنند. تیمها بهسادگی در چرخه لیگها جابهجا میشوند، بدون اینکه حداقل شرایط زیرساختی را فراهم کرده باشند. وقتی لیگ آغاز میشود و باشگاهها زمین ندارند، سازمان لیگ و فدراسیون فوتبال بهجای برخورد قاطع، مسیر سادهتری را انتخاب میکنند؛ اجازه میدهند تیمها مسابقات خود را در شهرهای دیگر برگزار کنند؛ تصمیمی که نهتنها کمکی به حل مشکل نمیکند، بلکه آن را به یک «قاعده» تبدیل کرده است.
این تنها مسابقات رسمی نیست که از این بحران ضربه میخورد؛ حتی برخی تیمها بهدلیل نداشتن زمین تمرین مناسب، مجبورند تمرینات خود را هم در شهرهای دیگر برگزار کنند. در سالهای اخیر بارها مشاهده شده که تیمهای شهرستانی برای هفتهها به تهران میآیند و تمرینات خود را در پایتخت برگزار میکنند؛ اقدامی که علاوه بر هزینههای سنگین، تصویر حرفهای فوتبال ایران را نیز مخدوش کرده است. با این حال، چون هیچ ساختار بازدارندهای وجود ندارد، این مسأله نیز عادی شده و کمتر کسی از مدیران فدراسیون میپرسد که چرا چنین رویهای را ادامه میدهند.
واقعیت این است که چنین شرایطی نهتنها توسعه فوتبال ایران را متوقف میکند، بلکه رقابتها را نیز از عدالت دور خواهد کرد. تیمی که در خانه خود میزبان نیست، عملاً از بزرگترین امتیاز رقابتیاش محروم میشود. از سوی دیگر، هواداران شهرهای کوچک که امید دارند تیم محبوبشان را از نزدیک تماشا کنند، ناچار میشوند از دور شاهد بازی آنها باشند. این همه در حالی است که «میزبانی» یکی از ارکان اساسی رقابتهای حرفهای فوتبال است و بدون آن، لیگ معنای واقعی خود را از دست میدهد.
اکنون که بار دیگر پروندهای تازه مانند میزبانی فولاد هرمزگان مطرح شده، وقت آن رسیده که فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ برای همیشه تکلیف این موضوع را روشن کنند. فوتبال ایران تا زمانی که برای ورود به لیگهای حرفهای معیارهای سختگیرانه و غیرقابل اغماض درباره زیرساختها تعیین نکند، نمیتواند امیدی به پیشرفت داشته باشد. تیمهایی که ورزشگاه ندارند، نباید تا زمان حل مشکل اجازه حضور در مسابقات حرفهای را داشته باشند. سختگیری در ابتدا، بهترین راه برای نجات فوتبال ایران از این چرخه معیوب است. تا زمانی که این استانداردها تصویب و اجرا نشود، فوتبال ایران همچنان «بیخانه» باقی خواهد ماند؛ فوتبالی که در آن تیمها از شهری به شهر دیگر سرگردان هستند و هواداران هر روز بیشتر باور میکنند که این وضعیت قرار است تا مدتها ادامه داشته باشد.
انتهای پیام/
روایتهای تکراری از تیمهایی که زمین ندارند، ورزشگاههای غیراستاندارد، جابهجاییهای عجیب میان استانها و برگزاری مسابقات در شهرهایی غیر از شهر میزبان، از فوتبال حرفهای ایران تصویری نگرانکننده ساخته است.
تازهترین نمود این مشکل، ماجرای دیدار استقلال و فولاد هرمزگان در جام حذفی است؛ جایی که مشخص نیست تیم لیگ دویی فولاد هرمزگان بتواند در خانه از استقلال میزبانی کند و احتمال زیادی وجود دارد که این مسابقه در شیراز یا اهواز برگزار شود؛ اتفاقی که پرسشهایی جدی درباره مدیریت زیرساختی فوتبال ایران به وجود آورده است.
این نخستین بار نیست که تیمی به دلیل نداشتن ورزشگاه، مجبور میشود در شهری دیگر میزبان باشد. طی سالهای گذشته موارد مشابه فراوان بوده است. در لیگ برتر، تیم چادرملو اردکان برای مدت قابل توجهی مجبور شد بازیهای خانگی خود را در تهران برگزار کند؛ تصمیمی عجیب که عملاً امتیاز میزبانی را از یک تیم شهرستانی گرفت و آن را در شرایطی نابرابر قرار داد.
استقلال خوزستان نیز در شروع فصل جاری لیگ برتر با همین مشکل دستوپنجه نرم کرد و بهدلیل آماده نبودن ورزشگاه خانگیاش، هفتههای ابتدایی لیگ را بدون زمین اختصاصی پشت سر گذاشت. در لیگ یک هم این بحران بارها دیده شده است؛ چنانکه تیم فردالبرز، در حالی که متعلق به استان البرز است، یکی از بازیهای خود را در ورزشگاه تختی تهران برگزار کرد؛ تصمیمی که بار دیگر ثابت کرد مسأله کمبود زیرساخت در فوتبال ایران یک استثنا نیست، بلکه تبدیل به یک روند شده است.
این وضعیت تنها محدود به تیمهای مرکزی و جنوبی نیست. تیمهای شمالی کشور نیز بارها با بحران زمین مناسب برای برگزاری دیدارهای حساس خود مواجه شدهاند. آنها نیز هنگامی که به بنبست میرسند، تهران را به عنوان محل برگزاری مسابقه انتخاب میکنند؛ انتخابی که فاصلهای شگفتانگیز با مفهوم ریشهای «میزبانی» دارد و در عین حال نشان میدهد فوتبال ایران چقدر از استانداردهای حرفهای فاصله دارد.
مشکل اصلی اینجاست که متولیان برگزاری مسابقات، پیش از شروع لیگ، هیچگونه ضمانت و گارانتی الزامآوری از باشگاهها برای تأمین ورزشگاه استاندارد دریافت نمیکنند. تیمها بهسادگی در چرخه لیگها جابهجا میشوند، بدون اینکه حداقل شرایط زیرساختی را فراهم کرده باشند. وقتی لیگ آغاز میشود و باشگاهها زمین ندارند، سازمان لیگ و فدراسیون فوتبال بهجای برخورد قاطع، مسیر سادهتری را انتخاب میکنند؛ اجازه میدهند تیمها مسابقات خود را در شهرهای دیگر برگزار کنند؛ تصمیمی که نهتنها کمکی به حل مشکل نمیکند، بلکه آن را به یک «قاعده» تبدیل کرده است.
این تنها مسابقات رسمی نیست که از این بحران ضربه میخورد؛ حتی برخی تیمها بهدلیل نداشتن زمین تمرین مناسب، مجبورند تمرینات خود را هم در شهرهای دیگر برگزار کنند. در سالهای اخیر بارها مشاهده شده که تیمهای شهرستانی برای هفتهها به تهران میآیند و تمرینات خود را در پایتخت برگزار میکنند؛ اقدامی که علاوه بر هزینههای سنگین، تصویر حرفهای فوتبال ایران را نیز مخدوش کرده است. با این حال، چون هیچ ساختار بازدارندهای وجود ندارد، این مسأله نیز عادی شده و کمتر کسی از مدیران فدراسیون میپرسد که چرا چنین رویهای را ادامه میدهند.
واقعیت این است که چنین شرایطی نهتنها توسعه فوتبال ایران را متوقف میکند، بلکه رقابتها را نیز از عدالت دور خواهد کرد. تیمی که در خانه خود میزبان نیست، عملاً از بزرگترین امتیاز رقابتیاش محروم میشود. از سوی دیگر، هواداران شهرهای کوچک که امید دارند تیم محبوبشان را از نزدیک تماشا کنند، ناچار میشوند از دور شاهد بازی آنها باشند. این همه در حالی است که «میزبانی» یکی از ارکان اساسی رقابتهای حرفهای فوتبال است و بدون آن، لیگ معنای واقعی خود را از دست میدهد.
اکنون که بار دیگر پروندهای تازه مانند میزبانی فولاد هرمزگان مطرح شده، وقت آن رسیده که فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ برای همیشه تکلیف این موضوع را روشن کنند. فوتبال ایران تا زمانی که برای ورود به لیگهای حرفهای معیارهای سختگیرانه و غیرقابل اغماض درباره زیرساختها تعیین نکند، نمیتواند امیدی به پیشرفت داشته باشد. تیمهایی که ورزشگاه ندارند، نباید تا زمان حل مشکل اجازه حضور در مسابقات حرفهای را داشته باشند. سختگیری در ابتدا، بهترین راه برای نجات فوتبال ایران از این چرخه معیوب است. تا زمانی که این استانداردها تصویب و اجرا نشود، فوتبال ایران همچنان «بیخانه» باقی خواهد ماند؛ فوتبالی که در آن تیمها از شهری به شهر دیگر سرگردان هستند و هواداران هر روز بیشتر باور میکنند که این وضعیت قرار است تا مدتها ادامه داشته باشد.
انتهای پیام/