وقتی هدف اول در سطح ملی فراموش میشود
تعداد پاس و مالکیت؛ چه اهمیتی دارد آقای روانخواه؟!
از امید روانخواه اینطور نقل میشد که در فلسفه مربیگری بهدنبال القای مالکیت توپ به بازیکنان است و این هدف را دنبال میکند. حال اینکه در چنین سطحی که تیمها نیاز به کسب نتیجه دارند پیادهسازی این روش چه اندازه اثرگذار است، از نتایجی که تیم امید ایران در جام ملتهای امیدهای آسیا در عربستان بهدست آورد، کاملاً گویا است.
تیم امید ایران در گروه مقدماتی جام ملتهای امید آسیا 270دقیقه به میدان رفت و هیچ گلی به ثمر نرساند. گرچه در بازی پایانی مقابل لبنان که منجر به شکست یکبرصفر ایران مقابل ضعیفترین تیم گروه شد، برخورد چهارباره توپ به تیر دروازه تا حدی نشانههای از میل به پیروزی و گلزنی را در تیم روانخواه نمایان ساخت اما در هر حال آنچه از روانخواه و شاگردانش در 3بازی برگزار شده باقی ماند، فقدان گلزنی و ضعف در باز کردن دروازه حریف بود که جای بررسی و موشکافی دقیق دارد.
اینکه روانخواه اساساً با آن سبقه چطور سر از سرمربیگری تیم امید ایران درمیآورد خود یک بحث مفصل است و یقیناً شایستههای بسیاری در این سطح حضور داشتند تا تیم امید را راهبری کنند اما اگر حتی بپذیریم که روانخواه با شایستگی حداقلی در این سمت قرار گرفته این سؤال بزرگ مطرح است که سرمربی تیم امید چرا و به چه دلیل به روی نام دو بازیکن شایسته استقلال به نامهای سحرخیزان و قلیزاده که قطعاً در این تورنمنت میتوانستند کمک حال تیم امید باشند، چشم بست.
حال شاید بیتفاوتی در مقابل این بازیکنان نشأت گرفته از همان سیاست فقط پاس بده! در تفکرات اشتباه سرمربی تیم امید باشد که در نهایت چنین فاجعهای را به بار آورد. شاید روانخواه تنها بهدنبال این بود که از تیم امید آماری قابل توجهی از تعداد پاس باقی بماند و او در واقع این موضوع بیاهمیت در سطح ملی را فدای صعود و نتیجهگیری کرد.
تکلمه: در تیم ملی فلسفه نخست نتیجهگیری است. نه تعداد پاس، درصد مالکیت و یا این دست آمارها. بازیکن ملی باید هنر پیروزی را بیاموزد که امید روانخواه هرگز موفق نشد چنین رویکردی را در تیمش پیاده کند تا بار دیگر یک درد کهنه در فوتبال ایران عمیقتر شود؛ حذف تیم امید!
انتهای پیام/
تیم امید ایران در گروه مقدماتی جام ملتهای امید آسیا 270دقیقه به میدان رفت و هیچ گلی به ثمر نرساند. گرچه در بازی پایانی مقابل لبنان که منجر به شکست یکبرصفر ایران مقابل ضعیفترین تیم گروه شد، برخورد چهارباره توپ به تیر دروازه تا حدی نشانههای از میل به پیروزی و گلزنی را در تیم روانخواه نمایان ساخت اما در هر حال آنچه از روانخواه و شاگردانش در 3بازی برگزار شده باقی ماند، فقدان گلزنی و ضعف در باز کردن دروازه حریف بود که جای بررسی و موشکافی دقیق دارد.
اینکه روانخواه اساساً با آن سبقه چطور سر از سرمربیگری تیم امید ایران درمیآورد خود یک بحث مفصل است و یقیناً شایستههای بسیاری در این سطح حضور داشتند تا تیم امید را راهبری کنند اما اگر حتی بپذیریم که روانخواه با شایستگی حداقلی در این سمت قرار گرفته این سؤال بزرگ مطرح است که سرمربی تیم امید چرا و به چه دلیل به روی نام دو بازیکن شایسته استقلال به نامهای سحرخیزان و قلیزاده که قطعاً در این تورنمنت میتوانستند کمک حال تیم امید باشند، چشم بست.
حال شاید بیتفاوتی در مقابل این بازیکنان نشأت گرفته از همان سیاست فقط پاس بده! در تفکرات اشتباه سرمربی تیم امید باشد که در نهایت چنین فاجعهای را به بار آورد. شاید روانخواه تنها بهدنبال این بود که از تیم امید آماری قابل توجهی از تعداد پاس باقی بماند و او در واقع این موضوع بیاهمیت در سطح ملی را فدای صعود و نتیجهگیری کرد.
تکلمه: در تیم ملی فلسفه نخست نتیجهگیری است. نه تعداد پاس، درصد مالکیت و یا این دست آمارها. بازیکن ملی باید هنر پیروزی را بیاموزد که امید روانخواه هرگز موفق نشد چنین رویکردی را در تیمش پیاده کند تا بار دیگر یک درد کهنه در فوتبال ایران عمیقتر شود؛ حذف تیم امید!
انتهای پیام/