اوسمار در بنبست
چه بلایی سر پرسپولیس آمده؟
اشتباه انفرادی در هر تیمی و هر سطحی توسط هر بازیکنی اتفاق میافتد و جزو اتفاقات روتین فوتبال است. در واقع آنچه سروش رفیعی در شروع مسابقه انزلی انجام داد و باعث شد تا دروازه تیش باز شود، اتفاق عجیب و غریبی نیست و شاید فقط از این جهت که توسط یک بازیکن باتجربه اتفاق افتاد مورد سؤال و بازخواست قرار گیرد اما سؤال اساسی اینجاست که چرا پرسپولیس بعد از این گل نتوانست مقابل یک تیم غالباً مدافع به گل دست یابد؟
با احتساب دو تایم شش دقیقهای که در پایان هر نیمه بهعنوان وقت اضافه اعلام شد، دو تیم 112دقیقه در میدان دویدند و تلاش کردند. پرسپولیس دقیقه11 از ملوان گل خورد و حدود 100دقیقه زمان داشت تا این گل خورده را جبران کند و البته برای هدف خود که رسیدن به صدرنشینی بود به گل دوم هم دست یابد اما به اندازه کافی کیفیت نداشت. جدا از بحث بدشانسی که نمیتوان درصد قابل اعتنایی را به آن اختصاص داد آنچه در مورد پرسپولیس هفته بیستم میتوان گفت این است که این تیم در نیمفصل دوم بهصورت مشخص به یک بیماری و آفت ناشناخته دچار شده و اصلاً شرایط باثبات نیمفصل نخست را ندارد.
شکست در انزلی در شرایطی اتفاق افتاد که با وجود گل خورده از روی نقطه پنالتی، توپ و میدان غالباً در اختیار تیم اوسمار بود اما انگار بعد از تصاحب توپ و چرخاندن آن در نقاط مختلف زمین حریف، هیچ پلنی برای خلق موقعیت وجود نداشت و در اندک صحنههایی که شانس گل ایجاد میشد بازیکنان در لحظه نواختن ضربه نهایی فاقد اعتماد به نفس و کیفیت لازم بودند و اینچنین شد که نتیجه ناامیدکننده دیگری بهدست آمد.
نمایش نسبتاً ضعیف نیمه اول باعث شد تا اوسمار درد را در میانه میدان پیدا کند. او با بیرون بردن سروش و باکیچ و میدان دادن به سرلک و خدابندهلو سعی داشت نبض بازی را در اختیار بگیرد که گرفت اما بازیکن خلاقی در خط حمله و کنارههای زمین نداشت تا بازی را برایش در بیاورد.
در روزی که علیپور در نقش یک گلنزن تمامعیار ظاهر شده بود، محمودی جوان هر چه تلاش کرد به جایی نرسید، سرگیف کلاً از جریان بازی خارج بود و اورونوف با چمن مشکل داشت و حتی یک حرکت امیدوارکننده انجام نداد. بدتر اینکه اوسمار برای این بازیکنان جانشین مناسب و کارآمدی هم نداشت یا حداقل از اندک داشتههایش درست استفاده نکرد. اورونوف با کاظمیان جابهجا شد که او هم هیچ کاری از پیش نبرد. برای دو تعویض پایانی روی نیمکت محمدحسین صادقی و ابوالفضل بابایی تنها عناصر تهاجمی باقیمانده بودند که اوسمار به آنها اعتماد نکرد و در جناح چپ خط دفاعی تعویض چهارم و آخرش را انجام داد که تأثیری در شکل بازی و نتیجه نداشت.
اوسمار در انزلی به بنبست خورد و برای فرار از این بنبست تصمیمات خوبی هم نگرفت اما همچنان خوششانس است که با سه باخت در پنج هفته فقط یک امتیاز با صدر جدول فاصله دارد و همچنان فرصت جبران باقی است. با این حال بهنظر میرسد تا زمانی که نفرات مهمی مثل عالیشاه، عمری، شکاری و بیفوما شرایط بازی پیدا نکنند و برخی از بازیکنان خط میانی مثل باکیچ، سروش و خدابندهلو به فرم خوب گذشتهشان برنگردند احتمال مواجهه با بنبستهای اینچنینی باز هم وجود خواهد داشت چراکه این لیگ، لیگ عجیبی است و هر هفته میتواند یک سورپرایز دیگر در جدول رقم بخورد.
انتهای پیام/
با احتساب دو تایم شش دقیقهای که در پایان هر نیمه بهعنوان وقت اضافه اعلام شد، دو تیم 112دقیقه در میدان دویدند و تلاش کردند. پرسپولیس دقیقه11 از ملوان گل خورد و حدود 100دقیقه زمان داشت تا این گل خورده را جبران کند و البته برای هدف خود که رسیدن به صدرنشینی بود به گل دوم هم دست یابد اما به اندازه کافی کیفیت نداشت. جدا از بحث بدشانسی که نمیتوان درصد قابل اعتنایی را به آن اختصاص داد آنچه در مورد پرسپولیس هفته بیستم میتوان گفت این است که این تیم در نیمفصل دوم بهصورت مشخص به یک بیماری و آفت ناشناخته دچار شده و اصلاً شرایط باثبات نیمفصل نخست را ندارد.
شکست در انزلی در شرایطی اتفاق افتاد که با وجود گل خورده از روی نقطه پنالتی، توپ و میدان غالباً در اختیار تیم اوسمار بود اما انگار بعد از تصاحب توپ و چرخاندن آن در نقاط مختلف زمین حریف، هیچ پلنی برای خلق موقعیت وجود نداشت و در اندک صحنههایی که شانس گل ایجاد میشد بازیکنان در لحظه نواختن ضربه نهایی فاقد اعتماد به نفس و کیفیت لازم بودند و اینچنین شد که نتیجه ناامیدکننده دیگری بهدست آمد.
نمایش نسبتاً ضعیف نیمه اول باعث شد تا اوسمار درد را در میانه میدان پیدا کند. او با بیرون بردن سروش و باکیچ و میدان دادن به سرلک و خدابندهلو سعی داشت نبض بازی را در اختیار بگیرد که گرفت اما بازیکن خلاقی در خط حمله و کنارههای زمین نداشت تا بازی را برایش در بیاورد.
در روزی که علیپور در نقش یک گلنزن تمامعیار ظاهر شده بود، محمودی جوان هر چه تلاش کرد به جایی نرسید، سرگیف کلاً از جریان بازی خارج بود و اورونوف با چمن مشکل داشت و حتی یک حرکت امیدوارکننده انجام نداد. بدتر اینکه اوسمار برای این بازیکنان جانشین مناسب و کارآمدی هم نداشت یا حداقل از اندک داشتههایش درست استفاده نکرد. اورونوف با کاظمیان جابهجا شد که او هم هیچ کاری از پیش نبرد. برای دو تعویض پایانی روی نیمکت محمدحسین صادقی و ابوالفضل بابایی تنها عناصر تهاجمی باقیمانده بودند که اوسمار به آنها اعتماد نکرد و در جناح چپ خط دفاعی تعویض چهارم و آخرش را انجام داد که تأثیری در شکل بازی و نتیجه نداشت.
اوسمار در انزلی به بنبست خورد و برای فرار از این بنبست تصمیمات خوبی هم نگرفت اما همچنان خوششانس است که با سه باخت در پنج هفته فقط یک امتیاز با صدر جدول فاصله دارد و همچنان فرصت جبران باقی است. با این حال بهنظر میرسد تا زمانی که نفرات مهمی مثل عالیشاه، عمری، شکاری و بیفوما شرایط بازی پیدا نکنند و برخی از بازیکنان خط میانی مثل باکیچ، سروش و خدابندهلو به فرم خوب گذشتهشان برنگردند احتمال مواجهه با بنبستهای اینچنینی باز هم وجود خواهد داشت چراکه این لیگ، لیگ عجیبی است و هر هفته میتواند یک سورپرایز دیگر در جدول رقم بخورد.
انتهای پیام/