فقط یک جام برای سپاهان باقی مانده است
زمان علیه نویدکیا
شکست برای سپاهان مقابل الحسین فقط یک باخت ساده در کارنامه آسیایی نبود؛ زنگ خطری بود که باید خیلی زودتر از اینها شنیده میشد. تیمی که با قرعهای نسبتاً هموار در کنار آخال ترکمنستان و موهان باگان هند قرار گرفت، حتی پیش از سخت شدن مسیر هم نشانههایی از ضعف ساختاری را بروز داده بود. حذف نماینده هند از سوی کنفدراسیون فوتبال آسیا شاید مسیر صعود را کوتاهتر کرد، اما کیفیت را بالا نبرد. صعود بهعنوان تیم دوم، بیشتر نتیجه حداقلها بود تا نشانهای از برتری قاطع.
در مرحله حذفی، تقابل با الاهلی قطر – تیم نهم لیگ ستارگان قطر – باید فرصتی برای اثبات تفاوتها میبود، اما به صحنه آشکار شدن ضعفها تبدیل شد. سپاهان در آمار مالکیت، تعداد پاس و حتی موقعیتسازی برتر بود، اما فوتبال را با اعداد نمیسنجند؛ با لحظهها میسنجند. یک غفلت در دقیقه ۹۱، یک اشتباه از محمد دانشگر و باز شدن دروازه سیدحسین حسینی، تمام برتریهای آماری را به حاشیه راند. این همان شکاف مزمنی است که سالهاست فوتبال ایران را در بزنگاههای آسیایی زمین میزند: ناتوانی در مدیریت لحظههای سرنوشتساز.
مرور نتایج نمایندگان ایران نشان میدهد مسأله فقط رقابت با تیمهای متمول عربستانی نیست. فاصله با تیمهای درجه دو و سه غرب آسیا نیز در حال افزایش است. دیگر نه از اقتدار گذشته خبری هست و نه از آن هیبت سنتی که رقبا را وادار به احتیاط میکرد. حتی تیمهایی از اردن، بحرین یا ترکمنستان حالا بدون هراس برابر ما میایستند و امتیاز میگیرند. این یک هشدار مقطعی نیست؛ نشانه یک روند فرسایشی است.
در چنین فضایی، طبیعی است که نیمکت سپاهان به کانون شایعات بدل شود. نام محرم نویدکیا بیش از هر زمان دیگری در معرض قضاوت قرار گرفته است. بخشی از هواداران هنوز معتقدند تغییر در این مقطع، بیشتر از آنکه درمان باشد، شوک منفی خواهد بود. آنها به یاد دارند که نویدکیا در میانه فصل وعده داده اگر سپاهان را قهرمان لیگ برتر نکند، خود کنار خواهد رفت؛ وعدهای که حالا مثل شمشیری بالای سرش آویزان است.
سپاهان با یک بازی کمتر و فاصلهای اندک تا صدر، هنوز در کورس قهرمانی لیگ برتر قرار دارد. ۹ مسابقه باقیمانده – عمدتاً مقابل تیمهای پایین جدول – بیش از آنکه ساده به نظر برسند، تلههای بالقوهاند؛ تیمهایی که برای بقا حتی به یک امتیاز از سپاهان هم دل میبندند. اینجا دیگر مسأله کیفیت فردی نیست، مسأله ذهنیت است؛ توان عبور از فشار، حفظ تمرکز و تبدیل برتری نسبی به نتیجه قطعی.
زمان اما بیرحم است. اگر سپاهان نتواند از همین حالا تغییر در رویکرد، تمرکز و کارایی را آغاز کند، فصل جاری نه با جام که با یک وداع به پایان میرسد؛ وداعی که خود نویدکیا پیشاپیش وعدهاش را داده است. شاید تلخترین بخش ماجرا همین باشد: تیمی با ظرفیتهای فنی و هواداری بالا، در گرداب تردیدهای مدیریتی و اشتباهات لحظهای گرفتار شده؛ و مربیای که میان وفاداری هواداران و قضاوت بیامان نتیجه، روی لبه تیغ قدم میزند.
شکست سپاهان برابر الاهلی قطر بیش از آنکه محصول یک اشتباه فردی باشد، بازتاب یک مشکل ساختاری در فاز تهاجمی است. سپاهان در هر دو بازی رفت و برگشت لیگ قهرمانان آسیا ۲ تیم برتر میدان بود؛ مالکیت، حجم حمله و خلق موقعیت به سود طلاییپوشان رقم خورد، اما فوتبال در نهایت به تیمی پاداش میدهد که «تمامکننده» داشته باشد، نه صرفاً «سازنده».
اشتباه مدافع در لحظه گل، اگرچه تعیینکننده بود، اما ریشه باخت را باید در ناکارآمدی زنجیره حمله جستوجو کرد. مهاجمان هدف سپاهان در نقش نگهدارنده توپ و ضربه آخر موفق نبودند و وینگرها نیز در ارسالهای مؤثر، نفوذهای عمقی و تصمیمگیری نهایی کیفیت فصل گذشته را بازتولید نکردند. نتیجه، انباشت موقعیتهای نیمهتمام و فرسایش ذهنی تیمی بود که هرچه جلوتر رفت، از گل دورتر شد.
از منظر تاکتیکی، تیم محرم نویدکیا در فاز حمله بیش از حد به بازی ترکیبی بدون عمق تکیه دارد؛ گردش توپ خوب است، اما وقتی تهدید مستقیم پشت خط دفاع شکل نگیرد، دفاع حریف فشرده و کمریسک میماند. نبود تنوع در ضربات آخر، تأخیر در شوتزنی و فقدان مهاجم ششدانگ، این چرخه را کامل کرده است.
سپاهان برای بازگشت به مسیر قهرمانی در لیگ، پیش از هر چیز به احیای جسارت هجومی نیاز دارد: افزایش شوت از پشت محوطه، تحرک بدون توپ مهاجمان و تعریف نقشهای شفاف برای وینگرها. تا زمانی که این اصلاحات انجام نشود، برتری فنی الزاماً به نتیجه تبدیل نخواهد شد.
انتهای پیام/