فوتبال ایران
27784
سه تعویض آخر اوسمار تأثیرگذار اما دیرهنگام
عمری و شکاری باید زودتر میآمدند
اوسمار ویرا که در بازیهای اخیر و پس از نمایش ضعیف بازیکنانش در نیمه نخست معمولاً بین دو نیمه تغییراتی در ترکیب تیم خود اعمال میکرد این بار و در مصاف با خیبر دیرتر تغییرات خود را آغاز کرد.
اوسمار در دقیقه 59 دو تعویض انجام داد، آن هم در شرایطی که در نیمه نخست یک گل دریافت کرده و تیمش هم خوب بازی نمیکرد.
اولین تغییرات سرمربی برزیلی پرسپولیس حضور امیرحسین محمودی و اوستون اورونوف در زمین بود که جانشین سروش رفیعی و تیوی بیفوما شدند. با این تغییرات محمودی مثل بازیهای قبل به پست هافبک راست رفت تا عالیشاه متمایل به مرکز شود و اورونوف جای بیفوما را در جناح چپ گرفت. این تغییرات البته با توجه به فرم بدنی نه چندان جالب عالیشاه و البته شرایط ناامیدکننده اورونوف منجر به تغییری در فرم بازی سرخها نشد.
دو تعویض بعدی در دقیقه 75 و لحظاتی پس از دریافت گل دوم از حریف انجام شد و باز هم اوسمار تغییراتی در خط میانیاش اعمال کرد. این بار سرلک جای باکیچ را گرفت و عالیشاه هم از زمین بیرون رفت تا عمری جانشین او شود. با حضور عمری در جناح راست، فقط این سرلک بود که به عنوان هافبک مرکزی در ترکیب حضور داشت و به نظر میرسید محمودی به عنوان بازیکن آزاد پشت دو مهاجم بازی میکرد. با انجام تعویض پنجم و حضور رضا شکاری به جای علیپور، او تبدیل به مهاجم سایه شد و بعد از نمایش خوب عمری و محمودی سرانجام سرخها به گل رسیدند.
از بین تعویضهای اوسمار، محمودی انرژیک بازی کرد و دوندگی زیادی داشت اما عمری از همه بهتر بود چرا که برخلاف دیگر بازیکنان کناری پرسپولیس در این مسابقه حرکات غیر قابل پیشبینی بیشتری داشت و چند حرکت مفید و خلاقانه در فاز حمله انجام داد.
در نهایت تک گل پرسپولیس هم با کار خلاقانه عمری و پاس به جلوی محمدی پایهگذاری شد تا این دو بازیکن تأثیر خود را در جریان بازی نشان دهند. در عین حال شکاری هم با وجود فرصت محدودی که داشت خوب و مفید بازی کرد و در روند تهاجمی تیم و تحت فشار گذاشتن حریف تأثیرگذار بود.
با این حال سؤال اینجاست که چرا این بازیکنان فیکس نبودند یا اینقدر دیر به میدان آمدند؟ محمودی جوان که در بازیهای قبلی پرانرژی و خلاق نشان داده بود چرا بعد از چند بازی قابل قبول به یکباره نیمکتنشین شد؟ محمد عمری که چند روز قبل از بازی با گلگهر به تمرینات گروهی رسیده بود چرا در آن بازی در دقیقه 85 و این بازی دقیقه 75 به زمین رفت اما مثلاً عالیشاه یا بیفومای ناآماده فیکس بودند و اورونوف که از آنها هم ناآمادهتر بود زودتر به میدان رفت؟ علت بازی نکردن رضا شکاری چه بود و چرا این بازیکن دقیقه 85 وارد میدان شد؟
با در نظر گرفتن این مسائل و سؤالهایی که جواب روشنی برایشان پیدا نمیکنیم به نظر میرسد اوسمار هم تحت تأثیر اسامی و موقعیتشان در تیم بوده و تصمیمات عاقلانه و منطقی در این مسابقه نگرفته است. شاید هم این مربی در شرایط بحرانی نتوانسته تصمیم خوبی درباره ارنج و تعویضها داشته باشد یا همکارانش به او کمک نکردهاند.
در عین حال هیچ بعید نیست این سه بازیکنی که در 20-15 دقیقه پایانی بازی موفق شدند تا به تیم ناامیدکننده اوسمار تکانی بدهند در دیدارمقابل ذوبآهن فیکس شوند که عقلانی و منطقی خواهد بود.
انتهای پیام/
اوسمار در دقیقه 59 دو تعویض انجام داد، آن هم در شرایطی که در نیمه نخست یک گل دریافت کرده و تیمش هم خوب بازی نمیکرد.
اولین تغییرات سرمربی برزیلی پرسپولیس حضور امیرحسین محمودی و اوستون اورونوف در زمین بود که جانشین سروش رفیعی و تیوی بیفوما شدند. با این تغییرات محمودی مثل بازیهای قبل به پست هافبک راست رفت تا عالیشاه متمایل به مرکز شود و اورونوف جای بیفوما را در جناح چپ گرفت. این تغییرات البته با توجه به فرم بدنی نه چندان جالب عالیشاه و البته شرایط ناامیدکننده اورونوف منجر به تغییری در فرم بازی سرخها نشد.
دو تعویض بعدی در دقیقه 75 و لحظاتی پس از دریافت گل دوم از حریف انجام شد و باز هم اوسمار تغییراتی در خط میانیاش اعمال کرد. این بار سرلک جای باکیچ را گرفت و عالیشاه هم از زمین بیرون رفت تا عمری جانشین او شود. با حضور عمری در جناح راست، فقط این سرلک بود که به عنوان هافبک مرکزی در ترکیب حضور داشت و به نظر میرسید محمودی به عنوان بازیکن آزاد پشت دو مهاجم بازی میکرد. با انجام تعویض پنجم و حضور رضا شکاری به جای علیپور، او تبدیل به مهاجم سایه شد و بعد از نمایش خوب عمری و محمودی سرانجام سرخها به گل رسیدند.
از بین تعویضهای اوسمار، محمودی انرژیک بازی کرد و دوندگی زیادی داشت اما عمری از همه بهتر بود چرا که برخلاف دیگر بازیکنان کناری پرسپولیس در این مسابقه حرکات غیر قابل پیشبینی بیشتری داشت و چند حرکت مفید و خلاقانه در فاز حمله انجام داد.
در نهایت تک گل پرسپولیس هم با کار خلاقانه عمری و پاس به جلوی محمدی پایهگذاری شد تا این دو بازیکن تأثیر خود را در جریان بازی نشان دهند. در عین حال شکاری هم با وجود فرصت محدودی که داشت خوب و مفید بازی کرد و در روند تهاجمی تیم و تحت فشار گذاشتن حریف تأثیرگذار بود.
با این حال سؤال اینجاست که چرا این بازیکنان فیکس نبودند یا اینقدر دیر به میدان آمدند؟ محمودی جوان که در بازیهای قبلی پرانرژی و خلاق نشان داده بود چرا بعد از چند بازی قابل قبول به یکباره نیمکتنشین شد؟ محمد عمری که چند روز قبل از بازی با گلگهر به تمرینات گروهی رسیده بود چرا در آن بازی در دقیقه 85 و این بازی دقیقه 75 به زمین رفت اما مثلاً عالیشاه یا بیفومای ناآماده فیکس بودند و اورونوف که از آنها هم ناآمادهتر بود زودتر به میدان رفت؟ علت بازی نکردن رضا شکاری چه بود و چرا این بازیکن دقیقه 85 وارد میدان شد؟
با در نظر گرفتن این مسائل و سؤالهایی که جواب روشنی برایشان پیدا نمیکنیم به نظر میرسد اوسمار هم تحت تأثیر اسامی و موقعیتشان در تیم بوده و تصمیمات عاقلانه و منطقی در این مسابقه نگرفته است. شاید هم این مربی در شرایط بحرانی نتوانسته تصمیم خوبی درباره ارنج و تعویضها داشته باشد یا همکارانش به او کمک نکردهاند.
در عین حال هیچ بعید نیست این سه بازیکنی که در 20-15 دقیقه پایانی بازی موفق شدند تا به تیم ناامیدکننده اوسمار تکانی بدهند در دیدارمقابل ذوبآهن فیکس شوند که عقلانی و منطقی خواهد بود.
انتهای پیام/