اخبار
27834
آچمز در مستطیل سبز رسانه
کیش و مات وریا به اتاق تخریب لندن
سخنان وریا غفوری پس از دیدار با مس رفسنجان را اگر در بستر تحولات اخیر فضای رسانهای تحلیل کنیم، بهروشنی درمییابیم که موضوع، یک گلایه شخصی یا واکنش احساسی لحظهای نبود؛ بلکه پاسخی آگاهانه به روندی سازمانیافته از تخریب و تحریف بود که این روزها از سوی تلویزیون ضدایرانی اینترنشنال علیه ورزشکاران و مربیان ایرانی دنبال میشود.
وریا غفوری از معدود فوتبالیستهایی است که در سالهای اخیر، هزینه صراحت و موضعگیری اجتماعی خود را پرداخته است. او بارها نشان داده در بزنگاههای حساس، ترجیح میدهد سکوت نکند؛ حتی اگر این سکوت نکردن، برایش تبعات حرفهای بههمراه داشته باشد. بنابراین تلاش برای بازنمایی او بهعنوان چهرهای «ضدمردم» یا «منفعل»، بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت باشد، برآمده از یک خط خبری جهتدار است که گویا از پیش تصمیم خود را گرفته و سپس بهدنبال چیدن گزارهها در راستای همان تصمیم است.
نقد رسانهای اگر بر پایه داده، تحلیل و انصاف باشد نهتنها مذموم نیست بلکه ضروری است. اما آنچه در هفتههای اخیر از سوی این شبکه دیده میشود، پروژه تخریب است. سیاهنمایی مستمر، القای بیتعهدی ورزشکاران و حتی زیر سؤال بردن اصل پایبندی به قراردادهای حرفهای نشان میدهد که هدف صرفاً روشنگری نیست. وقتی یکی از مجریان – با سابقه حضور در فوتبال ایران – پیشنهاد مصرف قرص و بازی نکردن در لیگ را مطرح میکند، دیگر با یک تحلیل یا نقد فنی روبهرو نیستیم؛ با دعوت آشکار به اخلال در ساختار رقابتی و حرفهای ورزش مواجهیم. اینجاست که تناقض آشکار پدیدار میشود؛ چگونه رسانهای که مدعی «غیرسیاسی بودن ورزش» است، خود بهصراحت در حال سیاسیسازی و ابزارسازی از آن است؟
ادبیات عوامل این شبکه، مملو از برچسبزنی، تعمیمهای شتابزده و روایتهای یکسویه است. هر ورزشکاری که مطابق چهارچوب حرفهای خود عمل کند، بهسرعت در مظان اتهام «بیتفاوتی» یا «همراهی با جریان خاص» قرار میگیرد. این شیوه مواجهه، نه به تقویت جامعه مدنی کمک میکند و نه به ارتقای اخلاق رسانهای؛ بلکه شکافها را عمیقتر و فضای بیاعتمادی را گستردهتر میکند.
در مقابل، تجربه سالهای گذشته نشان داده که بسیاری از ورزشکاران ایرانی در بزنگاههای اجتماعی کنار مردم ایستادهاند. این واقعیت را نمیتوان با چند برنامه جهتدار یا چند هشتگ پرهیاهو پاک کرد. تقلیل کنشهای پیچیده انسانی به روایتهای سیاه و سفید، سادهسازی عامدانهای است که بیشتر به عملیات روانی شباهت دارد تا روزنامهنگاری حرفهای.
بر این اساس موضعگیری وریا غفوری را باید نه یک جدال شخصی، بلکه واکنشی به یک روند نگرانکننده دانست؛ روندی که مرز میان نقد منصفانه و تخریب هدفمند را کمرنگ کرده است. اگر رسانهای خود را مدافع مردم میداند، نخستین گامش باید پایبندی به اصول حرفهای، پرهیز از تحریک و احترام به واقعیتهای میدانی باشد. در غیر این صورت، افکار عمومی دیر یا زود میان نقد صادقانه و هیاهوی جهتدار تمایز قائل خواهد شد.
انتهای پیام/
وریا غفوری از معدود فوتبالیستهایی است که در سالهای اخیر، هزینه صراحت و موضعگیری اجتماعی خود را پرداخته است. او بارها نشان داده در بزنگاههای حساس، ترجیح میدهد سکوت نکند؛ حتی اگر این سکوت نکردن، برایش تبعات حرفهای بههمراه داشته باشد. بنابراین تلاش برای بازنمایی او بهعنوان چهرهای «ضدمردم» یا «منفعل»، بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت باشد، برآمده از یک خط خبری جهتدار است که گویا از پیش تصمیم خود را گرفته و سپس بهدنبال چیدن گزارهها در راستای همان تصمیم است.
نقد رسانهای اگر بر پایه داده، تحلیل و انصاف باشد نهتنها مذموم نیست بلکه ضروری است. اما آنچه در هفتههای اخیر از سوی این شبکه دیده میشود، پروژه تخریب است. سیاهنمایی مستمر، القای بیتعهدی ورزشکاران و حتی زیر سؤال بردن اصل پایبندی به قراردادهای حرفهای نشان میدهد که هدف صرفاً روشنگری نیست. وقتی یکی از مجریان – با سابقه حضور در فوتبال ایران – پیشنهاد مصرف قرص و بازی نکردن در لیگ را مطرح میکند، دیگر با یک تحلیل یا نقد فنی روبهرو نیستیم؛ با دعوت آشکار به اخلال در ساختار رقابتی و حرفهای ورزش مواجهیم. اینجاست که تناقض آشکار پدیدار میشود؛ چگونه رسانهای که مدعی «غیرسیاسی بودن ورزش» است، خود بهصراحت در حال سیاسیسازی و ابزارسازی از آن است؟
ادبیات عوامل این شبکه، مملو از برچسبزنی، تعمیمهای شتابزده و روایتهای یکسویه است. هر ورزشکاری که مطابق چهارچوب حرفهای خود عمل کند، بهسرعت در مظان اتهام «بیتفاوتی» یا «همراهی با جریان خاص» قرار میگیرد. این شیوه مواجهه، نه به تقویت جامعه مدنی کمک میکند و نه به ارتقای اخلاق رسانهای؛ بلکه شکافها را عمیقتر و فضای بیاعتمادی را گستردهتر میکند.
در مقابل، تجربه سالهای گذشته نشان داده که بسیاری از ورزشکاران ایرانی در بزنگاههای اجتماعی کنار مردم ایستادهاند. این واقعیت را نمیتوان با چند برنامه جهتدار یا چند هشتگ پرهیاهو پاک کرد. تقلیل کنشهای پیچیده انسانی به روایتهای سیاه و سفید، سادهسازی عامدانهای است که بیشتر به عملیات روانی شباهت دارد تا روزنامهنگاری حرفهای.
بر این اساس موضعگیری وریا غفوری را باید نه یک جدال شخصی، بلکه واکنشی به یک روند نگرانکننده دانست؛ روندی که مرز میان نقد منصفانه و تخریب هدفمند را کمرنگ کرده است. اگر رسانهای خود را مدافع مردم میداند، نخستین گامش باید پایبندی به اصول حرفهای، پرهیز از تحریک و احترام به واقعیتهای میدانی باشد. در غیر این صورت، افکار عمومی دیر یا زود میان نقد صادقانه و هیاهوی جهتدار تمایز قائل خواهد شد.
انتهای پیام/